دو هفته، تنها دو هفته زمان لازم داشتند برای رقم زدن افتخاری دیگر؛ کسب نهمین جام قهرمانی جهان، قهرمانیای که بیهیچ شک و تردیدی حفظ آن از به دست آوردنش به مراتب سختتر است. به همین دلیل هم هست که نهمین قهرمانی جهان برای تیم ملی والیبال نشسته، نه صرفاً اضافه شدن یک طلای دیگر به ویترین افتخارات این رشته که یادآور تداوم قدرت ایران است. ارزشمندترین سرمایه ورزش حرفهای که رسیدن بدان الحق والانصاف کار سادهای نیست، خصوصاً که سالهاست تیمهای مطرح دنیا برای دستیابی به این موفقیت برنامهریزیهای دقیق و سرمایهگذاریهای کلان میکنند. به همین دلیل هم هست که هر ساله شاهد کاهش فاحش فاصله فنی تیمها هستیم. تیمهایی که با تکیه بر پیشرفت علم تمرین، آنالیز دقیق و تغییر نسل در کنار برنامهریزی و سرمایهگذاری، درصدد رسیدن به رأس جهان هستند. جایگاهی که والیبال نشسته ایران امسال برای نهمین بار تکیه زدن به آن را تکرار کرد تا ثابت کند که قهرمانی برای این تیم به یک فرهنگ تبدیل شده است.
موفقیتهای پیدرپی والیبال نشسته ایران تصادفی نیست، اما شاید بیش از آنکه حاصل برتری فنی باشد، نتیجه باور و برتری ذهنی است، ذهنی که با قهرمانی رشد کرده و آمیخته شده، به طوری که در طول مسابقات تنها سه ست را به حریفان واگذار میکند و وقتی هم ستی را از دست میدهد بیآنکه دچار آشفتگی شود با اقتدار در ست بعدی جبران میکند و در کوتاهترین زمان ممکن جریان بازی را به سود خود تغییر میدهد. نه فقط، چون سالها قهرمانی انتظارات را از این تیم بالا برده، بلکه بدان جهت که این تیم به قهرمان بودن خود باور دارد و حضورش در مسابقات جهانی تنها با هدف کسب مدال نیست و تنها به یک چیز میاندیشد؛ قهرمانی. قهرمانیای که اگر گاهی هم از دست داده باشد، خیلی زود آن را بازپس میگیرد. به همین دلیل هم هست که در ۹ دوره از ۱۴ دوره این رقابتها در رأس جهان و سکوی قهرمانی ایستاده است. موفقیتی که نمیتوان نقش ثبات کادرفنی و قدرت انتقال تجربه بازیکنانش را نادیده گرفت. به همین دلیل است که موفقیتها و قهرمانیهای والیبال نشسته ایران متعلق به یک نسل نیست و از نسلی به نسل بعد منتقل میشود و همین مهم توانسته این تیم را به پرافتخارترین تیم تاریخ این رشته تبدیل کند، آنهم در شرایطی که هر سال رسیدن به قله سخت و سختتر میشود، اما این تیم هنر ماندن در قله و رأس را به خوبی آموخته، به طوری که حتی پیشرفت علم ورزش و تواناییهای فنی و مالی کشورهای دیگر هم کمتر میتواند مانعی برایش ایجاد کند. با وجود این قهرمانیهای مداوم والیبال نشسته ایران هیچگاه آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نمیگیرد و صرفاً با یک تبریک و نهایتاً گرفتن چند عکس یادگاری در استقبال از این تیم خلاصه میشود، همین و بس. در حالی که برای ادامه این مسیر باید شاهد حمایتهای همهجانبه و سفت و سخت، چه به لحاظ مالی و چه معنوی از این تیم باشیم، اما کدام حمایت وقتی بعد از کسب عنوان قهرمانی تنها ۲۰۰ دلار، آنهم به صورت ریالی به بازیکنان مستعد و ستاره این تیم تعلق گرفت. رقمی که اشاره به آن هم شرمآور است، چه برسد به پرداختش بابت پاداش یا حتی دستمریزاد جهت کسب عنوانی که بسیاری کشورها هزینههای هنگفت میکنند برای به دست آوردنش و دست آخر نیز دستشان کوتاه میماند!