آیا اسراییل به ایران حمله خواهد کرد؟ این سؤالی است که همزمان با بزرگترین مانور دفاع هوایی ایران به فاصله سه هفته بعد از گستردهترین رزمایش نظامی مشترک واشنگتن – تلآویو موسوم به «جنیفر کبری» فکر و ذهن کارشناسان مسائل امنیتی و استراتژیک را به خود مشغول کرده است. طی چند روز گذشته سناریوپردازیهای مختلفی درباره حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به ایران منتشر شده؛ گزارشهایی که اغلب سعی دارند به مقامهای ایرانی هشدار دهند که اگر طی چند هفته باقی مانده تا پایان سال میلادی بر سر مسأله هستهای با آمریکاییها به توافق نرسند.
حمله اسراییل اجتنابناپذیر خواهد بود. روز دوشنبه شبکه خبری بیبیسی گزارشی نشان داد که در آن نحوه حمله تلآویو به تأسیسات هستهای سوریه روی نقشه به نمایش درآمد. همه کسانی که این گزارش را دیدند، خوب میدانند که این گزارش حاوی هشداری ضمنی به ایران درباره احتمال انجام حملاتی مشابه است.
رسانههای غربی و عربی درطول روزهای اخیر مملو از گزارشهایی با همین سبک و سیاق هستند با این حال به نظر میرسد اسراییلیها به چند دلیل از حمله به تأسیسات هستهای ایران صرفنظر کردهاند و به راهحلهایی جایگزین فکر میکنند:
1- تلآویو طی چند ماه گذشته به خصوص بعد از صحبتهای وزیر خارجه آمریکا درباره طرح کاخ سفید برای «ایجاد چتر دفاعی در خلیج فارس» به شکل قابل توجهی توانایی بازدارندگی خود را افزایش داده است. صحبتهای هیلاری کلینتون در اواسط آگوست 2009 معنی ضمنیاش این بود که حتی اگر ایران به یک بازیگر هستهای تبدیل شود نیز آمریکا گزینه نظامی را در دستور کار قرار نخواهد داد و اسراییل هم باید خود را با همین استراتژی هماهنگ کند. اسراییلیها مقاومت زیادی در مقابل این استراتژی نشان دادهاند ولی شواهد و قرائن نشان میدهد که آنها بدون اعلان رسمی در حال تطبیق خود با چارچوبهای چتر امنیتی آمریکا هستند؛ چتر امنیتیای که بخشی از تعریف یک استراتژی بازدارنده در مقابل ایران است. مانور چند هفته قبل «جنیفر کبری» همه علائم طراحی یک سیستم بازدارندگی دوجانبه را داشت، ضمن اینکه گزارشهای روزهای اخیر هم نشان میدهد که تلآویو خود را برای طراحی یک استراتژی بازدارندگی یکجانبه نیز آماده میکند. بخشی از بازدارندگی جدیدی که اسراییلیها طراحی کردهاند، حاوی سیستمی چندلایه است که از یک طرف برای مقابله با تواناییهای حماس و حزبالله در مرزهای شمالی و جنوبی سرزمینهای اشغالی طراحی شده و از طرف دیگر رویارویی با حمله احتمالی از ایران را هدفگیری میکند.
ارتش رژیم صهیونیستی در حال ساخت نسل جدیدی از سیستمهای دفاعی موسوم به «آرو» است که گفته میشود هدف آن رهگیری و سرنگون کردن موشکهای بالستیک ایران در فضای ماورای جو است. تلآویو در لایه دوم بازدارندگی خود در مقابل ایران زیردریاییهای معروف «دلفین» ساخت آلمان را خریداری کرده و در حال خریداری دوربینیابی دیگر از همین نوع است. بهرغم اینکه اسراییلیها هیچوقت تأیید نمیکنند که زیردریاییهای دلفین میتوانند به موشکهای قادر به حمله کلاهک هستهای مجهز شوند ولی کارشناسان نظامی معتقدند دلفینهای آلمانی از چنین قابلیتی برخوردارند و تلآویو قصد دارد آنها را در سواحل جنوبی ایران مستقر کند.
نکته مهم اینکه اسراییلیها دلفینهای هستهای را برای حمله اتمی به ایران خریداری نکردهاند، زیرا مچ عقل سلیمی برای حمله به تأسیسات اتمی حریف از سلاح هستهای استفاده نمیکند بلکه دلفینها قطعهای از پازل گسترده ایجاد بازدارندگی در مقابل ایران هستند.
گنبدی در مقابل حماس و حزبالله
تلآویو در سطحی دیگر نیز در حال طراحی سیستمی برای مقابله با تواناییهای رو به گسترش حماس و حزبالله است. کارشناسان نظامی صهیونیستی معتقدند حزبالله تواناییهایش را بعد از جنگ سال 2006 سه برابر کرده و اکنون حدود 40 هزار موشک دارد که به طور فرضی قادرند سراسر سرزمینهای اشغالی را هدف قرار دهند. حماس نیز امنیتی مشابه دارد و اخیراً راکتهایی با برد 60 کیلومتر را آزمایش کرده که بالقوه میتواند تلآویو را نیز هدف بگیرد. در مقابل این دو تحول، صنایع نظامی رژیم صهیونیستی در حل گوشه سیستم موسوم به «گنبد آهنین» هستند. این سیستم رادارها و دوربینهایی پیشرفته دارد که قادرند راکتها را رهگیری در عرض چند ثانیه مورد هدف قرار دهند، جالب اینکه این سیستم میتواند پیشبینی کند که راکتها کجا به زمین اصابت خواهد کرد و این قابلیت را دارد که در مقابل باد، خورشید و سایر عوامل جانبی وضعیت خود را به سرعت تغییر دهد.
موازنه جدید، بازیگران تازه
هه اینها اگر چه نشاندهنده گسترش تواناییهای نظامی اسراییل است ولی مراقبت ؟؟ هم در آن نهفته است؛ واقعیتی که مقامهای رژیم صهیونیستی قادر به بیان آن نیستند و البته دلیلی هم نمیبینند آن را به زبان بیاورند. رژیم صهیونیستی به جای توسعه قابلیتهای تهاجمیاش، به سمت گسترش تواناییهای بازدارندگی روی آورده است. زمانی مقامهای رژیم صهیونیستی میگفتند اسراییل اولین کسی نیست که از سلاح اتمی استفاده میکند ولی اولین کسی هم نخواهد بود که هدف قرار میگیرد. اما حالا اسراییلیها فقط خود را برای «بازدارندگی» در مقابل «ضربه اول» آماده میکنند نه «اقدام» در مقابل «ضربه نخست» البته این به معنای نفی مؤسسه میلیتاریسم اسراییلی در خاورمیانه نیست. روی آوردن رژیم صهیونیستی دلایلی استراتژیک دارد که جنگ 33 روزه لبنان، نبرد 22 روزه غزه و واقعیتهای جدید در خاورمیانه بخشهای از آن است. جدای از این، اگر بازوی بلند نیروی هوایی رژیم صهیونیستی قادر بود توازن نظامی موجود در خاورمیانه را تعریف کند، امروز ظهور بازیگران جدید هستند که واقعیتهای موجود را به تلآویو دیکته میکنند.