جهان هنوز در بهت وداعی است که تاریخ، نظیرش را به خاطر ندارد. میلیونها انسانی که پیکر مطهر نایب امام زمان (عج) را بر دوش کشیدند و در خیابانهای تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا حماسهای جاوید آفریدند، اکنون در مسیر نجف تا کربلا گام برمیدارند. جهان هنوز در بهت وداعی است که تاریخ، نظیرش را به خاطر ندارد. میلیونها انسانی که پیکر مطهر نایب امام زمان (عج) را بر دوش کشیدند و در خیابانهای تهران، قم، مشهد، نجف و کربلا حماسهای جاوید آفریدند، اکنون در مسیر نجف تا کربلا گام برمیدارند. اینجا اربعین ۱۴۴۸ و در مسیر حرم تا حرم (حرم امیرالمؤمنین علی علیهالسلام تا حرم حضرت سیدالشهداء علیهالسلام و یارانش) است؛ میدانی برای خونخواهی امامی که هنوز بغض شهادتش در گلوها شکسته نشده است. اینجا بسیاری از زائران ایرانی و دیگر کشورها به نیابت از طرف امام شهید به طواف عشق آمدهاند. دشمن میپنداشت با حذف فیزیکی ولی امر مسلمین، امت از پا و از نفس خواهد افتاد، اما اکنون در برابر چشمان حیرتزده تحلیلگرانش، خیابانهای ایران و مسیر کربلا به یک میدان واحد و بلکه جهانی بدل شدهاند؛ میدانی که در آن، «انتقام» از یک واکنش احساسی فراتر رفته و به یک «پروژه تمدنی» برای تمرین دولت ظهور تبدیل شده است.
در منطق عاشورا، انتقام یک اقدام راهبردی و یک فرایند تمدنی و سازنده است. همانگونه که خون اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا، بذر یک قیام تاریخی را کاشت که قرنها بعد در قامت انقلاب اسلامی و محور مقاومت به ثمر نشست، خون امام شهید ما نیز آغازی برای مرحلهای نوین از تاریخ مقاومت است. فرق است میان کینهجویی شخصی و انتقامی که از دل یک دستگاه فکری و الهی برمیخیزد. این دومی، ویرانگر ظلم و سازنده عدل است. زائری که امروز با پای پیاده به نیابت از امام شهید به سوی کربلا میرود، یک رزمنده در میدان جنگ نرم و سخت است. هر گام او فریاد «یا لثارات الحسین» است که اینبار، در امتداد خونخواهی نایب برحقش، امام خامنهای (سلامالله علیه) معنا مییابد. اینجا هر زائر یک رسانه است.
و، اما ائتلاف اشرار تروریست غربی- صهیونی- وهابی باز هم دچار خطای ابلهانه محاسباتی شده و همزمان با خروش میلیونی زائران به سمت کربلا، با استراتژی القای رعب، به بمباران مواضع حشدالشعبی در شهرهای مختلف عراق و حتی در نزدیکی مسیر زائران کربلا پرداخت تا با القای ارعاب و ترس، شاید این مانور عظیم را به تعطیلی بکشانند، غافل از اینکه این زائران بیش از پنج ماه است که خیابانهای شهرهای سراسر ایران را به آوردگاه و میدان جنگ و مصاف با شیطان بزرگ و همپیمانانش تبدیل کرده و وسط میدان برای دشمن ذلیل و حقیر رجز میخوانند و از بمبارانها هراس ندارند. آیا آنان که نتوانستند یک خیابان را در تهران خلوت کنند، میتوانند مسیر میلیونی عاشقان را خلوت کنند؟ این جنایت و این تلاش مذبوحانه رسوایی محض را برای ائتلاف رقم زد. خون تازه حشدالشعبی و مستشاران سپاه، زائران را مصممتر و موکبها را به سنگرهای خونخواهی بدل کرده است. این بمبارانها در آستانه اربعین، آخرین میخ را بر تابوت بیآبروییهای مکرر مدعیان حقوق بشر کوبید.
در این میان، یک حقیقت شکوهمند در حال آشکار شدن است: اربعین ۱۴۴۸، با اجتماع میلیونی پررنگتر از سنوات گذشته، مانور عملی و تمرین زنده «دولت ظهور» است. آیا دولت کریمه مهدوی جز بر پایه ایثار، مواسات، امنیت مردمی، همزیستی اقوام و ملیتها، و مدیریت جهادی بنا خواهد شد؟ این نظم خودجوش و معجزهآسا، این امنیت پایدار در سایه تهدید ترور، این حکمرانی عشق و ایمان، ویترینی از همان تمدن موعود است که ما در انتظارش هستیم. زائر در این مسیر، شهروند دولت کریمه امام زمان (عج) شدن را تمرین میکند. اینجاست که باید فهمید چرا رسانههای غربی از پوشش این حماسه عاجزند؛ آنها از باب «لیغیض بهم الکفار» از تصویری میترسند که نظم لیبرال- سکولارشان را یکسره به چالش میکشد.
اینک دنیا به عیان میبیند که اربعین ۱۴۴۸، یک نقطه عطف تاریخی است. زائران در این اجتماع عظیم، پرچم خونآلود انتقام در دست، نقشه راه دولت ظهور را نشانه گرفتهاند. دشمن زخمخورده اپستینی، این بار با طلوع یک تمدن بزرگ روبهروست. امت اسلامی دل به دریای عشق زده و جهان را به تماشای این معجزه فرا میخواند. اربعین ۱۴۴۸ یک پیام بیشتر ندارد: امت واحده زنده است، مصمم و بیدار است و با گامهای استوار میلیونها زائر، نهتنها مسیر نجف تا کربلا، که مسیر تاریخ را به سمت طلوع خورشید ولایت تغییر میدهد. این، تنها آغاز راه است، الیس الصبح بقریب.