
يکشنبه همين هفته اتفاقي در دانشکده عمران دانشگاه ما (خواجه نصير) روي داد که بازخوردهاي جالبي در برخي سايت هاي به اصطلاح اپوزيسيون داشت. البته بر دانشجويان دانشگاه خودمان ماجرا پوشيده نيست که عده اي به بهانه بازداشت دو نفر از دانشجوهاي دانشگاه البته در بيرون دانشگاه چند هفته اي است که آرامش دانشگاه را بر هم زده اند. اين عده مدعي هستند که به بازداشت اين دو نفر توسط دستگاه هاي امنيتي ، آن هم در خونه هاشون معترض اند، اما هيچ وقت نمي گويند که چرا بايستي محيط دانشگاه را برهم مي زنند؟؟!خب اگر به عملکرد دستگاههاي امنيتي بيرون دانشگاه اعتراض دارند، بايد محيط بيرون دانشگاه را براي اعتراضشان انتخاب کنند.به هرحال! يکشنبه اين هفته (اول آذر) تعداي از افراد هوادار انجمن اسلامي منحل شده دانشگاه ما در محوطه دانشکده عمران جمع شدند و شروع کردند به شعارهاي تند و شلوغ کردن.البته جمعي از دانشجوهاي انقلابي و باغيرت دانشگاه که بنده هم جزوشان بودم، ديديم نمي شود نشست و نگاه کرد، بالاخره آبروي دانشگاه است و عده اي مي خواهند جلوي مردمي که از خيابان ولي عصر رد مي شوند، دانشجو و دانشگاه را ضد انقلاب جلوه بدهند.اين بود که آن جمع به اصطلاح معترض را به مناظره دعوت کرديم و گفتيم ما منطق داريم، اگر شما هم منطقي فکر مي کنيد، چرا شلوغ مي کنيد، بيايد مناظره کنيم!اما گوششان به حرف ما بدهکار نبود و حتي به سمت جايي که ما بويم، آمدند و با ما درگير شدند. (البته اين را هم بگويم که جرأت بيرون رفتن را هم نداشتند!!)به هر تقدير يه تعدادي در حدود 15 نفر هم بيرون دانشکده، در خيابان ولي عصر بودند،هم خواستند تجمع کنند که وقتي ديدند مردم باهاشان همراه نمي شوند راهشان را گرفتند و رفتند.بعد از يکي دو ساعت شعار دادن هم جماعت به اصطلاح سبز خسته شدند و رفتند پي بازيشان!!اين کل ماجراي اتفاقات دانشکده عمران خواجه نصير بود.(البته از پياز داغش صرف نظرشد!)اما بازتاب اين ماجرا در پايگاه هاي خبري ضدانقلاب خيلي عجيب بود. من که داشتم شاخ در مي آوردم و قتي خبر سايت خبرنامه اميرکبير را ديدم!ليد خبر با اين عبارت شروع مي شد: «در پي برگزاري تجمع اعتراضي نسبت به بازداشت علي پرويز و سهيل محمدي در دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصير، نيروهاي لباس شخصي و اعضاي بسيج دانشگاه به دانشجويان معترض حمله ور شده و فضاي دانشگاه را به تشنج کشاندند».البته نيروهاي لباس شخصي را که ما آنجا نديديم، اگه هم منظورشان خود ما بوديم اولا خب معلوم است که ما لباس شخصي هستيم، پس توقع داريد که ما دانشجوها لباس فرم بپوشيم؟!! شما که خودتان با بحث پوشش اجباري و فروم و از اين جور چيزها مخالف بوديد!! ثانيا تا آنجا که من يادم است و البته فيلمش هم موجود، اين سبزها بودن که به سمت در، جايي که ما بوديم حمله ور شدند!خبرنامه اميرکبير در ادامه نوشته: «پس از اعلام برگزاري تجمع اعتراضي از سوي دانشجويان خواجه نصير در روز يکشنبه 1 آذر، از صبح امروز نيروهاي لباس شخصي که با هماهنگي بسيج دانشگاه خواجه نصير از بيرون دانشگاه به صورت سازماندهي شده آورده شده بودند، محوطه دانشکده را اشغال کردند.»خب اين هم يک دروغ ديگر! براي اين که خود اون دانشجوهاي معترض سبز مخملين هم شاهدند که تمام دانشجوهاي انقلابي که آن روز تو خواجه نصير جمع شدند دانشجوي خواجه نصير بودند. مطمئنا اگر اين ها مصداقي داشتند از افرادي که سازماندهي شده از بيرون آورده شدند، عکسشان را منتشر مي کردند.خبر نامه اميرکبير در ادامه دروغ هاش نوشته:«هنگامي که تعداد دانشجويان پشت درهاي دانشکده به بيش از 500 نفر رسيد، نيروهاي يگان ويژه و انتظامي در محل حضور يافته و دانشجويان را از جلوي دانشکده متفرق کردند. سپس نيروهاي يگان ويژه و گارد ضدشورش کنترل در ورودي را به دست گرفته و مانع ورود دانشجويان به دانشگاه شدند.»خوب است که گردانندگان خبرنامه اميرکبير عکس آن 500 نفر را منتشر کنند تا ما هم بيشتر باهاشان آشنا شويم!! (لازم به ذکر است که عدد افرادي که بيرون جمع شده بودند به 15 نفر هم نمي رسيد!)ثانيا متوليان اين سايت خوب است که عکس نيروهاي يگان ويژه اي بيرون بودند و مانع ورود دانشجويان شدند را به چاپ برسانند تا ما زيارت کنيم! (واقعيت اين است که بيرون دانشکده تعداد نيروهاي انتظامي که آن هم از نوع پليش پيشگيري بودندبه تعداد انگشتان يک دست هم نمي رسيد.)خبرنامه اميرکبير در ادمه آورده: «از سوي ديگر دانشجويان دانشکده عمران با وجود فشارهاي بسيج دانشگاه و نيروهاي لباس شخصي تجمع خود را آغاز کردند. در اين زمان نيروهاي لباس شخصي و اعضاي بسيج به دانشجويان حمله ور شده و با درگيري با دانشجويان مانع ادامه تجمع آنان شدند.»خوب بود که حداقل دانشجويان مثلا سبز به بزرگترهاشان آمار درست مي دادند و مي گفتند که اول آن ها شروع به تجمع کرده اند و بعد دانشجوهاي انقلابي آن ها را به مناظره دعوت!در خصوص ادعاي حمله ور شدن هم که قبلا توضيح داده شد.اما شگفت آور ترين قسمت خبر اين سايته که باعث تعجب دو چندان شد، اين بود: «يکي از اعضاي بسيج دانشگاه ورودي 86 به نام "اخوان" که به عنوان مسئول تحليل و تاکتيک بسيج دانشجويي شناخته مي شود، هدايت نيروهاي سرکوبگر را بر عهده داشته و دانشجويان معترض را تهديد به بازداشتهاي گسترده و سرکوب فضاي دانشگاه نموده است.»از آنجايي که احتمالا منظور تهيه کنندگان اين خبر بنده بوده ام بايد توضيح بدم اولا که بنده، محمدجواد اخوان، ورودي 86 نيستم، ثانيا تا آنجايي که مي دانم مسئوليت تحت عنوان «تحليل و تاکتيک» نه در بسيج دانشگاه ما و نه در هيچ بسيج دانشجويي دانشگاهي در کشور وجود ندارد که بنده بخواهم متولي آن باشم، ثالثا يادم نمي آيد که هدايت همان جمع دانشجوهاي انقلابي را برعهده داشته باشم چه رسد به هدايت نيروهاي سرکوبگر(!) فرضي خبرنامه اميرکبير! و رابعا در هيچ جايي در عمرم هيچ فردي يا افرادي را به بازداشتهاي گسترده و سرکوب تهديد نکرده ام! اگر مدعيان مستندي در اين خصوص دارند خوب است عرضه کنند!البته فکر مي کنم با توضيح در مورد اين همه ادعاي کذب لازم باشد در مورد پشت پرده اين سايت و گردانندگان داخلي و خارجي آن (وايضا برخي به اصطلاح خبرنگاران آن که در خواجه نصير هم کم نيستند!) توضيح بدهم، قطعا دانشجوي بيدار اين کشور با اين اخبار و تحليل هاي آبدوغ خياري به اشتباه نمي افتد!