امریکای جنایتکار برای اعمال کنترل عملیاتی بر جهان، قدرتمندترین نیروی دریایی را تشکیل داده و با تقسیم جغرافیای دنیا به هفت منطقه دریایی، نیروی دریایی خود را در قالب هفت ناوگان بین آن سازمان داده، توزیع و مستقر کرده است. امریکای جنایتکار برای اعمال کنترل عملیاتی بر جهان، قدرتمندترین نیروی دریایی را تشکیل داده و با تقسیم جغرافیای دنیا به هفت منطقه دریایی، نیروی دریایی خود را در قالب هفت ناوگان بین آن سازمان داده، توزیع و مستقر کرده است.
ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا که سابقه شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم را دارد و نماد توانمندی تعیینکننده و سرنوشتساز در جنگ است، مسئولیت حفظ منافع امریکا در محدوده ششونیم میلیون کیلومتر در خلیج فارس، دریای عمان، دریای سرخ، خلیج عدن و بخشهایی از اقیانوس هند را برعهده دارد. این ناوگان در جنگ تحمیلی امریکا علیه ایران تقویت شده و علاوه بر ارتکاب جنایاتی، چون کشتار کودکان معصوم مینابی و حملات خرابکارانه علیه تأسیسات نظامی و غیرنظامی و تهدید جزایر و سواحل ایران، در محاصره دریایی و فشار اقتصادی بر مردم شریف ما نقش محوری دارد.
امریکای جنایتکار برای افزایش امنیت کارکنان و ناوهای جنگی این ناوگان در برابر ایران، اقداماتی، چون تخلیه محل اصلی استقرار آن در بحرین، دور ساختن شناورهای خود از برد مؤثر سلاحهای جنگی ایرانی یا اختفای آنها در پایگاههای غیرنظامی کشورهای منطقه، تقویت سامانههای پدافندی همراه شناورهای خود و حرکت مستمر آنها و همزمان مختلسازی سامانههای رصد ایران را انجام داده بود و از مورد اصابت قرار گرفتن ناوهای جنگی خود تا حدودی آسودهخاطر بود. جبران خلأ ناشی از این وضعیت هم به یگانهای هوایی سپرده شده بود که در جنگ گسترده و محدود، ایفای نقش میکردند.
اما در روزهای اخیر پدیدهای شگفتآور در میدان جنگ اتفاق افتاده و آن هم مورد اصابت قرار گرفتن چند ناو جنگی امریکا با موشکهای بالستیک ایران و تشدید وحشت نیروهای امریکایی و عصبانیت ترامپ و وزیر جنگ ناشی و بیتجربه او شده است.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر تجارب بهدستآمده در چند ماه گذشته و ساخت و بهکارگیری سامانههای رصد و آفند بومی و دانشبنیان و نوآوری و ابداع شیوههای نوین، توانست با موفقیت ضربات کاری و مؤثری بر چند ناو جنگی مدرن امریکا وارد و توهم مصونیت و حضور دریایی بدون هزینه سنگین را از متجاوزان سلب نماید.
بدیهی است که این شروع مرحله جدیدی از درگیری دریایی بهحساب میآید که به اذن الهی و اراده و پیگیری رزمندگان دانشمند و جوان ایران اسلامی، روند تکامل و تثبیت خود را پشت سر خواهد گذاشت و زمینهساز تغییر راهبردی در میدان جنگ با انهدام ناوهای جنگی و شکست محاصره دریایی از یکسو و بیاعتباری توانمندی نیروی دریایی امریکا و الهامبخشی به سایر کشورها برای ایستادگی در برابر سلطهجویی امریکا از دیگر سو، خواهد شد.
پیش از این، بر اساس یافتههای اندیشکده کوئینسی، نیروی دریایی امریکا با سه بحران کاهش شمار شناورها، انباشت تعمیرات، فرسودگی نیروی انسانی و ناتوانی ماندن (تابآوری) در جنگهای خاص مواجه بود که در چهره امروز ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن تجلی یافته است.
پس از این، و با انهدام ناوهای جنگی امریکا با آتش موشکهای بالستیک ایرانی، تمام این موارد ضریب خواهد گرفت و احتمالاً بحران جدیدی هم به آن اضافه خواهد شد و آن، بحران جنازههای متلاشیشده ملوانان امریکایی در امواج انفجار سنگین موشکها و آتشسوزیهای گسترده بدنه ناوهای جنگی خواهد بود؛ بحرانی که نه تنها انگیزه و تابآوری نیروهای نظامی درگیر با جنگ نظامی را فرسایش میدهد، بلکه روحیه و تابآوری مردم امریکا و رأیدهندگان به ترامپ را هم به شدت به فرسایش انداخته و هراس از جنگ فرسایشی همراه با تلفات انسانی را در جامعه امریکایی به شدت افزایش خواهد داد.
حماقت ترامپ در این جنگ، فرصت ساخت و آزمایش میدانی سامانهها و تسلیحات جدیدی را برای ایران فراهم کرده که گرچه هزینه دارد، نقش آن در افزایش قدرت برای ایران قوی، ارزش فوقالعاده دارد. این پدیده مقدمه شکست محاصره دریایی امریکا با جنگ نظامی متکی به قدرت بومی است که با توکل به خدا، دستاوردی بزرگ و افتخاری تاریخی برای ایران عزیز رقم خواهد زد.