امریکا، ناتوان از پیگیری راهبرد تغییر رژیم در ایران و ناکام در میدان نظامی، در جستوجوی نشانههای پیروزی در جنگ برای اعلان عمومی است. پروژه بزرگنمایی و دروغبافیهای ترامپ در مورد تضعیف قدرت ایران و رسیدن آن به لبه تسلیم به منظور القای پیروزی امریکا در جنگ، رویدادی بود که نهتنها جواب نداد، بلکه در وارونهترین شکل ممکن، اعتبار او را نزد همگان به چالش کشید امریکا، ناتوان از پیگیری راهبرد تغییر رژیم در ایران و ناکام در میدان نظامی، در جستوجوی نشانههای پیروزی در جنگ برای اعلان عمومی است. پروژه بزرگنمایی و دروغبافیهای ترامپ در مورد تضعیف قدرت ایران و رسیدن آن به لبه تسلیم به منظور القای پیروزی امریکا در جنگ، رویدادی بود که نهتنها جواب نداد، بلکه در وارونهترین شکل ممکن، اعتبار او را نزد همگان به چالش کشید. وضعیت به گونهای است که حتی اگر دادههای جعلی ترامپ در مورد ایران قابل باور باشد، تهدیدات مکرر وی در مورد انهدام زیرساختهای ایران، نافی ادعای او خواهند بود. اکنون این سؤال مطرح میشود که اگر امریکا به مرز پیروزی نزدیک است، چرا ترامپ دائماً لفاظیهای تهدیدآمیز را در مورد ایران بهکار بسته و دائماً روی آن تأکید دارد؟
جواب سؤال کاملاً مشخص است. تهدیدهای گزاف و رعبآور اساساً زمانی استفاده میشوند که میدان عمل در یک بحران فزاینده گرفتار شده و راهی جز عقب راندن طرف مقابل با ابزار ارعاب وجود نداشته باشد. در واقع، طرف درگیر بحران از ارعاب کلامی بهعنوان یک سلاح جایگزین استفاده میکند. این تهدیدها، نمایشی از قدرت هستند در شرایطی که قدرت واقعی در دسترس نیست. امریکا دقیقاً در این نقطه ایستاده و تهدیدات ترامپ در مورد ایران و نمونههایی، چون تخریب زیرساختهای انرژی، هم ابزاری برای ایجاد هراس، انفعال و تغییر دادن رویکرد تهاجمی ایران است. زیرا تداوم رویکرد ایران در قبال امریکا، سبب شده که هزینه جنگ برای امریکا و متحدانش بهطور قابلتوجهی افزایش یابد، ولی در ازای آن ایران بتواند اهرمهای راهبردی خود را حفظ کند.
ترامپ همراه با این اقدامات انحرافی، با طرح توافق و مذاکره بهعنوان آخرین راهحل، سعی دارد آن را نه یک راه حل از سوی خود، بلکه نوعی درخواست از جانب ایران جلوه دهد. در واقع، ترامپ تمایل ذاتی خود برای مذاکره و توافقی که بتواند اهداف ناکام را به موفقیت برساند، ابراز میکند و از طرفی تلاش میکند انتساب آن به خودش را با تهدید رفع کند.
ترامپ در دور جدید دروغبافیهایش، ادعا کرد در پاسخ به درخواست ایران و برخی کشورهای خاورمیانه، حملات تازه را مشروط به توافقی شامل بازگشایی تنگه هرمز و پایان تهدید هستهای ایران متوقف کرده است. این در حالی است که ترامپ همواره با تهدید انهدام زیرساختها، تلاش کرده فضایی را برای مذاکره تحت فشارهای حداکثری فراهم کند و از این راه حداقل بتواند دستاوردهایی، چون باز شدن مقطعی تنگه هرمز را کسب کند. به گزارش والاستریت ژورنال، ترامپ در آخرین لحظه، حمله جدید را به امید توافق متوقف کرد، اقدامی که نشان میدهد فشار نظامی به اهداف مورد نظر واشینگتن نرسیده است.
با وجود این لفاظیها، منابع غربی معتقدند که ادعاهای ترامپ برای ارزیابی جنگ قابل اتکا نیستند. اخیراً سیانان اعلام کرده ترامپ در ابتدای جنگ گفت که عملیات «حداکثر چهار هفته» طول میکشد و «کار سختی نیست»، اما پس از نزدیک به پنج ماه، جنگ همچنان ادامه دارد و ترامپ دائماً تهدید به تشدید حملات علیه ایران میکند. این الگو یادآور جنگهای قبلی امریکا مانند ویتنام و عراق است که در آنها برآوردهای خوشبینانه اولیه با واقعیت تلخ طولانیشدن جنگ در تناقض بود.
از سوی دیگر، این تهدیدات بیانگر عدم نقشه راه و بلاتکلیفی در اتاق جنگ امریکا برای خروج از یک بحران راهبردی است. در حال حاضر، علایم این موضوع در عملیات سریع و دفعی امریکا برای به دست آوردن دستاوردهای حداقلی دیده میشود، جایی که ایران با صبر راهبردی و عملیات نافذ و گسترده و مقطعی، هزینه را برای امریکا تشدید کرده است. به عقیده فایننشال تایمز، هدف ایران پیروزی نظامی سریع نیست، بلکه فرسوده کردن اراده سیاسی و اقتصادی امریکا است. این وضعیت باعث شده واشینگتن به جای تحمیل پایان جنگ، درگیر مدیریت بحران شود.