پلتفرمی که با یک بازی ساده، خون امیرکبیر و ناصرالدینشاه را در قمارخانه «گل یا پوچ» به رخ میکشد، فراموش کرده که بزرگترین جنایت دوره قاجار، نفوذ فرقهای بود که به اسم تمدن، توپ و تفنگ را جایگزین دیوانسالاری کرد جوان آنلاین: پلتفرمی که با یک بازی ساده، خون امیرکبیر و ناصرالدینشاه را در قمارخانه «گل یا پوچ» به رخ میکشد، فراموش کرده که بزرگترین جنایت دوره قاجار، نفوذ فرقهای بود که به اسم تمدن، توپ و تفنگ را جایگزین دیوانسالاری کرد.
تحریف تاریخ، سوژهی ساخت برنامه پلتفرم
در عصر وابستگی به پلتفرمهای نمایش خانگی، دیگر سینما و تلویزیون تنها ابزار سرگرمی نیستند؛ آنها به ابزاری برای روایتسازی و شکلدهی به حافظه تاریخی ملتها تبدیل شدهاند. برنامه «شاهگل» که به تازگی دومین فصل از مجموعه «گل یا پوچ» را روی آنتن پلتفرم فیلیمو برده است، با وجود ظاهر سرگرمکننده، تلاشی چشمگیر برای بازنویسی یکی از مهمترین مقاطع تاریخ ایران انجام داده است. این برنامه با طراحی جایزه میلیاردی و چهرههای پرآوازهای، چون مهران مدیری، سعی دارد مخاطب را در فضایی به شدت با طراوت و هیجانانگیز، با روایتی ناقص و مغرضانه از دوره قاجار درگیر کند.
نسبیت در تاریخ یعنی بیارزش کردن شهادت
نکته تلخ و قابل تأمل در روایت «شاهگل» و البته فصل پیشین آن، یعنی «گل یا پوچ»، تلاش برای ربط دادن حادثه ترور ناصرالدینشاه و قتل امیرکبیر به یک «بازی» و «حسادت» ساده در میان درباریان است. این روایت کاملاً با واقعیتهای تاریخی و تحقیقات معتبر مراکز اسنادی (که به نقش کلیدی و اهرم فشار فرقه بهائیت در ترور و نفوذ در ساختار قدرت اشاره دارد)، در تضاد آشکار قرار دارد. گفتنی است که در همین روزها، وزارت اطلاعات با افشای پروژههای نفوذی در قالب قراردادهای فرهنگی و سینمایی، نشان داد، جریان نفوذ، تنها به دوران قاجار محدود نبوده و شاخههای آن تا امروز نیز امتداد پیدا کرده است. وابستههای بهایی در آن برهه، به دنبال حذف چهرههای معترض به نفوذ خود و به دست گرفتن کامل زمام امور بودند؛ تبدیل این جنایت تاریخی به یک «مسابقه سرگرمکننده»، نه تنها نادیده گرفتن خون بیگناهان، بلکه نادیده گرفتن هوشیاری نظام جمهوری اسلامی در مقابل توطئههای مشابه است.
موشکافی رسانهای، زمانی که سرگرمی، پوششی برای پنهانکاری است
بسیاری از بینندگان، «شاهگل» را صرفاً یک گیمشوی هیجانانگیز برای دورهمیهای خانوادگی میدانند؛ اما باید اذعان کرد که این پلتفرمها با گنجاندن چنین مضامینی در دل یک بازی، به «پمپاژ» روایتی خاص در لایههای پنهان ذهن مخاطب میپردازند. رقابت میان پلتفرمهایی مثل فیلیمو و فیلمنت به قدری جدی است که حتی نویسندگان متخصص در این حوزه را وادار به تحلیل ریشههای این رقابت کرده است. در این میان، پرسش اصلی این است: آیا «شاهگل» به عنوان محصولی که خود را «میراثخوار» دانسته و حاضر است برای جذب مخاطب، تاریخ پرفراز و نشیب ایران را به یک ابزار تبلیغاتی برای افزایش بازدید تبدیل کند، از مسئولیت اجتماعی خود در مقابل تحریف تاریخ غافل نشده است؟ نباید اجازه داد «بازی» جای «بررسی» و «سرگرمی» جای «هوشیاری» را بگیرد.
«سوغات شبکه خانگی»؛ روایتی که با خط مقدم رسانه انقلاب نمیخواند
از منظری رسانهای و بر اساس مشی روزنامه «جوان»، توجه به ارزشهای نظام مقدس جمهوری اسلامی به مثابه یک «سپر امنیتی» در برابر تحریف تاریخ، وظیفهای جریانساز است. تاریخ ایران اسلامی، بر پایه استقامت، شهادت و مقابله هوشمندانه با دشمنانی، چون فرقههای منحرف بنا شده است. روایتی که امیرکبیر و ناصرالدینشاه را صرفاً گرفتار یک قمار ساده معرفی میکند، در واقع تلاش دارد تا «فداکاری» و «نفوذ» را به حاشیه ببرد و چهره قهرمانان تاریخ را در خاطرهها کمرنگ کند. هر آنچه در پلتفرمهای خانگی به نمایش درمیآید، بر روحیه نسل جوان اثرگذار است؛ بنابراین همانطور که در سیاستگذاریهای فرهنگی، بر توجه به گنجینههای مستندات «حوزه هنری» و «رسانه ملی» تکیه شده، باید از تبدیل شدن تاریخ خونین قاجار به بستری برای بازیچههای نمایشی پرهیز کرد. مقابله با این پروژههای روایتسازی، از جنس مقابله با نفوذ است و مسئولان فرهنگی و فضای مجازی باید در قبال ارائه چنین برنامههایی که برای تحریف تاریخسازی میکنند، واکنش نشان دهند.
شاه گل روایتی پولکی از تاریخ کهن!
بازی «شاهگل» در ظاهر، یک مسابقه هیجانانگیز است در باطن، محملی برای «بازیچه کردن تاریخ» این تولیدات نمایش خانگی با پیوند دادن مسائل حساس تاریخی به یک بازی سادهی پولمحور، مخاطب را به این سمت میبرند که دروغهای تاریخی را به عنوان یک شوخی و تفنن بپذیرد. دیدهبانان رسانهای و نهادهای نظارتی باید هوشیار باشند که سرمایهگذاریهای کلان این پلتفرمها، از جنس همان پروژههای نفوذی است که در پروندههای امنیتی بارها افشا شده است. تا وقتی حافظه تاریخی ملت بر اساس سند و حقیقت بیدار باشد، این نمایشهای موذیانه راه به جایی نخواهند برد.