کد خبر: 1378225
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
هادی محمدی
1 امریکا به‌عنوان یک ابرقدرت، هژمونی خود را با قدرت نظامی، ابزار‌های اقتصادی، ساختار‌های بین‌المللی طراحی‌شده، فناوری‌های متنوع، سیطره اطلاعاتی و ائتلاف‌های کوچک و بزرگ در جهان و در تعاملات خود اعمال می‌کند

امریکا به‌عنوان یک ابرقدرت، هژمونی خود را با قدرت نظامی، ابزار‌های اقتصادی، ساختار‌های بین‌المللی طراحی‌شده، فناوری‌های متنوع، سیطره اطلاعاتی و ائتلاف‌های کوچک و بزرگ در جهان و در تعاملات خود اعمال می‌کند. جنگ تحمیلی که با فریبکاری مذاکراتی از سوی امریکا شروع شد، پس از طی مراحل تکمیلی، در یک شوک کودتایی و فتنه و دو جنگ بازبینی‌شده، به نوعی از بازدارندگی در سقف و شدت درگیری‌ها و حملات نظامی رسید و به دلایل زیادی، راهبرد‌های امریکا را با قفل و بن‌بست مواجه کرد. 
این شرایط نظامی به معنای نادیده گرفتن قدرت نظامی امریکا نیست، بلکه در معادله جنگ و پاسخ‌های نامتقارن، امریکایی‌ها آچمز شده‌اند. به همین دلیل و با همان اهداف اولیه و راهبردی، برای براندازی یا تسلیم‌پذیر کردن ایران، جنگ اقتصادی و تحریم را به محاصره دریایی و اقدامات مختل‌کننده در مسیر تعاملات تجاری و بانکی گره زدند و ابزار نظامی خود را برای تحقق این اهداف و راهبرد جدید، هدفمند کردند. 
محاصره دریایی که ماهیت جنگی دارد و تحریم و اختلال اقتصادی علیه ایران، رویکردی غیرقانونی و مصداق جرائم و جنایت جنگی است، باید برداشته شود. ترامپ و تیم او در کاخ سفید، با کریدورسازی در تنگه هرمز و تلاش مأیوسانه برای عبور کشتی‌های نفتی و تجاری، به دنبال کاهش بحران اقتصادی و انرژی برای امریکا و شرکای غربی هستند و با راهبرد جدید فشار اقتصادی و محاصره دریایی، در پی معکوس کردن معادله شکست‌خورده در جنگ و پیروزی‌سازی در آستانه انتخابات کنگره امریکا هستند. 
اگرچه از زبان مقامات رسمی نظامی و سیاسی ایران، معادله جدید نظامی با ماهیت و کارکردی جدید در حال اجراست و محاسبات امریکایی‌ها را با شوک مواجه کرده است، اما این واکنش‌های پرشدت و دقیق نظامی در پایگاه‌های امریکایی یا در قبال ناوگان دریایی امریکا، پاشنه آشیل اصلی امریکا را به مرز تاب‌آوری فوری نزدیک نمی‌کند و نیازمند موازنه‌سازی جدید در «پارامتر‌های رنج و بن‌بست‌سازی اقتصادی و انرژی و شوک‌سازی در اقتصاد امریکا و اقتصاد شرکای جهانی امریکا» است. 
جنگ اقتصادی امریکا با راهبرد پاسخ بازدارنده اقتصادی می‌تواند پاشنه آشیل اصلی را با سرعت تحت تأثیر قرار دهد. صفر کردن صادرات نفت ایران یا قفل کردن تعاملات تجاری ایران از دریا، همان‌گونه که در راهبرد و مواضع رسمی اعلام شده است، با صفر کردن شاخص‌های نفتی و تجاری و مختل کردن سرمایه‌های امریکایی و غربی در کشور‌های همکار امریکا در منطقه، که هنوز هم بر همراهی با متجاوز و جنگ‌افروز اصرار دارند، محقق می‌شود. 
یعنی اینکه پاسخ به اقدام جنگی محاصره دریایی یا مداخله در تردد‌های دریایی از تنگه هرمز، آنگاه به ثمر می‌نشیند که «راهبرد افزایش رنج برای شرکای امریکا و در واقع امریکا» در دستور کار قرار گیرد.
 شتاب گرفتن قیمت نفت و فرآورده برای امریکا و پرداخت هزینه‌های راهبردی برای شرکای امریکا در عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و امارات، پایه و مقدمه اصلی امنیت‌سازی و صلح‌سازی در منطقه است و محاصره دریایی، مداخله‌گری در تنگه هرمز و اختلال در تعاملات تجاری و بانکی ایران را به حاشیه برده و بی‌اثر و ناکام خواهد گذاشت. 
جنگ ترکیبی دشمن نیازمند واکنش و پاسخ ترکیبی، نامتقارن و پرشدت است و آنچه تکبر و دیوانه‌نمایی حاکمان کاخ سفید را به‌سرعت به پذیرش قواعد جدید در تعامل با ایران سوق داده و متعادل می‌کند، تکمیل کردن راهبرد جدید نظامی با راهبرد‌های موازنه‌ساز، متعادل‌کننده و امنیت‌ساز در اهرم‌های اقتصادی و نفتی است. 
شرایط شکننده و متزلزل امریکایی‌ها و شرکای آنها، حتی با اعلام رسمی این راهبرد و ضرب‌الاجل اجرایی آن، به تنظیم رفتاری و قاعده‌پذیر شدن آنها اثر خواهد داشت و اولین اقدام نمادین در این راهبرد جدید ترکیبی، هزینه‌های پرشتاب علیه امریکا و شرکایش را از مرز تاب‌آوری آنها عبور خواهد داد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار