یکی از پیشکسوتان فوتبال چند روز پیش گفته بود سرمربی تیم ملی یا حرف نزند یا مدیریتشده صحبت کند، اما ظاهراً این حرفها به گوش امیر قلعهنویی نمیرود و او همچنان اصرار دارد که به همه بقبولاند تیمش در جام جهانی شاهکار کرده و بهترین نتیجه را به دست آورده است. یکی از پیشکسوتان فوتبال چند روز پیش گفته بود سرمربی تیم ملی یا حرف نزند یا مدیریتشده صحبت کند، اما ظاهراً این حرفها به گوش امیر قلعهنویی نمیرود و او همچنان اصرار دارد که به همه بقبولاند تیمش در جام جهانی شاهکار کرده و بهترین نتیجه را به دست آورده است.
جالب اینجاست که قلعهنویی حتی در عذرخواهی و ابراز شرمندگی مقابل مردم هم طلبکار است و انگار دارد به مردم لطف میکند که ابراز شرمندگی میکند. به نظر میرسد ادامه این ماجرا که ظاهراً تمامی هم ندارد، بیشتر و بیشتر به تیم ملی ضربه میزند، چراکه جناب سرمربی نمیتواند به خوبی از تیمش دفاع کند و هر بار که حرف میزند تنها باعث میشود هجمهها به تیم ملی بیشتر شود.
اینکه امیر قلعهنویی خیلی راحت از ارقام چندصد میلیاردی دریافتی خود در رسانه ملی حرف بزند و عنوان کند که «خودمان این پول را درآوردیم!» به هیچ عنوان قابل قبول نیست. کشور در شرایط جنگی است. شرایط سخت مردم به لحاظ اقتصادی، آسیبهای وارد شده به مردم و زیرساختهای کشور، بازسازی و ادامه مقاومت در برابر دشمن همه جلوی چشممان است، آنوقت این وسط فوتبال، تیم ملی و سرمربی آن میآیند و با توپ پر بهخاطر شادی چند دقیقهای که قرار بوده برای مردم به ارمغان بیاورند و نیاوردند، دریافتهای چندصد میلیاردی خود را توجیه میکنند.
همه بر این باوریم که امروز بیش از هر زمان دیگری کشور نیازمند همدلی و اتحاد است، اما گویا فوتبالیها برای ایستادن در کنار مردم و همدل شدن با کشور پول طلب میکنند، آن هم میلیاردی و البته به دلار! امیر قلعهنویی این روزها که مردم با مشکلات عجیب و غریب اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند و دلخوش به کالابرگ و یارانه شندرغازی دولت هستند، چنان راحت از ۳۵۰ میلیارد تومان دریافتی حرف میزند که انگار در مورد پول خُرد ته جیبش
حرف میزند.
قلعهنویی از ایثار حرف میزند. از اینکه مبلغ قراردادش فقط ۳۰ میلیارد تومان ناقابل است. خب حالا یکی پیدا شده که میگوید ما بدون سرمربی هم صعود نمیکردیم! البته درست است و بهرهای از واقعیت دارد. سرمربی تیم ملی در آخرین حرفهای خود بارها مردم را خطاب قرار داد و مثلاً عذرخواهی کرد، اما طلبکارانه سر مردمی که مدعی شرمندگی مقابلشان است، منت گذاشت. او در حالی اینگونه از ایثار حرف میزند که هیچ تناسبی میان رقم قرارداد و پاداشش وجود ندارد و اگر بپذیریم که رقم قراردادش کم بوده، در عوض چندین و چند برابر آن پاداش گرفته است.
نکته جالب در تمام این چند هفته و بعد از بازگشت تیم ملی از جام جهانی، سکوت عجیب فدراسیون فوتبال و شخص مهدی تاج است. اصلاً انگار فدراسیون هیچکدام از این ماجراها و این اعتراضها را نمیبیند و نمیشنود. فدراسیونی که در نتیجه بهدست آمده اگر بیشتر از سرمربی تیم ملی مقصر نباشد، کمتر هم نیست، اما فعلاً هیچ صدایی از فدراسیون به گوش نمیرسد؛ نه عذرخواهی، نه توجیه و نه حتی حمایت از سرمربی تیم ملی.
واقعیت این است که رفتارهای سرمربی تیم ملی و بازیکنان ملیپوش و سکوت عجیب فدراسیون فوتبال قابل قبول نیست. کسی منکر زحمات آنها نمیشود، اما قرار هم نیست برای کاری که انجام نشده، سر مردم منت بگذارند و تمام منتقدان را معاند و دشمن بنامند. راهی که این جماعت در پیش گرفتهاند، حاصلی جز شکستهای بعدی برای فوتبال ایران نخواهد داشت. امیر قلعهنویی با خیال راحت از ادامه حضورش در تیم ملی، مسیری اشتباه را طی میکند که به قول خودش وقتی نیمکت تیم ملی را ترک میکند، چیزی برای سرمربی آینده برای تحویل گرفتن وجود نخواهد داشت.
حالا و امروز یکی باید پیدا شود و فوتبال ملی را از این همه ایثار نجات دهد که اگر این اتفاق رخ ندهد، تیم ملی «ایثارزده» نابود خواهد شد.