کد خبر: 1379442
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۰
سیدرضا صدرالحسینی در گفت‌و‌گو با «جوان»:
1 از دیرباز دوگانه‌سازی امریکا و رژیم اسرائیل از شیوه‌های طرفداران تعامل کشور با دشمن ایران، یعنی امریکا، بوده است.
فائزه سادات یوسفی

جوان آنلاین: از دیرباز دوگانه‌سازی امریکا و رژیم اسرائیل از شیوه‌های طرفداران تعامل کشور با دشمن ایران، یعنی امریکا، بوده است. رویکردی که با اغماض از عملکرد ضد ایرانی و جنایت‌های متعدد اقتصادی و انسانی امریکا تلاش می‌کند که با ارائه تصویر غلط، خصومت ذاتی امریکا را به رژیم اسرائیل منتسب و این کشور را از همه جنایت‌هایش تبرئه کند، به‌طوری که گویا اصلاً اراده‌ای در کاخ سفید برای منازعه با ایران وجود ندارد. در همین راستا با آقای سیدرضا صدرالحسینی، کارشناس مسائل منطقه گفت‌وگویی داشتیم تا با ریشه‌یابی این رویکرد مغرضانه، اهداف جریان‌های سیاسی که پس از جنگ، به‌طور ویژه‌ای روی تفکیک کردن امریکا از رژیم اسرائیل تمرکز کرده‌اند، شرح دهیم.
 
در ماه‌های اخیر، ایده تفکیک میان امریکا و رژیم صهیونیستی در فضای رسانه‌ای و سیاسی بیش از گذشته مطرح شده است. به نظر شما، این دیدگاه از چه زمینه‌های فکری و تاریخی نشئت می‌گیرد و اساساً تا چه اندازه می‌توان از منظر تاریخی و سیاسی، میان امریکا و رژیم صهیونیستی تفکیک قائل شد؟
موضوع مطرح نمودن تئوری جدایی رژیم صهیونیستی از امریکا، یا بهتر بگویم امریکا از رژیم صهیونیستی، موضوع جدیدی نیست. واقعیت هم این است که این مسئله را فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های کشور‌های امریکا و اروپایی، از دهه ۱۳۷۰ در داخل کشور مطرح می‌کردند. مبنای این تئوری هم این بود که ما می‌توانیم با امریکا، به‌عنوان یک کشور متمدن و پیشرفته و کشوری که علاقه‌مند به تعامل با همه دنیا است، ارتباطات صمیمانه داشته باشیم و در سوی مخالف هم‌زمان صهیونیسم بین‌المللی و رژیم غاصب صهیونیستی را به‌عنوان غده سرطانی شناخته و بر اساس اصول بیان‌شده از جانب رهبر کبیر انقلاب اسلامی، همچنان در دستور کار سیاست خارجی و اقتصاد کشور داشته باشیم. در فراز و فرود بیش از ۴۰ سال از این ایام، شارحان این تئوری هیچ‌گاه نخواستند همبستگی و پیوستگی و غیرقابل‌انفکاک بودن تفکر لیبرال‌دموکراسی و صهیونیسم را از یکدیگر تشخیص دهند یا، اگر متوجه شدند، نخواستند این واقعیت عدم تفکیک را به جامعه روشنفکری و دانشگاهی و توده‌های مردم منتقل کنند. 
در واقع، می‌توان گفت که تفکر لیبرال‌دموکراسی که از ۴۰۰ سال قبل توانسته بسیاری از ایسم‌های رقیب را از صحنه خارج کند، خود پرورش‌دهنده تفکر غیرانسانی صهیونیسم بوده است. این تفکر بود که بعد از جنگ جهانی اول، کشور غاصب صهیونیستی را به وجود آورد و در طول ۷۰ سال گذشته، هیچ جنایتی نیست که صهیونیست‌ها انجام داده باشند و سردمداران تفکر لیبرالیسم حامی این اقدامات نبوده و از آن حمایت نکرده باشند. 
شاید برای یک مصاحبه تلفنی کوتاه نتوان بیش از این به تاریخ این جنایت‌های مشترک اشاره نمود، اما موضوع جنایت نسل‌کشی در غزه که کمتر از سه سال از آن می‌گذرد، موضوعی تازه است که می‌توان به‌عنوان یک رویداد جنایت‌بار در تاریخ بشریت از آن نام برد. جنایتی که رژیم غاصب صهیونیستی با سلاح‌های امریکایی مرتکب آن شد و جهان و دولتمردان غرب، به‌ویژه امریکا، نه‌فقط سکوت، بلکه همراهی قابل‌توجهی نمودند. 
در اوج این جنایت، کنگره امریکا تمام‌قد برای جانی این جنایت‌ها، یعنی شخص بنیامین نتانیاهو، سرپا ایستاد و او را تشویق نمود. بر این اساس، یک بار دیگر می‌توان به تاریخ تشکیل رژیم صهیونیستی توسط منبع تفکر لیبرال‌دموکراسی اشاره نمود و حمایت‌های بی‌دریغ آن را در طول تاریخ تشکیل این رژیم فاسد مورد اشاره قرار داد. افکار عمومی فراموش نمی‌کنند که رؤسای مختلف امریکا و، در همین اواخر، ترامپ، این جمله فراموش‌نشدنی را برای عدم تفکیک امریکا از اسرائیل بیان کردند که «اگر اسرائیلی وجود نداشت، ما باید آن را ایجاد می‌کردیم.»

بعد از جنگ، این مسئله در داخل کشور از سوی برخی پررنگ شده است. به نظر شما هدف مطرح‌کنندگان داخلی این ایده چیست و چه تبعاتی را به وجود می‌آورد؟
از مسائل مهمی که از دهه ۷۰ تاکنون با آن روبه‌رو هستیم، این جداسازی اسرائیل از امریکا، با یک نگاه به‌اصطلاح و ظاهراً دلسوزانه برای رفع کاستی‌های اقتصادی ایران، مطرح می‌شود. 
بعد از پیروزی‌های مشخص و غیرقابل‌انکار ملت ایران در مقابل امریکایی‌ها، مدتی است مجدداً این تفکر به زبان آمده است که ما برای رفع کدورت‌ها و حل اختلافات با امریکایی‌ها و، در نتیجه توسعه اقتصادی در کشور، می‌توانیم دو رژیم صهیونیستی، اسرائیل و امریکا، را از هم جدا بدانیم و در ضمن مبارزه با رژیم صهیونیستی، روابط خوب و حسنه‌ای با امریکایی‌ها داشته باشیم. به نظر می‌رسد این تفکر بعد از پایان جنگ سه‌مرحله‌ای ۱۲ روزه، ۴۰ روزه و ۱۷ روزه، بیشتر به دنبال برجسته نمودن آسیب‌هایی است که ما در این دفاع مقدس با آن روبه‌رو هستیم و تصور می‌کند که حل مشکلات اقتصادی کشور با جدا نمودن رژیم سیاسی امریکا و رژیم صهیونیستی می‌تواند به نفع توسعه و پیشرفت کشور عزیزمان ایران برآید. 
به نظر می‌رسد شویندگان جنایات امریکا و رژیم صهیونیستی در ایران به دنبال این مسئله هستند که رژیم سیاسی امریکا را رژیمی صلح‌طلب، خیرخواه، آزادمنش و امنیت‌محور برای همه نقاط دنیا معرفی کند. اما واقعیت امر این است که ملت ایران در طول بیش از ۷۰سال گذشته، از کودتای ننگین ۱۳۳۲ تاکنون، و به‌ویژه نسل جوان ما که داغ شهدای جنگ‌های اخیر را در طول یک سال گذشته هنوز در مقابل چشم خود دارند، امکان جدا نمودن رژیم صهیونیستی از امریکا را، با ادله مختلف تاریخی، حقوقی و سیاسی، غیرممکن می‌دانند. 
واقعیت امر این است که این جریان مشکوک در ایران تلاش می‌کند، علی‌رغم آنچه در هیئت حاکمه امریکا، از دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، می‌گذرد، در داخل کشور به گونه‌ای دیگر جلوه دهد و موضوع غیرقابل‌ارتباط بودن یا جنایات امریکا در شرایط کنونی را به شکلی سفیدشویی نموده و حتی تلاش می‌کنند که مسئله مذاکرات جمهوری اسلامی با امریکا را نیز، که موضوعی کاملاً مشخص و محدود به جنگ تحمیلی سوم است، به آینده ایران تسری و موضوع پایان جنگ را به صلح دائمی با امریکا ارتباط دهند. آنها تلاش دارند که با تطبیق مسیر مذاکرات به سمت هدف دلخواه خود که پیامد آن ارتباط با امریکا و در نتیجه بلعیده شدن ایران است به نفع تفکر غیرقابل‌قبول خود بهره ببرند.

برچسب ها: امریکا ، اسرائیل ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار