فیلمی که یک نوجوان با گوشی همراه از سارقان گرفت، راز سرقتهای سریالی شرق تهران را فاش کرد. باند چهار نفره سارقان حرفهای معروف به باند همسلولیها دستگیر شدند. جوان آنلاین: فیلمی که یک نوجوان با گوشی همراه از سارقان گرفت، راز سرقتهای سریالی شرق تهران را فاش کرد. باند چهار نفره سارقان حرفهای معروف به باند همسلولیها دستگیر شدند.
اوایل بهار امسال، مأموران پلیس تهران در جریان سرقتهای سریالی از خانههای خیابانهای شرق و شمال شرقی تهران قرار گرفتند و تحقیقات خود را برای شناسایی سارقان آغاز کردند. شاکیان میگفتند که سارقان با تخریب در یا استفاده از شاهکلید وارد خانهها میشوند و پس از باز کردن گاوصندوق، طلا، پول، دلار و لوازم آنتیک و قیمتی را سرقت میکنند. نکته جالب سرقتها این بود که مأموران در اکثر شکایتها دریافتند که سارقان حرفهای علاوه بر سرقت اموال با ارزش، وسایل داخل یخچال و حتی گونیهای برنج را هم سرقت میکنند. این موضوع نشان میداد که سارقان حتی به مواد خوراکی هم رحم نمیکنند.
قطع برق و بیرد بودن سارقان
در بررسیهای فنی مشخص شد که سارقان برای اینکه ردی از خود به جا نگذارند، قبل از ورود به ساختمان، برق آنجا را قطع میکردند تا دوربینهای مداربسته از کار بیفتند و چهره آنها را ثبت نکنند. آنها همچنین با داشتن ماسک، کلاه و دستکش، هیچ ردی از خود به جا نمیگذاشتند.
یکی از شاکیان در توضیح ماجرا گفت: «همراه خانوادهام برای شام میهمان خانه یکی از دوستانم بودم. نیمهشب وقتی به خانه برگشتم، با صحنه عجیبی روبهرو شدم. قفل در خانه سالم بود، اما وسایل خانه به هم ریخته بود. متوجه شدم سارقانی به خانهام دستبرد زدهاند. وقتی به سراغ گاوصندوقم رفتم، در آن باز بود و همه اموالم که بیش از ۶میلیارد تومان ارزش داشت، سرقت شدهبود. حتی یخچال را هم خالی کرده بودند.»
فیلمی که راز را فاش کرد
در حالی که هر روز به تعداد سرقتها افزوده میشد، مأموران دست به تحقیقات تخصصی زدند و با گشتهای نامحسوس تلاش کردند سارقان را به دام بیندازند، اما ردی از آنها پیدا نکردند. تا اینکه چند شب قبل، سارقان در آخرین سرقت، ردی از خود به جا گذاشتند.
آن شب آنها حین سرقت از خانهای با صاحبخانه روبهرو شدند و او را به شدت کتک زدند، اما خبر نداشتند که پسر صاحب خانه در گوشهای کمین کرده و با دوربین تلفن همراهش از آنها فیلمبرداری میکند.
پسر جوان در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «همراه خانوادهام برای چند روز به مسافرت رفته بودیم تا اینکه نیمهشب به خانه برگشتیم. پدرم از ما جلوتر از خودرو پیاده شد و در خانه را باز کرد، اما خبر نداشت که چهار سارق داخل خانه در حال سرقت اموال ما هستند. وقتی خودرو را پارک کردم و همراه مادرم از پلهها بالا آمدیم، با صحنه عجیب و هولناکی روبهرو شدیم. چهار سارق نقابدار با مشت و لگد به جان پدرم افتاده بودند. مادرم از ترس به پشتبام رفت و من در گوشهای کمین کردم و از سارقان فیلم گرفتم.»
شناسایی و دستگیری سارق سابقهدار
مأموران در بررسی فیلم گرفتهشده از سوی پسر جوان، به ردپای یک سارق سابقهدار به نام «نوید» رسیدند. بررسیها نشان داد که نوید چندین سابقه سرقت، بازداشت و زندان دارد و به تازگی از زندان آزاد شده و این باند را تشکیل دادهاست که او را بازداشت کردند. متهم به سرقتهای سریالی با همدستی سه نفر از دوستانش اعتراف کرد که بازداشت شدند.
گفتوگو با متهم
باند همسلولیها
نوید، سارق سابقهداری است که باند سرقت از خانههای شرق و شمال شرق تهران را همراه با همسلولیهای خود در زندان تشکیل داده بود. آنها پس از آزادی از زندان، سرقتهای سریالی خود را آغاز کردند. به گفته نوید، به همین دلیل نام باندشان را «باند همسلولیها» گذاشته بودند.
نوید سابقه داری؟
بله. من و سه همدستم سابقههای زیادی داریم و بارها زندان بودیم. هر چهار نفر هم سلول بودیم.
همانجا تصمیم گرفتید باند سرقت را تشکیل بدهید؟
بله در زندان این باند را تشکیل دادیم. البته قرارمان این بود که وقتی هر چهار نفر آزاد شدیم دوباره دور هم جمع شویم و نقشه سرقت از خانهها را طراحی کنیم. به همین دلیل هم اسم باندمان را باند همسلولیها گذاشتیم. میخواستیم یاد و خاطره زندان را درخودمان زنده نگهداریم.
وظیفه هر کدام از شما چه بود؟
من در کلیدسازی حرفهای هستم و وظیفهام این بود که شاهکلید بسازم و در خانه را باز کنم. همدستم گاوصندوق را به راحتی باز میکرد. دو نفر دیگر هم زاغ زنی و در سرقت کمک میکردند. به هرحال با کمک هم سرقتها را به سرانجام میرساندیم.
چه شد که یکی از صاحبخانهها را در حد مرگ کتک زدید؟
ما خانه شاکی را از قبل برای سرقت انتخاب کردهبودیم. چند شبی بود که برقش خاموش بود و فهمیدیم مسافرت هستند، اما خبر نداشتیم که زمان سرقت سر میرسند. در حال سرقت از گاوصندوق بودیم که صاحب خانه سر رسید. میخواست داد و فریاد کند که دهانش را گرفتیم و او را به شدت کتک زدیم. آنقدر او را زدیم که بیهوش شد، اما خیلی ترسیدیم و از آنجا فرار کردیم
چرا غیر از طلا مواد خوراکی هم سرقت میکردید؟
ما اهل تهران نیستم و فقط برای سرقت به تهران میآییم و چند روز بعد هم دوباره به شهرمان بر میگردیم. وقتی برای سرقت وارد خانهها میشدیم مواد خوراکی هم سرقت میکردیم و برای خوردن به خانه مجردی که اجاره کرده بودیم میبردیم. بعد از این هم تصمیم گرفتیم برنج هم سرقت کنیم. دریکی از سرقتها ۲۰ کیسه برنج سرقت کردیم.
فکر میکردید شناسایی و بازداشت شوید؟
نه به این زودی. چند ماه بعد از اینکه از زندان آزاد شدیم، حدوداً اوایل بهار شروع به سرقت کردیم و همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، اما در آخرین سرقت حین درگیری با صاحبخانه یک لحظه نقاب من از روی صورتم افتاد و همان زمان هم پسر صاحبخانه مخفیانه از ما فیلم میگرفت که لو رفتیم.