جوان آنلاین:با افزایش سنگین صادرات نفت عربستان، بازارهای جهانی اگرچه تا حدودی کاهش قیمت نفت را تجربه کردند، اما این افت دوامی نداشت و قیمت نفت در معاملات روزهای گذشته مجدداً به محدوده ۱۰۰ دلار بازگشت تا نشان دهد بحران بازارهای جهانی تنها نمیتواند با بازگشت بشکههای خلیج فارس و عرضه ذخایر راهبردی تمام شود. بنبستهای دیپلماتیک و تداوم مدیریت هوشمند ایران در تنگه هرمز و هزینه بالای حملونقل و کمبود فرآوردههایی مانند دیزل همچنان ریسک را بالا نگه داشتهاند. به همین دلیل، افت قیمت نفت با افزایش عرضه بیش از آنکه نشاندهنده پایان بحران باشد، توهم پایان بحران است.
قیمت نفت در معاملات روز جمعه ۱۰ مهرماه، در محدوده ۱۰۰ دلار باقی ماند و بازار هم همچنان تحولات مربوط به عرضه نفت از غرب آسیا و احتمال افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی را دنبال میکند. براساس گزارش رویترز، بهای معاملات آتی نفت برنت به ۱۰۲ دلار و ۲۸ سنت در هر بشکه رسید. همچنین نفت خام وست تگزاس اینترمدیت امریکا به ۹۲ دلار و ۶۸ سنت در هر بشکه رسید.
رویترز گزارش داده است، بازار نفت در حال ارزیابی سیگنالهای متناقض درباره وضعیت عرضه است. از یکسو، آمارهای مربوط به صادرات نفت عربستان نشانههایی از بهبود جریان عرضه نفت منطقه دارد و از سوی دیگر، نگرانی از تشدید دوباره تنشها در منطقه، ریسک اختلال در عرضه را افزایش داده است. بر این اساس، بازار نفت همزمان دو واقعیت را قیمتگذاری میکند؛ عرضه به صورت نسبی افزایش جزئی داشته، اما بحران هنوز تمام نشده است. همزمان، تصمیم چین برای محدود کردن صادرات فرآوردههای نفتی در ماه اکتبر نیز نگرانیها درباره تشدید کمبود سوخت در بازار جهانی را افزایش داده است. چین با این تصمیم به دنبال تقویت ذخایر داخلی خود است.
انتقال بحران از نفت به دیزل
در همین حال، دولت امریکا از کشورهای اروپایی از جمله آلمان و فرانسه خواسته برای کاهش فشار بر بازار جهانی سوخت، بخشی از ذخایر اضطراری گازوئیل خود را آزاد کنند. طبق گزارش رویترز، امریکا از اتحادیه اروپا خواسته است حدود ۱۲۰ میلیون بشکه گازوئیل از ذخایر خود را طی شش ماه آزاد کند. دولتهای اروپایی هنوز درباره برداشت بیشتر از این ذخایر تصمیم نهایی نگرفتهاند، زیرا آزادسازی ذخایر میتواند قیمتها را در کوتاهمدت کاهش دهد، اما همزمان بخشی از حاشیه ایمنی اروپا در برابر شوک بعدی را از بین ببرد. این معادله ساده، اما مهم است؛ ذخایر اضطراری برای حل بحران ساخته نشدهاند، برای خریدن زمان در بحران ساخته شدهاند. اگر اختلال در عرضه و پالایش طولانی شود، استفاده مکرر از ذخایر بهتنهایی نمیتواند مشکل را حل کند. اروپا در نهایت به پالایش، واردات پایدار و مسیرهای حملونقل قابل اتکا نیاز دارد.
از این منظر، درخواست واشینگتن از اروپا بیش از آنکه نشانه حل بحران باشد، نشاندهنده دشوارتر شدن مدیریت آن است. دولتها اکنون تلاش میکنند با ابزارهای کوتاهمدت، فشار ناشی از یک بحران چندلایه را کنترل کنند، اما مسئله اینجاست که محدود کردن صادرات دیزل الزاماً به معنای حل بحران سوخت نیست. اگر صادرات کاهش یابد، ممکن است بازار داخلی امریکا در کوتاهمدت با عرضه بیشتری روبهرو شود، اما افزایش موجودی دیزل میتواند پالایشگاهها را به کاهش نرخ فرآورش نفت خام وادار کند. در این صورت، تولید بنزین و سایر فرآوردهها نیز کاهش مییابد و بحران از یک فرآورده به فرآوردههای دیگر منتقل میشود. به همین دلیل، اختلاف میان قیمت نفت خام امریکا و برنت نیز افزایش یافته است. بازار عملاً در حال قیمتگذاری این احتمال است که محدودیت صادرات دیزل، فعالیت پالایشگاههای امریکایی را کاهش دهد و تقاضای آنها برای نفت خام را پایین بیاورد. این همان نقطهای است که بحران دیزل از معضلی در بازار سوخت به مسئلهای در بازار نفت تبدیل میشود.
ذخیره گاز نصف شد
آمار زیرساختهای گاز اروپا نیز نشان میدهد ذخایر گاز کشورهای اروپایی به کمترین میزان چهار سال گذشته رسیده است. کشورهایی مانند آلمان و هلند ذخایر گازشان نصف شده و به ترتیب ۹۷/۵۷ درصد و ۸۹/۵۸ درصد ظرفیت گاز دارند. بقیه کشورها هم وضعیت مشابهی دارند. حدود یکسوم میانگین ظرفیت ذخایر گاز کشورهای اروپایی در ماه اکتبر، زمان اوج سالهای گذشته، خالی است. اختلال تردد کشتیها در تنگه هرمز، مسیر انتقال یکپنجم سوخت و انرژی جهان را مختل کرده است. یورونیوز روز گذشته با تیتر زمستان سخت در انتظار اروپاست، نوشت: اروپا که تابستان دشواری را با بیش از ۱۰ هزار مرگ بر اثر گرما پشت سر گذاشته، حالا باید منتظر زمستان سخت باشد. کشورهای فرانسه، اسپانیا، ایرلند، آلمان و ایتالیا به خاطر فشار سوخت از ادامه جنگ امریکا با ایران مخالفت کردهاند.
فشار تنگه هرمز بر زنجیره فرآوردهها
دادهها نشان میدهد اگرچه بازار از کمبود صرف نفت خام فاصله گرفته، اما هنوز با کمبود ظرفیت و انعطاف در زنجیره فرآوردهها روبهروست. به همین دلیل، اگر قیمت برنت کاهش یابد، نباید فوراً آن را نشانه پایان بحران هفتماهه خاورمیانه دانست.
شرکت کشتیرانی مرسک در پی اختلالات تنگه هرمز، برای حمل کانتینری به کشورهای حاشیه خلیج فارس تا ۳۸۰۰ دلار هزینه اضطراری تعیین کرد. افزون بر این، عبور هر کانتینر از تنگه مشمول هزار دلار هزینه اضافی شده که با بالا بردن هزینه واردات و توزیع میتواند به رشد قیمت کالاها در این کشورها منجر شود.
براساس اطلاعیه عملیاتی شرکت مرسک، این شرکت برای محمولههای مرتبط با بنادر عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات، دمام و جبیل عربستان و برخی بنادر عمان، نرخ اضطراری حمل تعیین کرده است. مطابق این اطلاعیه، هزینه اضطراری هر کانتینر ۲۰ فوت خشک ۱۸۰۰ دلار و کانتینر ۴۰ فوت خشک ۳۰۰۰ دلار است. این رقم برای کانتینرهای یخچالی، ویژه و حامل کالاهای خطرناک به ۳۸۰۰ دلار میرسد. علاوه بر این، کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور کنند، به ازای هر کانتینر مشمول هزار دلار هزینه اضافی خواهند شد. مرسک اعلام کرده است این مبلغ هزینههای افزودهای مانند حق بیمه و جبران ریسک خدمه را پوشش میدهد و جدا از نرخ اضطراری حمل محموله به مقصد نهایی است. اهمیت این تصمیم تنها به افزایش نرخ حمل محدود نمیشود، چراکه مرسک برای رساندن محمولهها به مقصد، استفاده از مسیرهای جایگزین، انبارش موقت، تأمین ظرفیت اضافی و جابهجایی مجدد کالاها را در دستور کار قرار داده است.
براساس برنامه اعلامشده، محمولههای مقصد کویت، عراق، قطر، بحرین و امارات از طریق بنادر صلاله و صحار عمان و خورفکان امارات منتقل میشوند و پس از جابهجایی زمینی به شارجه، از طریق شبکه فیدری داخلی خلیج فارس به مقصد نهایی میرسند.
این تغییر مسیر به معنای افزایش تعداد مراحل جابهجایی و تحمیل هزینههای جدید به زنجیره تأمین است؛ هزینههایی که در نهایت برعهده صاحبان کالا و واردکنندگان قرار میگیرد. افزایش کرایه حمل، هزینه بیمه، انبارداری و حمل زمینی میتواند بهای تمام شده کالاهای وارداتی را در کشورهای منطقه افزایش دهد. در صورتی که واردکنندگان و توزیعکنندگان نتوانند این هزینهها را جذب کنند، بخشی از آن به قیمت فروش منتقل خواهد شد. در مجموع و براساس ارزیابی تحلیلگران، سطح ۱۰۰ دلار در هر بشکه اکنون به یک مرز مهم روانی در بازار نفت تبدیل شده و معاملهگران همچنان نسبت به آسیبپذیری زنجیره عرضه جهانی در برابر تحولات خاورمیانه حساس هستند.