کد خبر: 1373341
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۱
1 اختلافات خانوادگی و رابطه پنهانی، سرآغاز نقشه قتل زن ۴۵ ساله‌ای در یافت‌آباد شد
 غلامرضا مسکنی 

جوان آنلاین: اختلافات خانوادگی و رابطه پنهانی، سرآغاز نقشه قتل زن ۴۵ ساله‌ای در یافت‌آباد شد. 
 
صبح روز شنبه ۹ اسفندماه سال گذشته، قاضی سالار صنعتگر، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، با تماس تلفنی مأموران پلیس از مرگ مشکوک زن میانسالی در خانه‌اش باخبر شد و همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی راهی محل حادثه شد. 
تیم جنایی پس از حضور در آپارتمانی در منطقه یافت‌آباد، در جنوب تهران، با جسد زن ۴۵ ساله‌ای به نام فهیمه روبه‌رو شد. دست‌ها و پا‌ها و دهان این زن با چسب پهن بسته شده‌بود. بررسی‌های اولیه نشان داد مقتول بر اثر خفگی به قتل رسیده‌است. 
کارآگاهان در ادامه با بررسی صحنه جرم دریافتند انگشت سبابه مقتول آغشته به جوهر بوده است. از سوی دیگر، به‌هم‌ریختگی وسایل خانه نشان می‌داد عامل یا عاملان جنایت پس از گرفتن اثر انگشت مقتول، در جست‌وجوی شیء یا اسنادی در خانه بوده‌اند. بررسی‌های فنی صحنه جرم، نکته مهم دیگری را پیش روی تیم جنایی قرار داد. درِ خانه بدون هیچ‌گونه تخریب قفل باز شده بود و شواهد نشان می‌داد عاملان با استفاده از کلید یدک وارد آپارتمان شده‌اند. همین موضوع احتمال دست داشتن فردی آشنا در این جنایت را برای کارآگاهان قوت بخشید. 
در جریان تحقیقات، مأموران دریافتند فهیمه از مدتی قبل با همسرش اختلاف داشته و قرار بوده از یکدیگر جدا شوند. به این ترتیب، نخستین مظنون پرونده، بهرام، شوهر مقتول بود که بازداشت و برای تحقیقات به اداره پلیس منتقل شد. 

 اعترافی پس از ۷۰ روز سکوت
بهرام در نخستین بازجویی‌ها ارتکاب قتل را انکار کرد و مدعی شد نقشی در مرگ همسرش نداشته است، اما پس از گذشت ۷۰ روز سکوت خود را شکست و ادعایی جدید را مطرح کرد. او گفت احتمال می‌دهد زن مورد علاقه‌اش به نام فریبا، همسرش را به قتل رسانده باشد. بهرام در توضیح ادعای خود گفت: همسرم از ارتباط من با فریبا باخبر شده بود و فریبا نیز برای اینکه بتواند با من ازدواج کند، او را تهدید کرده و گفته بود همسرم را از میان برمی‌دارد. با این اظهارات، فریبا تحت تعقیب پلیس قرار گرفت، اما مدتی بعد خود او به اداره پلیس آگاهی مراجعه کرد و پرده از راز قتل فهیمه برداشت. 

 راز قتل در دست‌نوشته دختر فریبا
فریبا در تحقیقات مدعی شد ساعتی قبل از مراجعه به پلیس، هنگام بازگشت به خانه با دست‌نوشته‌ای از دخترش روبه‌رو شده است. در این نوشته آمده بود: «به خاطر قتل فهیمه عذاب وجدان گرفتم و تصمیم دارم خودم را معرفی کنم.» کارآگاهان پس از بررسی اظهارات این زن دریافتند او همان فریبایی است که از مدتی قبل به اتهام دست داشتن در قتل فهیمه تحت تعقیب بوده است. در ادامه مشخص شد دختر فریبا به نام سهیلا نیز خود را به پلیس کرج معرفی کرده است. 

 ادعای اجیر شدن برای قتل
سهیلا پس از انتقال به پلیس آگاهی پایتخت در بازجویی‌ها مدعی شد در یک درمانگاه فیزیوتراپی کار می‌کند و مدتی قبل شوهر فهیمه نزد او رفته و از وی خواسته است همسرش را به قتل برساند. 
او در ادامه گفت همراه یکی از بیمارانش به نام کامیار به خانه مقتول رفته‌است. به گفته سهیلا، قرار بوده فهیمه را فقط «گوشمالی» دهند، اما پس از کتک زدن زن میانسال، هر دو از خانه خارج شده‌اند و کامیار به بهانه‌ای دوباره به داخل خانه برگشته است. سهیلا مدعی شد: «مطمئن هستم او فهیمه را به قتل رساند.» این دختر جوان همچنین گفت پس از حادثه دچار عذاب وجدان شده و تصمیم گرفته خود را معرفی کند. 

 دو متهم سرانجام به قتل اعتراف کردند
در پی اظهارات سهیلا، مأموران کامیار را شناسایی و بازداشت کردند. متهمان در جریان بازجویی‌ها هر کدام تلاش می‌کردند مسئولیت قتل را بر عهده دیگری بیندازند و اتهام قتل را انکار کنند. با این حال، سرانجام دیروز سهیلا و کامیار لب به اعتراف گشودند و پذیرفتند که زن میانسال را با همدستی یکدیگر به قتل رسانده‌اند. 
تحقیقات از متهمان برای روشن شدن زوایای پنهان این پرونده همچنان ادامه دارد. 

 به قصد سرقت طلا رفتم، اما قاتل شدم
کامیار پس از گذشت شش ماه سرانجام به قتل اعتراف کرد و مدعی شد با هدف سرقت طلا به محل حادثه رفته بود، اما در جریان این ماجرا مرتکب قتل و دستش به خون زن بی‌گناه آلوده شده‌است. 

کامیار! چه شد که مرتکب قتل شدی؟
واقعیتش من برای سرقت طلا به خانه مقتول رفتم. سهیلا از ارتباط دوستانه من سوءاستفاده کرد و مرا فریب داد. من از ارتباط مادرش با همسر مقتول خبر نداشتم و ابتدا نمی‌دانستم که آنها قصد انتقام از آن زن را دارند. 

چطور با سهیلا آشنا شدی؟
من نیاز به فیزیوتراپی داشتم که یکی از دوستانم درمانگاهی را در کرج به من معرفی کرد که خودش برای فیزیوتراپی به آنجا می‌رفت. می‌گفت کارشان خوب است و من هم برای فیزیوتراپی به درمانگاه رفتم که با سهیلا که در آنجا کار می‌کرد، آشنا شدم و با هم ارتباط دوستانه برقرار کردیم. او پس از مدتی به من پیشنهاد سرقت از خانه زن میانسال را داد و فریب خوردم. 

چرا فریب خوردی؟
وضع مالی‌ام خوب نیست و نیاز به پول داشتم که سهیلا و مادرش گفتند زن تنهایی را می‌شناسند که مقدار زیادی طلا در خانه‌اش نگهداری می‌کند و به راحتی می‌توانیم طلاهایش را سرقت کنیم. سهیلا گفت کلید خانه او را دارد و به راحتی وارد خانه‌اش می‌شویم و بعد از سرقت هر کدام حدود ۷۰‌گرم طلا سهم‌مان می‌شود و من هم وسوسه شدم و قبول کردم. 

چقدر طلا گیرت آمد؟
باور کن هیچی. اصلاً طلایی در کار نبود و آنجا بود که فهمیدم فریب خورده‌ام. 

چرا مرتکب قتل شدی؟
ما دو نفری مرتکب قتل شدیم. آن روز صبح سهیلا با کلیدی که داشت در خانه را باز کرد و وارد آپارتمان شدیم. زن میانسال که در اتاقی خواب بود با دیدن ما برخاست و می‌خواست داد و فریاد کند که او را هل دادم و روی زمین افتاد. روی سینه‌اش نشستم و با دست گلویش را گرفتم که سر و صدا نکند و سهیلا هم با چسب پهن دهانش را بست. بعد دست و پایش را بستیم و من دنبال طلا‌ها گشتم، اما هر چه جست‌و‌جو کردم، طلایی پیدا نکردم. فقط یک دستگاه لپ‌تاپ پیدا کردم. وقتی برگشتم دیدم سهیلا با شوکر او را کتک می‌زند و می‌خواهد از او اثر انگشت بگیرد که حالش بد شد. دوباره وسایل خانه را به‌هم ریختیم و وقتی چیزی پیدا نکردیم با همان لپ‌تاپ از خانه خارج شدیم که بعد فهمیدیم خفه شده است. 

چقدر شوهر مقتول به شما دستمزد داد؟
من اصلاً خبر از دستمزد نداشتم و قرار نبود کسی را به قتل برسانم تا دستمزد بگیرم، اما بعد ماجرا را فهمیدم که شوهر مقتول سهیلا را اجیر کرده‌است که از ترس فرار کردم تا اینکه به دام افتادم. 

حرف آخر؟
پشیمانم، اما می‌دانم فایده‌ای ندارد.

برچسب ها: قتل ، زن ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار