کد خبر: 1378625
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۴
رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش:
1 امروز خیلی از پدر و مادر‌ها شاغل هستند و طبیعی است که نتوانند همیشه کنار فرزندشان باشند. به نظر من هم اصلاً لازم نیست والدین تمام وقت درگیر درس و مدرسه کودک باشند. چیزی که مهم است داشتن یک برنامه منظم و قابل پیش‌بینی است. ساعت خواب، بیدار شدن، رفتن به مدرسه، انجام تکالیف و زمان استراحت تا حد امکان نظم داشته باشد

جوان آنلاین: رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: به جای آموزش فشرده، بهتر است با کودک بازی کنیم، برایش کتاب بخوانیم، با او حرف بزنیم، سؤال بپرسیم و فرصت تجربه و کشف کردن به او بدهیم. مشروح گفت‌و‌گو با وی را می‌خوانید. 

والدین از چه زمانی باید خودشان را برای ورود کودک به کلاس اول آماده کنند؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت زمان دقیق و مشخصی برای ایجاد آمادگی والدین وجود ندارد. به‌طور کلی بهتر است آمادگی برای ورود به مدرسه از سال‌های قبل و به‌تدریج در زندگی کودک شکل بگیرد، یعنی کودک کم‌کم مسئولیت‌های متناسب با سنش را انجام دهد، کار‌های شخصی خودش را یاد بگیرد، با دیگران ارتباط برقرار کند و بتواند برای مدتی از والدین جدا باشد، اما اگر خانواده‌ای تا امروز به هر دلیلی این فرصت‌ها را کمتر فراهم کرده، اصلاً نباید نگران شود و احساس کند اتفاق بدی افتاده است. کودکان در این سن، خیلی سریع یاد می‌گیرند و خودشان را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند. مهم این است که خانواده از همین حالا با آرامش شروع کند؛ در هفته‌های قبل از مدرسه، خواب و برنامه روزانه را منظم کند، مسئولیت‌های ساده را به کودک بسپارد و از نظر عاطفی همراهش باشد. در این روز‌ها بیشتر از اینکه بخواهیم کودک را برای درس و مشق آماده و کمک کنیم با خیال راحت و احساس امنیت وارد مدرسه شود. حمایت عاطفی، اعتماد به کودک و در عین حال جدیت و نظم خانواده، می‌تواند خیلی از آمادگی‌هایی را که شاید قبلاً کمتر شکل گرفته، به‌تدریج ایجاد کند. 

آیا کودک باید قبل از کلاس اول خواندن و نوشتن بلد باشد؟
نه، قرار نیست کودک قبل از ورود به کلاس اول همه چیز را بلد باشد. اتفاقاً یکی از وظایف مدرسه این است که خواندن، نوشتن و ریاضی را به شکل درست و متناسب با سن کودک آموزش دهد. البته خیلی خوب است که کودک قبل از مدرسه با کتاب و داستان، نقاشی، بازی، گفت‌و‌گو و فعالیت‌های مختلف آشنا باشد. اینها به آمادگی او کمک می‌کند. اما اینکه کودک را ساعت‌ها بنشانیم تا خواندن و نوشتن یا مطالب کتاب‌های درسی را زودتر یاد بگیرد، کار درستی نیست. ممکن است کودک خسته و حتی از یادگیری دلزده شود، پس به جای آموزش فشرده، بهتر است با کودک بازی کنیم، برایش کتاب بخوانیم، با او حرف بزنیم، سؤال بپرسیم و فرصت تجربه و کشف کردن به او بدهیم. 

اگر کودک از جدا شدن از والدین و رفتن به مدرسه می‌ترسد چه کنیم؟
اول باید احساس کودک را درک کنیم. اگر گریه می‌کند، نباید بگوییم چیزی نیست، گریه نکن. برای او واقعاً سخت است که وارد یک محیط جدید شود. می‌توانیم با آرامش به او بگوییم می‌دانم دلت برای من تنگ می‌شود، اما تو می‌توانی چند ساعت در مدرسه باشی و من بعد از مدرسه دنبالت می‌آیم. خداحافظی بهتر است کوتاه و مطمئن باشد. اینکه والد چند بار برگردد، کنار کلاس بماند یا هر بار که کودک گریه کرد او را از مدرسه بیرون بیاورد، معمولاً جدایی را سخت‌تر می‌کند. البته اگر این اضطراب شدید باشد و بعد از مدتی همچنان ادامه پیدا کند، بهتر است موضوع را با معلم و مدرسه در میان بگذاریم و در صورت نیاز از مشاور کمک بگیریم. 

چطور به کودک استقلال بدهیم؟
کلاس اول فرصت خوبی است که کودک کم‌کم کار‌های خودش را انجام دهد. آماده کردن کیف، مراقبت از وسایل، پوشیدن لباس، مرتب کردن وسایل شخصی و انجام تکالیف متناسب با سنش، کار‌هایی است که باید تا حد امکان خودش انجام دهد، البته این به معنی تنها گذاشتن کودک نیست. اگر کاری را بلد نیست، به او یاد بدهیم و کمکش کنیم، اما کار را کامل به جای او انجام ندهیم. مثلاً اگر کیفش را مرتب نمی‌کند، کنارش بنشینیم و از او بخواهیم خودش فکر کند برای فردا چه وسایلی لازم دارد. گاهی لازم است اجازه بدهیم کودک کمی اشتباه کند و خودش راه درست را پیدا کند. از همان ابتدای سال می‌توان با مدیریت صحیح از ورود به دنیای تنش‌های بی‌پایان طفره رفتن کودکان از انجام کار‌ها و اصرار مادران بر انجام آنها جلوگیری کرد. 

رابطه خانواده با معلم و مدرسه چگونه باید باشد؟
خانواده و مدرسه باید در کنار هم باشند، چون هر دو برای رشد و آرامش کودک تلاش می‌کنند. اگر کودک از معلم یا اتفاقی در مدرسه شکایت کرد، اول با آرامش به حرفش گوش کنیم. نه حرفش را نادیده بگیریم و نه بلافاصله درباره معلم قضاوت کنیم. بعد موضوع را از مدرسه و معلم هم پیگیری کنیم. ممکن است اتفاقی که کودک تعریف می‌کند کاملاً درست باشد و نیاز به رسیدگی داشته باشد، ممکن است هم سوءتفاهمی پیش آمده باشد. مهم این است که کودک احساس کند حرفش شنیده می‌شود و در عین حال، رابطه او با مدرسه و معلم هم بی‌دلیل آسیب نبیند. 

خانواده‌های شاغل که نمی‌توانند همیشه کنار کودک باشند چه کنند؟
امروز خیلی از پدر و مادر‌ها شاغل هستند و طبیعی است که نتوانند همیشه کنار فرزندشان باشند. به نظر من هم اصلاً لازم نیست والدین تمام وقت درگیر درس و مدرسه کودک باشند. چیزی که مهم است داشتن یک برنامه منظم و قابل پیش‌بینی است. ساعت خواب، بیدار شدن، رفتن به مدرسه، انجام تکالیف و زمان استراحت تا حد امکان نظم داشته باشد. والدین شاغل می‌توانند در زمان محدودی که در اختیار دارند، با حوصله با کودک صحبت کنند و از او درباره روزی که گذرانده بپرسند. لازم نیست ساعت‌ها بالای سر کودک بنشینند. برخی مادران شاغل به نوعی با احساس گناه درگیر هستند و مرتب نگران این هستند که آیا به اندازه کافی می‌توانند برای فرزندانشان مفید باشند. شاید هم گاهی اوقات برای جبران ساعاتی که سرکار هستند و به تصورشان از فرزندانشان دور هستند، با افراط در توجه و حمایت سعی در جبران دارند. لازم است، بدانند پژوهش‌های متعددی نشان داده که لزوماً تفاوت معناداری بین فرصت‌های موفقیت دانش‌آموزان مادران شاغل و غیرشاغل وجود ندارد. در برخی موارد مثل استقلال و اعتماد به نفس و مسئولیت‌پذیری، حتی فرزندان مادران شاغل وضعیت بهتری دارند. مهم کیفیت ارتباط و ایفای نقش والدگری به شکل درست است. صرف وقت بیشتر لزوماً به معنای تربیت بهتر نیست. ضمن اینکه کلاس اول باید به کودک کمک کند کم‌کم مستقل شود. قرار نیست برای همیشه کسی کنار او باشد و همه کارهایش را کنترل کند. 

خستگی و بی‌حوصلگی کودک در هفته‌های اول طبیعی است؟
تا حدی بله. کودک وارد یک محیط جدید شده، برنامه خوابش تغییر کرده، روتین روزانه‌اش که سال‌ها با آن عادت کرده تغییر کرده است. دوستان و معلم جدید دارد و تجربه‌های زیادی برایش اتفاق می‌افتد. بنابراین ممکن است مدتی خسته‌تر یا کم‌حوصله‌تر باشد. والدین باید کمی به او فرصت بدهند تا با شرایط جدید هماهنگ شود و خواب و استراحت کافی داشته باشد، اما اگر بی‌حوصلگی یا اضطراب شدید باشد و برای مدت طولانی ادامه پیدا کند، مثلاً کودک مرتب از رفتن به مدرسه خودداری کند، مدام دل‌درد و سردرد داشته باشد یا خواب و اشتهایش به شکل محسوسی تغییر کند، بهتر است موضوع را با معلم و مدرسه مطرح کنیم و در صورت نیاز از متخصص کمک بگیریم. 

اگر فقط سه توصیه به والدین کلاس اولی‌ها داشته باشیم، چه می‌گوییم؟
اگر بخواهم خیلی کوتاه بگویم، سه کار را توصیه می‌کنم:
اول اینکه خودمان آرام باشیم. نگرانی پدر و مادر خیلی زود به کودک منتقل می‌شود. دوم اینکه اجازه بدهیم کودک کار‌های خودش را تا حد امکان خودش انجام دهد؛ از بستن کیف و مراقبت از وسایل گرفته تا کار‌های شخصی. سوم اینکه مدرسه را برای کودک تبدیل به یک موضوع پراسترس نکنیم. هر روز فقط درباره تکلیف و درس سؤال نکنیم. درباره دوستانش، اتفاقات خوب مدرسه و چیز‌هایی که دوست داشته هم با او صحبت کنیم؛ و سه کار را هم بهتر است اصلاً انجام ندهیم: کودک را با بچه‌های دیگر مقایسه نکنیم، او را از مدرسه و معلم نترسانیم و کارهایش را به جای او انجام ندهیم. کلاس اول هم برای کودک و هم برای خانواده‌ها یک شروع تازه است. اگر این شروع با آرامش و اعتماد همراه باشد، هم برای کودک راحت‌تر است، هم برای پدر و مادر. با آرامش، صبوری و همراهی مناسب می‌توانیم تجربه ورود به مدرسه و کلاس اول را به بهترین تجربه زندگی فرزندانمان تبدیل کنیم. من می‌خواهم به خانواده‌ها اطمینان بدهم که یکی از برنامه‌های مهم معاونت آموزش ابتدایی، ایجاد «محیط یادگیری مثبت» در مدارس است. ما معتقدیم کودک زمانی بهتر یاد می‌گیرد که در مدرسه احساس امنیت، آرامش، تعلق و شادی داشته باشد و مدرسه برای او محیطی جذاب و مطلوب باشد. به همین دلیل، تلاش می‌کنیم مدیران و معلمان را برای ایجاد چنین محیطی توانمند کنیم؛ محیطی که در آن کودک فقط دریافت‌کننده آموزش نباشد، بلکه مدرسه را دوست داشته باشد، احساس کند دیده و شنیده می‌شود و با رغبت در فرایند یادگیری مشارکت کند. پس خانواده‌ها در این مسیر تنها نیستند. همان‌طور که از خانواده‌ها انتظار داریم با آرامش و همراهی، کودک را وارد این مرحله جدید کنند، ما نیز در آموزش و پرورش تلاش می‌کنیم شرایطی فراهم کنیم که مدرسه برای کودکان محیطی امن، جذاب، شاد و مطلوب برای یادگیری و رشد باشد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار