
«اصولگرایان حق طلب جنبش سبز را همراهی میکنند» (علی شکوریراد، حزب مشارکت)
«اصولگرایان منصف نمیتوانند نسبت به وضع موجود بیتفاوت باشند» (محمد سلامتی، دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب)
«اصولگرایان منصف همیشه به دنبال حقیقت هستند» (رسول منتجبنیا، حزب اعتماد ملی)
«اصولگرایان متعصب بیشتر از اصلاح طلبان متعصب هستند» (منتجبنیا حزب اعتماد ملی)
واژههایی همچون اصولگرایان «حق طلب»، «منصف» و «متعصب» طی روزهای گذشته توسط تجدید نظر طلبان جهت توصیف اصولگرایان به کار برده شد. بکارگیری همزمان این ادبیات توسط سه جریان افراطی اصلاحطلب، حامل چه پیامی است و چه توقعی را منتقل میکند؟ گویندگان جملات فوق در جبهه اصولگرایان دنبال چه چیزی هستند؟ استفاده از واژههای همچون «حق طلب» و «منصف» توسط افراطیون برای وصف بخشی از اصولگرایان در درجه اول برای ایجاد شکاف بین اصولگرایان صورت میگیرد.
معمولاً جریانی که در قدرت است، اختلافات درونیاش بیشتر از جریان خارج از قدرت است. لذا رتبه بندی اصولگرایان، در کنار اختلاف خود آنها (اختلافات مجلس و دولت در بعضی لوایح و طرحها) میتواند این شکاف را عمیقتر نماید. از منظری دیگر، اظهار نظرهای این چنینی حکایت از سکوت یا گرایش برخی از اصولگرایان به تجدید نظرطلبان دارد.
سکوت در قبال اقدامات افراطی آنان پس از انتخابات، موجب شده است تا اصلاحطلبان، سکوتکنندگان اصولگرا را، منصف و حق طلب معرفی کنند. جای شگفتی است که عضو مرکزی حزب معلولالحال مشارکت، برخی از اصولگرایان را حقطلب توصیف میکند. قطعاً گروهی که مدنظر وی میباشد کسانی هستند که به خاطر اختلافات احتمالی با دولت یا رئیسجمهور جرائم بزرگ بعد از انتخابات را نادیده گرفتهاند.
بدین معنی که خیمه شب بازی خواندن انتخابات را محکوم نکردهاند، در قبال عبور از قانون، عبور از رهبری، به سخره گرفتن رأی اکثریت و... سکوت کردهاند. لذا این سکوت به معنی «حق طلبی» آنان تفسیر میشود، در عوض، کسانی که خواستار محاکمه سران آشوب هستند، امروز به «تعصب» متهم میشوند. بنابر این میتوان فهمید که از دیدگاه اصلاحطلبان «حق طلب» و «منصف» کسانی هستند که اقدامات عریان تجدید نظرطلبان را محکوم نکردهاند و یا احتمالاً در پس پرده چراغ سبزی نیز روشن کردهاند.
نگاه به حوادث پس از انتخابات باید به دور از تعلقات جناحی و گروهی صورت گیرد تا بتوان آن را در راستای دفاع یا حفظ نظام جمهوری اسلامی قلمداد کرد. قطعاً از نگاه آقایان سلامتی، منتجبنیا و شکوری راد، کسانی چون سید حمید روحانی با تمایلات چپ و اصلاحطلب نه امروز به عنوان فردی متعصب و بیانصاف معرفی میشوند. زیرا وی به دور از تعلقات به میدان آمده است و از حقانیت نظامجمهوری اسلامی دفاع کرد. در نقطه مقابل نیز، افرادی همچون جواد لاریجانی، حمید رسایی، کوثری، صفار هرندی و... متعصب و غیرمنصف شمرده میشوند، زیرا خواستار برخورد قانونی با سران فتنه هستند.
کسانی که خود را اصولگرا میدانند، حتماً به این مسأله توجه دارند که حوادث پس از انتخابات، امری مبتنی بر بدسلیقگی سیاسی و جناحی نبود. بلکه حاکمیت نظام جمهوری اسلامی رانشانه رفته بود. لذا بسیار خجالتآور است که به خاطر شخص احمدینژاد یا نوع برخورد ایشان در فلان مساله، اصل دفاع از انقلاب اسلامی را تا آنجا مسکوت گذاریم که رتبه حقطلب و منصف بگیریم و بدون پاسخ خواهی درباره آن همه هتک حرمت از نظام اسلامی، مطالبه وحدت را بخواهیم، وحدت با چه کسانی؟
با آنانی که از هیچ اقدامی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی فروگذار نکردهاند و مردم را به معارضه با نظام کشاندند و در مقابل سوت،کف دشمنان دیرین انقلاب اسلامی سکوت کردند. انصاف را بایددر حقگویی جستوجو کرد و «نگفتن» در فضای کنونی کشور عین بیانصافی است. بنابر این اصولگرایان باید در خود شک کنند که چه اقدامی انجام داده یا انجام ندادهاند که امروز لقب حقطلب و منصف میگیرند. امروز سکوت درباره اقدامات دشمن شادکن سکولارها به مثابه امری عقلایی و آرامشخواهانه نیست که عین تأیید براندازی و بیقانونی است. مقام معظم رهبری فرمودند. حق را بگویید، مبین بگویید در حدی که میفهمید، چرا آنان که امروز از گفتن پرهیز دارند «حق طلب» و «منصف» و آنانی که از حیثیت خود برای دفاع ازنظام اسلامی و رأی بینظیر مردم مایه گذاشتند «متعصب» معرفی میشوند؟ اگر این روال ادامه یابد پالایش در جبهه اصولگرایی امری لازم و ضروری است. خوشبختانه در جبهه اصولگرایی رویشهای معتقد به انقلاب اسلامی به وفور یافت میشود اما در جبهه اصلاح طلبی، رویشها به سمت خارج از نظام رفتهاند و همان نسل اولی، همچنان میداندار است. بنابراین رویشهای انقلاب میتواند جایگزین سکوتکنندگانی شود که امروز به خاطر عدم دفاع از انقلاب اسلامی مدال حق طلبی و انصاف میگیرند.