کد خبر: 196537
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۸ - ۱۷:۳۷
مریم بصیری - دا، هنوز و از پس بازچاپ هشتاد و خرده‌ای بار، همچنان پرهیاهو است و مشتاقانش بسیارند. تاکنون بسیاری از نقادان و نویسندگان و مشتاقان ادبیات، درباره آن نوشته‌اند و از محاسن و معایبش گفته‌اند.«دا» به تازگی موفق به دریافت جایزه ادبی «جلال آل‌احمد» شد. به این بهانه نگاهی دوباره به این اثر می‌کنیم. این نوشتار، نگاه تازه‌ای است، از زاویه‌ای دیگر،‌ به این اثر ارزشمند و پرمخاطب؛ نگاهی که بسیار قابل تأمل است و نکته‌ای مهم را گوشزد می‌کند.تقریباً یک سال از انتشار کتابی به نام «دا» که خاطرات دختری 17 ساله را در روزهای آغازین جنگ در خرمشهر بیان می‌کند،‌ می‌گذرد. در این یک سال این کتاب با استقبال شایان توجهی از سوی خوانندگان و اصحاب هنر و ادب مواجه بوده است. کتابی که با نثری ساده و روان از ناگفته‌های حمله‌ای سهمگین و نابرابر به مردم شهری بی‌دفاع سخن می‌گوید.نکته‌ای که در این یک سال تقریباً در تمام نقدها و بررسی‌ها از آن سخن گفته شده است پرداخت جزئی و فضای تصویری کتاب است. آنچنان که برخی آن را رمان هم دانسته‌اند. هر چند که به زعم نگارنده این گونه داستان‌ها و رمان‌ها نیز برگرفته از زندگی واقعی خود نویسنده یا کسانی است که با آنها برخورد داشته.(به عنوان مثال رمان داستان جاوید نوشته اسماعیل فصیح برگرفته از خاطرات جاوید پیروزفر) حال آنکه تدوین کتابی مانند «دا» با عنوان خاطرات مستند با توجه به لزوم رعایت امانت و خودداری از تخیل نویسنده کاری بس مشکل‌تر از نوشتن رمان است که دست نویسنده در به کار بردن خیالپردازی‌ها و تخیلات باز است.چه چیزی باعث شده کتاب «دا» بعد از انتشار بیش از دو هزار جلدکتاب در زمینه خاطرات دفاع مقدس، اینچنین خاص و پرمخاطب باشد؟مصاحبه از خانم سیده زهرا حسینی بیش از هزار ساعت و تدوین این خاطرات در قالب کتاب «دا» نزدیک به هفت سال زمان گرفته است. تنها با در نظر گرفتن این مدت زمان – و نه موارد دیگر- باید ازخود پرسید که چگونه کتابی در 770 صفحه اینقدر زمان برده است؟ انتظار جواب صحیح این سؤال را باید از خبرنگاران و منتقدان داشت. چرا که شغل و تخصص آنان این است که با نوشته‌های خود ذهن مخاطبین را به مسائل روشن و فکر آنها را در مسیر درست هدایت کنند.درحالی که در مورد کتاب «دا» این انتظار نه تنها از سوی بسیاری از ایشان برآورده نشد بلکه خانم سیده زهرا حسینی – مرجع خاطرات- را صاحب اثر در نظرگرفته و برخی حتی پا را فراتر گذاشته و ایشان را نویسنده کتاب دانسته‌اند و نه تنها نامی از خانم سیده اعظم حسینی، تدوین‌کننده این کتاب نبرده‌اند حتی این سؤال هم برایشان پیش نیامده است که نام ایشان به چه علت روی جلد آمده است. شایان ذکر است که این مطلب مورد اذعان و تأکید همگان است که کتاب «دا» تماماً از گفته‌ها و خاطرات خانم سیده زهرا حسینی به دست آمده است ولی آیا اینکه چگونه این خاطرات به صورت کتابی خواندنی- حداقل در عرصه کتاب‌های خاطرات دفاع مقدس- درآمده، تنها حاصل گفته‌های راوی است یا نقش مؤلف نیز در آن تأثیرگذار بوده است؟آیا تاکنون موردی را خوانده یا شنیده‌اید که دریک تابلوی نقاشی کسی پرتره مدل را صاحب اثر دانسته باشد نه هنرمند نقاش را؟ سؤال دیگر اینکه چرا در بین کتاب‌هایی که تاکنون با عنوان خاطرات انتشار یافته‌اند، تنها در مورد کتاب «دا» راوی، خالق اثر دانسته شده؟برای هر کس که کتاب «دا» را خوانده باشد، مطمئناً نثر روان و آمدن مطالب در جای خود، پرداخت به جزئیات با پرهیز از زیاده‌گویی‌هایی که در برخی کتاب‌ها وجود دارد و باقی نگذاشتن نقاط مبهم، لذت‌بخش بوده است طوری که در این زمینه احساس خلأیی نکرده است.شاید با نگاه خوشبینانه به این قصور بتوان گفت تازگی این سبک در ایران باعث سردرگمی آنها شده باشد. گفتنی است که پایه اساسی ایجاد این نوع آثار –تدوین خاطرات- که با توجه به خاطرات شخصی به رشته تحریر درمی‌آید، بر پرسش و پاسخ یا همان مصاحبه است که سؤالات بجا و ذهن هنرمند و تربیت یافته مصاحبه‌گر آن را هدایت می‌کند. بنابراین دید هنری مصاحبه‌گر و تسلط موضوعی و اشراف او بر وقایع خاطرات نقش اصلی را بازی می‌کند و سؤالات او بازگویی مطالب را به جهت درست سوق می‌دهد.سؤالات بی‌شمار درباره زمان، فضا، حالات و احساس راوی، همین‌طور اطرافیان او، گم نکردن شخصیت‌ها و مواردی که موازی با حوادث وجود داشته‌اند...در مرحله بعد از مصاحبه اولیه تدوین خاطرات که توضیح مراحل و شیوه‌های آن خود کتابی است، با به کارگیری حساسیت‌های خاص و تخصصی انجام می‌پذیرد در حالی که در این مرحله بنا به نیاز متن، پرسش از راوی خاطرات همچنان ادامه دارد. در مرحله مصاحبه تنها کار راوی پاسخ به سؤالاتی است که از او پرسیده می‌شود. حتی ممکن است پرسیدن برخی سؤالات در نظرش عجیب و غیرضروری برسد و اگر این سؤالات از او پرسیده نشود خود از تشریح آنان خودداری خواهد کرد. در صورتی که از او سؤال نشود آنها را ذکر نکند.این در حالی است که مصاحبه‌گر بایستی بر موضوعات مورد مصاحبه اشراف نسبتاً خوبی داشته باشد و علاوه بر آن بسیاری از موارد روایت شده را مورد تحقیق، مطالعه و بررسی و براساس اسناد و مدارک موجود قرار دهد تا اگر راوی ادعایی را در ارتباط با زمان، مکان و اشخاص بیان می‌کند مورد تأیید دیگر منابع نیز باشد. گاهی دامنه این تحقیقات به مصاحبه با افراد حاضر در مکان و زمان وقوع حواث ذکر شده و حتی سفر به مناطق کشیده می‌شود. به این ترتیب مطالعه و تحقیق نویسنده امکان اشتباه راوی راکه احتمال دارد بر اثر مرور زمان دقت خود را بر روی موردی از دست داده باشد و یا با موارد مشابه در هم بیان کرده باشد، تاحدود زیادی از میان برمی‌دارد.و همه اینها در حالی است که نویسندگان این سبک معترفند که یکی از سخت‌ترین موارد درمرحله مصاحبه به همراه نگاه داشتن سوژه روایتگر و دلگرم داشتن او است در حالی که گذشت زمان برای رسیدن به محصولی مطلوب در ظرف حوصله او نمی‌گنجد.شاید حساب ساده زیر با در نظر گرفتن مدت زمان مصاحبه و تدوین کتاب دا جهت روشن شدن مطلب برای آنان که همچنان بر نویسنده بودن خانم سیده زهرا حسینی اصرار می‌ورزند، جالب باشد. اگر از خود بپرسیم برای هر یک ساعت مصاحبه که ایشان خاطراتش را بیان کرده حداقل یک صفحه در نظر بگیریم، کتاب باید بیش از هزار صفحه می‌شد در حالی که 770 صفحه از کتاب را دربرگرفته است.سؤال ساده دوم آنطور که در جراید و... ذکر شده: حال که خانم سیده زهرا حسینی نویسنده است و خاطراتش را این چنین یکدست، پشت سرهم، تصویری و با جزئیات تعریف کرده و اگر نقش خانم سیده اعظم حسینی در هنگام مصاحبه تنها روشن نگاه داشتن ضبط و بعد از آن تایپ گفته‌های او باشد، چگونه این کار هفت سال زمان برده است؟ این در حالی است که چرا این کتاب مانند دیگر خودنوشت‌ها نیست؟ چگونه خانم سیده زهرا حسینی نویسنده است در حالی که در بسیاری از گفت‌وگوهایش با خبرنگاران ذکر کرده که کار نوشتن را دوست ندارد؟ آیا بعد از انتشار کتاب «دا» می‌توان منتظر اثر دیگری به نویسندگی ایشان بود؟نکات دیگری که ذکر آن را نیز در این مطلب لازم می‌دانم اصلاح تصور عده‌ای است که موفقیت کتاب را محصول تبلیغات ناشر می‌دانند. این ادعا این سؤال منطقی را به ذهن متبادر می‌کند که چرا ناشر برای موفقیت و پرفروش شدن سایر آثار منتشره‌اش چنین تبلیغی نکرده است؟‌و آیا تنها تبلیغ باعث جلب مخاطب خواهد شد؟ چرا تاکنون که بیش از بیست سال از وقوع این حوادث می‌گذرد کسی به فکرنوشتن فیلمنامه و اقتباس از خاطرات ایشان نبوده است؟در آخر نکته بسیار مهمی که پیگیری و بررسی آن را از منتقدان خواستارم این است که نگاهی به چند نمونه شبه کتاب و کتابی به نام «عروس خرمشهر» انتشارات عروج در سال 86 که از خاطرات ایشان در مصاحبه‌های این مراکز با خانم حسینی انتشار یافته، داشته باشند. مطمئناً این بررسی نتیجه خوبی برای جلوگیری از اشتباهاتی این چنینی درآینده خواهد داشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار