رهبر شهید یک جمله معروف، کلیدی و البته کمتر توجهشده دارد که برای همه زمانها و مکانها مصداق و کاربرد دارد: «در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است.» رهبر شهید یک جمله معروف، کلیدی و البته کمتر توجهشده دارد که برای همه زمانها و مکانها مصداق و کاربرد دارد: «در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفتهاید، همانجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است.»
مهم نیست که شما راننده باشید یا نانوا، آشپز باشید یا سرباز، کارمند بانک باشید یا خواننده، آهنگساز باشید یا پرستار، رئیسجمهور باشید یا پاکبان، طلبه باشید یا خبرنگار، دانشجو باشید یا شاعر، رئیس سازمان صدا و سیما باشید یا قاضی دادگاه ویژه روحانیت، ناشر باشید یا مکانیک، نماینده مجلس باشید یا بازیگر سینما، هرچه هستید و در هر موقعیت بالا یا پایینی که هستید، موظفید در همان موقعیت زمانی و مکانی و کاری، وظیفهای که به عهده شماست را بهخوبی انجام دهید، کمکاری و بدکاری نداشته باشید، تمامی ضوابط و مقررات مرتبط با آن موقعیت را هم رعایت کنید. در غیر این صورت کارها در مسیر غلط و اشتباه میافتد و خسارات و زیانهای بهنسبت کم و زیادی بهبار میآورد و همین اشتباهات، موجب غلطهای اضافی دیگری میشود و این چرخه باطل ادامه پیدا میکند و کار را خرابتر میکند. برعکس، اگر همه کار و مسئولیت خود را مرکز جهان بدانند و درست عمل کنند، همه امور روی غلتک و ریل صحیح میافتد و چرخه اصلاح کار را در دیگر بخشها هم روان و بسامان میکند.
کار خوب وظیفه است، اما برای کار بد یا ناقص میشود هزاران بهانه و توجیه ناموجه تراشید. مثلاً این ماهها بهانه بسیاری از کمکاریها و بدکاریها «موقعیت جنگی» است. یک پاکبان هیچگاه وظیفه خود را به بهانه موقعیت جنگی فراموش نمیکند، او کار خود را مرکز جهان میبیند و کوچه و خیابان را مثل همیشه کاملاً تمیز میکند. یک آشپز به بهانه موقعیت جنگی نباید مقدار گوشتی را که باید در یک پرس غذا باشد کمتر کند. خندهدار است که یک آهنگساز به بهانه موقعیت جنگی، گامهای اثر خود را کمو زیاد کند.
مدیر شبکه تلویزیونی نباید به بهانه موقعیت جنگی از کیفیت و تنوع برنامههای خود بکاهد. امام جمعه نمیتواند به همین بهانه توصیه به تقوا و معنویات را در خطبه اول تعطیل کند. قاضی دادگاه ویژه روحانیت نمیتواند به بهانه موقعیت جنگی پروندههای متعدد یک رئیسجمهور اسبق را کنار بگذارد و به هیچ خبرنگاری هم توضیحی برای این کار خود ندهد.
بازرس شرکت گاز نمیتواند به بهانه موقعیت جنگی درخواستهای مکرر رشوه از سوی مأمور این شرکت برای مجوز گاز یک نانوایی جدیدالتأسیس را زیرسبیلی رد کند. بازیکن یا مربی لیگ برتر نمیتوانند به این بهانه هرچه از دهانشان درمیآید بگویند و هیچ مرجعی هم به این دریدهگوییها کاری نداشته باشد.
رئیسجمهور نمیتواند به بهانه شرایط جنگی به دلخواه خود و برخلاف مقررات قانونی، یک سازمان یا مرکز جدید تأسیس کند. یک راننده نمیتواند به بهانه موقعیت جنگی از چراغ قرمز رد شود و مأمور راهور هم به همین توجیه از تعقیب و جریمه او بگذرد. معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهور نمیتواند درست در وسط شدیدترین موقعیت جنگی اعلام کند که ممنوعیت استفاده از پیامرسانهای غیربومی برای انتشار اطلاعات رسمی دستگاهها برداشته شد و قوه قضاییه کشور هم نسبت به این اقدام کاملاً خلاف امنیت ملی و انتشار هلو برو تو گلوی اسناد حاکمیتی در شبکههای دشمن سکوت یا تعلل کند.
شهرداری نمیتواند به بهانه موقعیت جنگی اجازه بدهد پیادهروهای کمعرض خیابانهای پرتردد و مهم شهر، جولانگاه دستفروشانی شود که راه حرکت برای عابر پیاده هم باز نمیگذارند. دادستان نمیتواند از فعالیت پروژهبگیرانی که به خط شدهاند تا با اسم یک رئیسجمهور پیشین سیگنال تسلیم ولی فقیه یا ریختن خونش را بدهند، چشمپوشی کند و او به بهانه شرایط جنگی دست روی دست بگذارد تا آنها هر غلطی دلشان خواست بکنند؛ و موارد فراوان دیگری که خود شما میتوانید به این فهرست اضافه کنید.
راستی، خود شمایی که خواننده این متن و این تذکر هستید، آیا شغل و کار و مسئولیت کوچک و بزرگ خود را مرکز جهان میدانید؟ به همه ضوابط شرعی و قانونی آن التزام دارید؟ دوست و آشنا و غیر آنها برای شما مساویاند؟ و میدانید که هر چه جز این، ضربه به سلامت روانی و اقتصادی و سربلندی ایران مقتدری است که این روزها در دنیا، چون خورشید میدرخشد.
یادتان هم باشد که در این روزها و در همین شرایط جنگی، اتفاقاً این دشمن و به خصوص مسئولان جنایتکار امریکا و رژیم صهیونی هستند که دقیقاً خودشان و کارشان را مرکز جهان گرفتهاند و خیلی سخت و محکم دارند به وظایفشان علیه ملت و کشور ما عمل میکنند!