پس از آغاز درگیری و تنش نظامی بین ایران و رژیم امریکا، بهویژه در مناطق جنوبی، تصمیم گرفتم با وجود هجمه رسانهای و شرایط بحرانی استان هرمزگان، به هر شکل ممکن به مناطق درگیری بروم و از اتفاقات آنجا مستند بسازم. برای همین بندرعباس را مقصد اول قرار دادم و با قطار، جمعه ۲۶ تیرماه راه افتادم. همان ابتدا خبر دادند گویا امریکا راهآهن بندرعباس را زده است و احتمالاً باید یک ایستگاه مانده به بندر پیاده شویم و باقی مسیر را با اتوبوس برویم. اما با نزدیک شدن به ایستگاه فین، خدمه قطار خبر دادند که مسیر باز شده و تا خودِ بندرعباس میرویم. در مسیر ایستگاه فین تا بندرعباس، آثار حمله به ریل از جمله تخریب یک پل مشهود بود؛ اما نکته مثبت ماجرا این بود که مهندسان ایرانی توانسته بودند در کمتر از ۲۴ساعت، محلهای اصابت را بازسازی کنند و مسیر عبور و مرور قطارها را فعال نگه دارند. وارد شهر که شدم، با توجه به حجم جو روانی که راه افتاده بود، نکته غیرمنتظره، عادی بودن فضای شهر بود. اقشار مختلف مردم بدون کمترین اهمیتی به این هیاهوها، زندگی عادی خود را دارند و هر کسی به کار معمول خود مشغول است.
بله، مطمئناً صدای یک انفجار و موشک و شهادت حتی یک نفر هم غمانگیز است و مردم درگیر جنگ نیاز به همدردی و همراهی دارند، اما جو رسانهای فعلی غیرمنطقی است و باید ریشههای آن را در جاهای دیگر دنبال کرد. ظاهراً در این چند روز، امریکا با حملات کور به معنای تاکتیکی، بیشتر به دنبال ایجاد ارزیابی است تا جنگ؛ به نوعی صرفاً «مشق جنگ بیثمر» میکند و راهبرد اصلیاش فشار روانی روی افکار عمومی برای پذیرش تفاهم و باجخواهی جدید است.
در این رابطه، جریان نفاق و نفوذ هم در این چند روز بهشدت فعال شده و به دنبال پر کردن بخش مهمی از این پازل است؛ به نوعی، جریان نفاق دایه دلسوزتر از انقلابیون و رهبر جامعه شدهاند!
اما در این طرف، واقعیتِ میدان چیز دیگری است؛ دوستان امنیتی در فضای ساحل مرزی و حتی در جزایر، در لایههای مختلف از آمادگی کامل برخوردارند و حضور زمینی امریکا، بیشتر یک جوک خندهدار به نظر میرسد تا واقعیت میدان. واقعیت دیگر این طرف، حملات دقیق موشکی ایران به دشمن است که کمتر در فضای رسانه به آن پرداخته شده؛ حملاتی که حقیقتاً معادلات میدان نبرد را تغییر داده و به وضوح نشان میدهد، ما دست برتر را داریم. آنچه به نظر میرسد این است که اولویت دوستان رسانهای باید آرام کردن فضای عمومی در رابطه با پیامهای اغراقآمیز جبهه معاند و نفاق باشد. نکته بعدی همدلی و همراهی با مردم جنوب با یک منطق درست همچنان ادامه یابد و بعضی برنامههای خوب تلویزیونی هم در حال تولید است. خیلی از دوستان رسانهای یا فعالان فرهنگی اجتماعی هم برای انتقال حال خوب از این مناطق آمدهاند که این اقدام به شدت مورد نیاز امروز هست. نکته نهایی، پررنگ کردن رسانهای حملات موفق موشکی است که کمتر به آن پرداخته شده و باید به ابعاد مختلفش پرداخت؛ همان چیزی که رهبری عزیز در پیام دیروز به آن اشاره کردند.
کارشناس رسانه و مستندساز