کد خبر: 1370809
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
گزارش میدانی «جوان» از مجموعه رشد صبح رویش
1 والدین کودکان کار در دوران کودکی سر کار فرستاده شده‌اند و حالا خود آنها هم مجدد فرزندانشان را در کودکی سرکار می‌فرستند و این چرخه بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شود

جوان آنلاین: کودکی‌هایشان پشت چراغ قرمز چهارراه‌ها جا مانده‌است! همچنان که آسیب‌ها و گرفتاری در چرخه تکرار کودک کاری بودن به زندگی آنها چراغ سبز نشان داده‌است. شاید تنها راهکار برای نجات این بچه‌ها و ورود آنها به جریان زندگی طبیعی و طی کردن مسیری همچون دیگر کودکان هم سن و سالشان این باشد که چرخه آسیب و دور باطلی را که در آن گرفتار شده‌اند، شکسته شود و تنها راه برای توقف این چرخه، کمک کردن به این کودکان برای آموزش و آگاهی است. این درست همان مسیری است که مجموعه صبح رویش تلاش می‌کند برای این بچه‌ها فراهم کند و مدرسه و مرکز رشد و کارگاه‌های مهارت آموزی این مجموعه همه تلاشی است برای توقف چرخه تولید کودکان کاری که والدینشان هم دوران کودکی خود را سر چهارراه‌ها یا در کارگاه‌های زیر‌زمینی گذرانده‌اند. 
وقتی صحبت از کودکان کار و خیابانی می‌شود تصویری که در ذهنمان مرور می‌شود کودکانی با لباس‌ها و سر و وضع ژولیده است که سر چهارراه‌ها یا در مترو و مکان‌های عمومی دیگر مشغول فروختن فال و گل هستند و گاهی هم گدایی می‌کنند، اما در مجموعه رشد صبح رویش نمای متفاوتی از کودکان کار را شاهد هستیم؛ بچه‌هایی با سر و لباس مرتب و مدرسه‌ای که اگرچه آموزش در آن برقرار است، اما با مدارس معمولی که ما در آنها تحصیل کرده‌ایم، فرق می‌کند. 

 آموزش و آگاهی برای شکستن چرخه بازتولید کودک کار
دکتر مهسا ایمانی، عضو هیئت‌مدیره مجموعه و مدیر ارشد اجرایی صبح رویش، درباره فعالیت‌های مجموعه صبح رویش این گونه توضیح می‌دهد: «در آستانه یازدهمین سال صبح رویش در ۱۱ مرکز پذیرای بیش از هزار کودک کار و در معرض آسیب و خدمات آموزشی، مددکار، توانمند‌سازی و اشتغال‌زایی. مرکز یازدهم سه سال پیش به همت بهزیستی به صبح رویش داده شده‌است. این مرکز مدرسه صبح رویش است که نامش را دانستان گذاشته‌اند. در این مرکز ۱۱ سال تجربه آموزشی و تعامل با کودکان کار و در معرض آسیب و بررسی مدارس برتر دنیا طراحی منحصر به فردی دارد.»
ایمانی درباره اهداف این مجموعه می‌گوید: «ما هدفمان حل مسئله عمومی و شکستن چرخه بازتولید کودک کار بوده‌است. وقتی به خانواده‌های کودکان کار نگاه می‌کنیم، می‌بینیم در دوران کودکی به دلیل بیماری یا شرایط اقتصادی والدین سر کار فرستاده شده‌اند و حالاکه خود آنها بزرگ شده‌اند، آنها هم مجدد فرزندانشان را در کودکی سرکار می‌فرستند و این چرخه مدام تکرار می‌شود.» به گفته وی، یکی از پژوهش‌هایی که سال ۹۴ در مدرسه صبح رویش انجام شده نشان می‌دهد یکی از نقاط مؤثر در چرخه بازتولید کودکان کار بحث آموزش است و پژوهش‌ها نشان می‌دهد اگر این کودکان از سنین کودکی تحت آموزش اثربخش و تخصصی قرار بگیرند، احتمال اینکه در بزرگسالی کودکانشان را سر کار بفرستند، به مراتب کمتر می‌شود. 
ایمانی ادامه می‌دهد: «بنابراین صبح رویش هدفش را آموزش قرار داد. البته منظور از آموزش، آموزش‌های معمول مدارس عادی نیست، بلکه آموزش‌هایی است که هر کدام از دل یک نیاز احصا شده در مخاطب ما برآمده و متناسب با شرایط ما و موقعیت مخاطب بومی سازی و ارائه شده‌است.»

 روایت‌هایی از واقعیت 
اینجا مدرسه، مرکز نگهداری شبانه‌روزی، ورزشگاه و کارگاه مهارت آموزی دارد. بچه‌هایی که در این ۱۱ سال به صبح رویش وارد شده‌اند، روایت‌هایی شنیدنی و آموزنده دارند. بهرام یکی از نوجوانان کار که در مرکز مهارت آموزی معلوم شد استعداد ویژه نجاری دارد و به حدی پیشرفت کرد که توانست به صورت مستقل سفارش بگیرد؛ روزی که بهرام کارگاه خودش را افتتاح کرد برای مدیران صبح رویش روزی به یاد ماندنی بود، اما یک هفته بعد بهرام تمام ابزار‌هایی را که با کمک خیران برای کارگاه نجاری‌اش خریده‌بودند، فروخت و به جایش یک موتور‌سیکلت خرید؛ حادثه‌ای که نشان داد آموزش‌های کودکان کار یک حلقه مفقوده دارد و آن نگاهی است که بچه‌ها به موضوع کارکردن دارند. به همین‌خاطر هم مرکز رشد طراحی شد تا حامی بحث اشتغال بچه‌ها باشد و تا زمانی که مطمئن نشده بچه‌ها می‌توانند از مهارتی که یاد گرفته‌اند درآمد‌زایی کنند همراهی‌شان می‌کند و حامی‌شان است. 

 مهارت برای توانمندسازی 
کارگاه مهارت آموزی یکی از بخش‌های مرکز رشد رویش است که بچه‌ها در آن مهارت‌هایی همچون ساخت لوازم چوبی، گلدوزی و دوختن کیف‌های پارچه‌ای و مهارت‌هایی از این دست را یاد می‌گیرند. به گفته ایمانی فروش محصولات کودکان نقض قانون کار کودک است، بچه‌ها کار‌هایی را که در این کارگاه درست می‌کنند یا با خود می‌برند یا همین جا می‌ماند و فروخته نمی‌شود. 
وی تأکید می‌کند: «متقاعد کردن خانواده‌ها برای اینکه بچه‌ها به جای کار کردن زمانی را در کارگاه‌های مهارت آموزی بگذرانند با یک پروسه پیچیده مددکاری همراه بوده‌است. بچه‌هایی که در این مدرسه هستند اغلب در کنار درس خواندن در این مدرسه کار هم می‌کنند، اما برخی از آنها هم در معرض آسیب هستند و در این کارگاه‌ها مهارتی یاد می‌گیرند تا بعد از ۱۸ سالگی بتوانند شاغل شوند و درآمدی داشته‌باشند. در ساعاتی که بچه‌ها نیستند یا در برون سپاری‌ها کار‌هایی توسط اساتید تولید و به نفع بچه‌ها فروخته شود.»

 کلاس‌هایی حلقه‌ای 
در مرکز رشد رویش کلاس‌ها با تصوری که ما از کلاس درس و مدرسه داریم خیلی متفاوت است. چینش کلاس‌های اینجا به صورت گرد و دایره‌وار است تا بچه‌ها همه در کنار هم در یک ردیف قرار بگیرند. اعظم قاسمی، مدیر ارشد واحد رشد کودک درباره دلایل این چینش، اینگونه توضیح می‌دهد: «بچه‌ها در حلقه‌های مختلفی قرار می‌گیرند و همراه با معلمشان، یادگیری را در عمل تجربه می‌کنند.»
وی تأکید می‌کند: «ما معتقدیم یادگیری نباید به نشستن پشت میز محدود شود، بلکه باید با توجه به تفاوت‌های فردی، هر کودک بتواند در جایگاه خودش فعالیت کند. به همین خاطر هم باور ما این است که یادگیری واقعی زمانی رخ می‌دهد که بچه‌ها بتوانند کاربرد مفاهیم را در زندگی ببینند و خودشان آنها را اجرا کنند؛ نه اینکه صرفاً مطلبی را حفظ کنند که به کار روزمره‌شان نمی‌آید.»

 یادگیری کلاس اول همراه با خرگوش بازیگوش 
«دشت هویج» یکی از بخش‌های مرکز رشد رویش و مخصوص کلاس اولی‌هاست. این کلاس برای کودکانی طراحی شده که تازه پا به دنیای آموزش گذاشته‌اند. داستان این کلاس درس متفاوت درباره خرگوشی است که برای نخستین‌بار از لانه‌اش بیرون می‌آید و دنیای اطراف را کشف می‌کند؛ به همین دلیل این فضا «دشت هویج» نامیده شده‌است. 
به گفته خانم قاسمی در این کلاس نیز مبنا بر حفظ کردن نیست. بچه‌ها الفبا را از طریق تجربه، داستان، شخصیت‌پردازی، نمایش و فعالیت‌های عملی یاد می‌گیرند؛ نه لزوماً با نوشتن صرف. وی می‌افزاید: «نکته دیگری که دوست دارم روشن‌تر بگویم، مواجهه با مسائل واقعی است. در زندگی روزمره با مسائل گوناگونی روبه‌رو هستیم و سعی می‌کنیم آنها را حل کنیم. در مدرسه ما نیز اولین قدم، طرح یک مسئله واقعی است و بچه‌ها پیرامون آن شروع به فعالیت می‌کنند.»

 معلم به عنوان تسهیل‌گر تجارب تازه 
یکی از کلاس‌های اصلی این مدرسه هم کلاس کار است که ترکیبی از ریاضی، فارسی، فناوری و هنر را در بر می‌گیرد. این چهار مهارت در کنار هم، بستر مناسبی برای طراحی یادگیری‌های قوی فراهم می‌کنند تا دختران و پسران عزیزمان که در قالب‌های مختلف در این فضا حضور دارند، به کشف و شهود برسند. 
در این رویکرد، معلم نقش تسهیل‌گر را ایفا می‌کند و در کنار بچه‌هاست تا مفاهیم مورد نیازشان را در عمل تجربه کنند. 
قصه‌ها، شخصیت‌ها و داستان‌ها، همه ابزار‌های ما برای ایجاد آن لحظه یادگیری ماندگار هستند. قاسمی تأکید می‌کند: ما بر این باوریم که اگر قرار است یادگیری، پایدار و مؤثر باشد، باید از ساختار‌های سنتی فاصله گرفت. تمام کلاس‌هایی که معرفی کردم، بر اساس این پرسش بنیادین طراحی شده‌اند که: کودک چگونه یاد می‌گیرد؟ و بر همین اساس، تلاش می‌کنیم فعالیت‌های خلاقانه‌ای پیرامون این یادگیری طراحی کنیم.»

 فرصتی برای هزار کودک کار
قاسمی در خصوص تعداد بچه‌هایی که در این مرکز رشد حضور دارند و نحوه ورود آنها اینگونه توضیح می‌دهد: «در حال حاضر، ما بیش از هزار کودک و نوجوان را تحت پوشش داریم؛ از مقطع پیش‌دبستان تا متوسطه دوره دوم. همچنین کودکانی بالای ۱۸ سال داریم که مسیر رشد را کامل طی کرده‌اند و اکنون در مرکز رشد مشغول شکوفایی استعداد‌های خود هستند. خروجی‌های این مرکز تا امروز بسیار جذاب و امیدبخش بوده‌اند؛ به‌گونه‌ای که گاهی خود من که در اینجا کار می‌کنم، هنگام بازدید از مرکز رشد شگفت‌زده می‌شوم.»
به گفته وی نحوه ورود کودکان به مرکز هم از چند مسیر امکان‌پذیر است؛ برخی خانواده‌ها مثلاً در مترو یا مکان‌های عمومی با ما آشنا می‌شوند و ارتباط برقرار می‌کنند. 
برخی کودکان خودشان مراجعه می‌کنند؛ و بخش دیگری از کودکان توسط مددکاران ما در چهارراه‌ها، متروها، کارگاه‌ها و محل‌های مختلف شناسایی می‌شوند و با خانواده‌شان ارتباط گرفته می‌شود. 
این مدیر ارشد مرکز رشد درباره چالش‌های راضی کردن خانواده کودکان کار برای حضور بچه‌ها در مرکز هم اینگونه توضیح می‌دهد: «قطعاً ارتباط با خانواده‌ها شرایط ویژه‌ای دارد و باید با حساسیت و ملاحظات خاصی پیش رفت. از آنجا که ۱۲ سال است فعالیت می‌کنیم، بسیاری از خانواده‌ها ما را می‌شناسند و همراهی خوبی دارند. با این حال، گاهی با خانواده‌هایی مواجه می‌شویم که تمایل ندارند یا حتی مانع حضور کودک می‌شوند. این مسئله را داشته‌ایم و مطمئناً خواهیم داشت، اما ما برای این موارد برنامه داریم:
نقش یاور (مشابه مشاور یا مددکار در مدارس دیگر) که وظیفه‌اش یاری‌رسانی به کودکان است، ابتدا اقدام به برقراری ارتباط با خانواده می‌کند. در صورت عدم موفقیت، مددکار وارد عمل می‌شود و با حضور در منزل، جلسات گفت‌و‌گو و پیگیری‌های مستمر، سعی در جلب اعتماد خانواده دارد.»

 حق همه کودکان برای حرکت در مسیر رشد 
قاسمی ادامه می‌دهد: «البته کیس‌های ناموفقی هم داشته‌ایم؛ خانواده‌هایی که به‌رغم تمام تلاش‌ها، امکان همراهی پیدا نشده‌است. گاهی این خانواده‌ها خودشان درگیر مسائل عمیق‌تری هستند که نیاز به حمایت‌های بیشتر (حتی از سوی نهاد‌هایی مانند دولت) دارد تا بتوانند شرایط را برای حضور کودک فراهم کنند.»
وی در پایان تصریح می‌کند: «باور ما این است که هر کودکی حق حضور در این مسیر را دارد، حتی اگر ما نتوانیم او را پیدا کنیم. به همین دلیل، از هرگونه معرفی از سوی دیگران استقبال می‌کنیم و تا جایی که ظرفیت فیزیکی مرکز اجازه دهد، پذیرای کودکان جدید خواهیم بود.»
یقیناً آمار کودکان کار و در معرض آسیب بسیار بیشتر از ظرفیت این مرکز رشد است؛ آماری که ضرورت توسعه چنین ساز و کار و مراکزی را جدی‌تر می‌کند؛ مراکزی که شاید بتوانند چرخه آسیب‌های اجتماعی و کودکان کار را متوقف کند و آینده‌ای روشن‌تر را برای این کودکان رقم بزند.

برچسب ها: آموزش ، کودک ، کار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار