
آقای موسوی در مصاحبه اخیر خود با سایت جماران مدعی شده است که امام(ره) بازگشت افراد به دامان انقلاب را میپذیرفت و با تساهل و تسامح برخورد میکرد.
اگرچه حضرت امام(ره) راهبرد و وحدت نخبگان را در دوران کوتاه رهبری خود برگزیده بودند، اما تبدیل شدن انقلاب به محصول (جمهوری اسلامی) و پیدایش نهادها و زوایای حقوقی و حقیقی نظام، برخی از همراهان یا تأییدکنندگان وی را به انفعال، رویارویی و کنارهگیری کشاند، اما در عین خروج آنان از نظام یا ایستادن در مقابل اصول انقلاب باز هم علاقهمند به حضور در قدرت و مسؤولیتهای اجرایی و تقنینی بودند.
برخی از افراد فریب خورده و دستچندم با توبه به دامن انقلاب برمیگشتند و برخی با مدعای سهمخواهی و سهیم بودن در تحولات منجر به انقلاب اسلامی، خواستار مراجعت بودند. حضرت امام(ره) برای بازگشت این افراد شروطی را اعلام کردند که ماحصل این شروط عدم طلبکاری آنان از انقلاب و نظام است. حضرت امام(ره) از بازگشتگان هیچ چرایی را نمیپذیرند. در قضایای مربوط به بیت منتظری و حمایت منتظری از منافقین و لیبرالها(ملی- مذهبیهای فعلی) حضرت امام(ره) به شروطی اشاره دارد که مشخص میشود، این شروط قبلاً جزو نقهایی بوده است که آنان زدهاند یا توسط افرادی در درون نظام به گوش امام(ره) رساندهاند. امام(ره) در باره این افراد میفرماید:«آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همه کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است، ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همه اصول، که چرا مرگ بر آمریکا گفتید، چرا جنگ کردید، چرا نسبت به منافقین و ضدانقلابیون حکم خدا را جاری میکنید، چرا شعار نه شرقی و نه غربی دادهاید، چرا لانه جاسوسی را اشغال کردهایم و صدها چرای دیگر و نکته مهم در این رابطه اینکه، نباید تحت تأثیر ترحمهای بیجا و بیمورد، نسبت به دشمنان خدا و مخالفین و متخلفین نظام، به گونهای تبلیغ کنیم که احکام خدا و حدود الهی زیر سؤال بروند. من بعضی از این موارد را نهتنها به سود کشور نمیدانم، که معتقدم دشمنان از آن بهره میبرند.» امروزه باید به حضرت امام(ره) عرض نماییم:«نهتنها کسانی که آهنگ مراجعت دارند مدعی چراهایی هستند که شما منع کردهاید، بلکه برخی از کسانی که در درون خانواده انقلاب نیز محسوب میشوند، چراهای منع شده شما را مطالبه و تکرار میکنند. حضرت امام(ره) سطح بهکارگیری و حوزههایی که نباید توابین و بازگشتگان به آنجا وارد شوند را اینگونه توضیح میدهند:«اگر یک کسی افکارش قبلاًٌ منحرف بوده، حالا به شما ادعا بکند که خیر، من برگشتهام، ما باید قبول کنیم، اما نباید مجلهنویسش کنیم. خب بسیاری از اشخاصی که میآیند و میگویند ما توبه کردیم، توبه قبول است، لکن نمیشود آنها را سر یک کاری گذاشت که آن کار اهمیت دارد. برای اینکه ما نمیتوانیم که- به حسب واقع که ما نمیتوانیم که- این آدم توبه کرده یا این آدم میخواهد با این کلمه «توبه» ما را بازی بدهد. ما باید از او قبول کنیم که در جامعه مسلمین مثل سایر مسلمانها با او عمل بکنیم. اما نباید رادیو و تلویزیون را به دست او بدهیم، یا او را راه بدهیم در رادیو و تلویزیون، یا مجلهای که برای تربیت افراد است. برای ترویج این مسیر اسلامی ملت است، ما به دست او بدهیم و یا نوشتههایش را به دست او بدهیم. این طور نباید که ما خوش باور باشیم. خیلی از اشخاص هستند که تمام حرفهایشان حرفهای اسلام است، تمام حرفهایشان حرفهای نهجالبلاغه است و تمام حرفهایشان حرفهای قرآن است، لکن مسیرشان این نیست، در بین اشخاص همچون اشخاصی هستند که این راه را پیش گرفتند، برای اینکه، خود را در جامعه جا بزنند، آن مقصدی که دارند، آن را عمل بکنند و در بین مردم. در عین حالیکه ما باید قبول کنیم یک کسی که قبلاً هم- فرض کنید که- عاصی بوده، این آدم حالا مسلمان است و به او تربیت اثر اسلام را بدهیم اما نمیتوانیم جهاتی را که داریم [به او بسپاریم].
مقام معظم رهبری در تبیین مفهوم خودی و غیرخودی همانند امام(ره) مشی مینمایند وی نیز معتقد است هستند کسانی که در این کشور زندگی میکنند، نه انقلاب را قبول دارند، نه امام(ره) را قبول دارند و نه رهبری را، اما دارند زندگیشان را میکنند، برای خودشان عقیدهای دارند، عقیده آنان برای خودشان محترم است. نظام هم موظف است امنیت آنان را حفظ کند. اما این افراد نمیتوانند وارد حکومت و نظام شوند. اما مدعیان اصلاحطلبی با نادیده گرفتن فرمایشات امام(ره) همه افراد مطرود امام(ره) را در درون نظام میپسندند. این در حالی است که آن افراد همان توبه مدنظر امام(ره) را نیز انجام ندادهاند، همخانگی ملی- مذهبیها با حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب در سالیان گذشته، گرایش موسوی و افراد همسو به منتظری، اعلام دبیرکل سابق حزب مشارکت مبنی بر سهیم بودن همه گروههای مخالف نظام (بهجز منافقین) در قدرت بر مبنای شعار انحرافی «ایران برای همه ایرانیان» بخشی از تقابل این جریان با سیره و اندیشه امام(ره) است. ورود ملی- مذهبیها به انتخابات دور دوم شوراها در دولت خاتمی نمونه آشکار دیگری از تضاد این جریان با امام(ره) است. البته آنان به روی اندیشه امام(ره) تیغ نکشیدهاند بلکه مقابله با امام(ره) را در قالب راهبرد «سکوت» و حذف و برجستهسازی گزینشی دنبال میکنند.