نقطه آغاز اصلاح مصرف انرژی در خانه، مشاهده رفتار والدین از سوی فرزندان است که خاموش کردن وسایل برقی اضافی و نظم مصرف انرژی را در عمل ببینند جوان آنلاین: مصرف برق امروزها در خانههایمان بخشی از سبک زندگی روزمره به شمار میرود و دیگر نمیتوان آن را فقط یک موضوع فنی یا مربوط به شبکه انرژی دانست. بنابراین هر خانواده ایرانی در جریان زندگی روزانه خود، مجموعهای از رفتارهای کوچک، اما اثرگذار را، مثلاً از روشن شدن وسایل سرمایشی و گرمایشی تا نحوه استفاده از روشنایی، تلویزیون و سایر تجهیزات برقی، تکرار میکند و همین رفتارهای بهظاهر ساده در مجموع، الگوی مصرف یک خانه را شکل میدهد و در مقیاس گستردهتر بر وضعیت مصرف جامعه اثر میگذارد. با همین نگاه میتوان گفت خانه نخستین محیطی است که در آن عادتهای رفتاری مربوط به حوزه انرژی، مخصوصاً برق، شکل میگیرد و به مرور تثبیت میشود، بهطوری که فرزندان در همین فضا میآموزند چگونه با منابع موجود برخورد کنند و حتی فراتر از آن، اینکه چه زمانی استفاده از انرژی ضرورت دارد یا میتواند کاهش پیدا کند. بنابراین وقتی خاموش کردن چراغهای اضافی، مدیریت استفاده از وسایل پرمصرف و توجه به زمان مصرف به یک رفتار عادی در خانه تبدیل شود، این الگو به تدریج در ذهن فرزندان نهادینه میشود. در کنار تغییر سبک زندگی و گسترش استفاده از تجهیزات دیجیتال، اهمیت مدیریت مصرف انرژی نیز پررنگتر شده است. در همین راستا «جوان» در گفتوگوی مشروح با فرشاد جامع، کارشناس اقتصاد رفتاری، نقش خانواده در شکلگیری فرهنگ مصرف، جایگاه کودکان و نوجوانان در این زمینه و مسیر تبدیل صرفهجویی انرژی را به یک عادت پایدار در زندگی خانوادگی واکاوی و بررسی کرده است.
خانواده به عنوان نخستین نهاد تربیتی جامعه، چه نقشی در شکلگیری فرهنگ مصرف صحیح برق دارد؟
طبعاً خانواده نخستین محیطی است که الگوهای رفتاری در آن شکل میگیرد و بسیاری از عادتهایی که در بزرگسالی مشاهده میکنیم، ریشه در همان سالهای ابتدایی زندگی دارد. بنابراین شیوه مصرف برق، آب، گاز و سایر منابع نیز از این قاعده مستثنا نیست و فرزندان پیش از آنکه با مفاهیمی مانند مدیریت مصرف یا بهرهوری انرژی آشنا شوند، رفتار والدین را مشاهده میکنند و همان رفتارها را میآموزند. پس اگر خاموش کردن چراغهای اضافی، استفاده صحیح از وسایل برقی و توجه به زمان مصرف در خانه به یک رفتار عادی تبدیل شده باشد، فرزند نیز همین الگو را دنبال میکند و قطعاً خانواده در واقع نخستین مدرسه مدیریت منابع میشود و هر اندازه این آموزشها زودتر آغاز شود، احتمال ماندگاری آن در سالهای بعد بیشتر خواهد بود. نکته مهم این است که نقش فرزندان در این فرایند بسیار پررنگ است و به استناد تجربههای موفق اجتماعی نیز، کودکان و نوجوانان وقتی مسئولیتی مشخص دریافت میکنند، میتوانند بر رفتار بزرگترها نیز اثر بگذارند و همانگونه که برخی طرحهای آموزشی باعث شد کودکان در اصلاح رفتارهای رانندگی خانواده نقشآفرینی کنند، در حوزه مصرف انرژی نیز ظرفیت مشابهی وجود دارد؛ لذا در یک عبارت روشن باید گفت چراغ اصلاح مصرف انرژی به دست اعضای خانواده روشن میشود.
والدین چگونه میتوانند بدون اجبار و تنبیه، فرزندان را به رعایت الگوی مصرف و صرفهجویی در برق تشویق کنند؟
به این موضوع همیشه توجه داشته باشیم که مؤثرترین روش آموزش، ایجاد عادت است و اجبار معمولاً نتیجهای کوتاهمدت دارد، اما عادتسازی اثر ماندگارتری بر جای میگذارد. بنابراین والدین میتوانند از طریق برنامهریزی روزانه، فرزندان را با مفهوم مدیریت مصرف آشنا کنند. برای مثال، تعیین ساعت مشخص برای انجام تکالیف، استفاده از وسایل سرگرمی یا بازیهای رایانهای، نظم مصرف انرژی را نیز به همراه میآورد و فرزندان بهتدریج میآموزند که همه فعالیتها زمان مناسبی دارند و استفاده از وسایل برقی نیز باید بر اساس همین نظم انجام شود. در کنار این موارد، تشویقهای کوچک خانوادگی نیز تأثیر زیادی دارد و هنگامی که فرزند مسئولیتی را به درستی انجام میدهد، قدردانی از او احساس مشارکت و اهمیت ایجاد میکند. در چنین فضایی، صرفهجویی به یک وظیفه تحمیلی تبدیل نمیشود، بلکه بخشی از همکاری اعضای خانواده خواهد بود.
کدام رفتارهای روزمره پدر و مادر بیش از هر چیز بر نگرش و عادت مصرفی کودکان و نوجوانان تأثیر میگذارد؟
به نظرم موضوع روشن است و رفتار عملی والدین بیش از هر توصیهای اثرگذار است و کودکی که میبیند پدر یا مادر پس از خروج از اتاق چراغ را خاموش میکنند، یا هنگام استفاده از وسایل برقی دقت دارند و از روشن ماندن بیدلیل تجهیزات جلوگیری میکنند، همان رفتار را میآموزد. زمان استفاده از وسایل پرمصرف نیز اهمیت دارد و اگر اعضای خانواده عادت داشته باشند کارهایی مانند اتوکشی یا استفاده از برخی تجهیزات برقی را به ساعتهای غیر اوج مصرف منتقل کنند، فرزندان نیز این الگو را طبیعی تلقی خواهند کرد. همچنین باید دقت کنیم که فرهنگ مصرف با سخنرانی شکل نمیگیرد و آنچه در زندگی روزمره تکرار میشود، به مرور به باور و سپس به عادت تبدیل خواهد شد.
چرا آموزش صرفهجویی در مصرف انرژی باید از سنین کودکی آغاز شود و این آموزش در هر رده سنی چه تفاوتی دارد؟
بهخاطر این است که عادتها در کودکی شکل میگیرند و در بزرگسالی تثبیت میشوند. به همین دلیل آموزش مدیریت مصرف هرچه زودتر آغاز شود، نتیجه بهتری خواهد داشت. در سنین پایین، آموزش باید بسیار ساده و عملی باشد؛ خاموش کردن چراغ اضافی، بستن در اتاق دارای کولر یا خاموش کردن تلویزیون هنگام عدم استفاده، نمونههایی از آموزشهای مناسب برای کودکان است. در دوره نوجوانی میتوان مفاهیم گستردهتری را مطرح کرد، چرا که نوجوانان توانایی درک پیامدهای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی مصرف انرژی را دارند و آشنایی با هزینه تولید برق، فشار واردشده به شبکه در ساعات اوج مصرف و آثار مصرف بیرویه بر منابع کشور، درک عمیقتری از موضوع ایجاد میکند. هدف اصلی آن است که صرفهجویی از یک رفتار مقطعی به یک نگرش پایدار تبدیل شود.
چگونه میتوان کودکان را از مصرفکننده صرف به «همیار مدیریت مصرف» در خانواده تبدیل کرد؟
در این خصوص میتوان گفت واگذاری مسئولیت، مهمترین ابزار در این زمینه است و فرزندی که فقط شنونده توصیهها باشد، نقش فعالی در مدیریت مصرف پیدا نمیکند، اما زمانی که مسئولیت مشخصی به او سپرده شود، احساس مشارکت شکل میگیرد. برای نمونه، میتوان مسئولیت بررسی خاموش بودن چراغهای اضافی، کنترل تجهیزات غیرضروری یا یادآوری برخی نکات مصرفی را به فرزند خانواده سپرد. این مسئولیتها باید متناسب با سن کودک باشد و جنبه مشارکتی داشته باشد. چنین رویکردی به مرور حس مسئولیت اجتماعی را نیز تقویت میکند و فرد میآموزد که منابع عمومی متعلق به همه جامعه است و نحوه استفاده از آنها اهمیت دارد.
نوجوانان چه نقشی در اصلاح الگوی مصرف برق در خانه دارند و چگونه میتوان از ظرفیت آنها برای فرهنگسازی استفاده کرد؟
نیک میدانیم که نوجوانان یکی از اثرگذارترین گروههای اجتماعی در حوزه فرهنگسازی هستند و آنها توانایی یادگیری سریع دارند و معمولاً نسبت به موضوعات نوین نیز حساسیت بیشتری نشان میدهند. پس اگر نوجوانان آموزش کافی دریافت کنند، میتوانند به حلقه اتصال میان آموزش و عمل تبدیل شوند و بسیاری از رفتارهای مصرفی خانواده از طریق یادآوریهای ساده و پیگیری مستمر اصلاح میشود. برای مثال، نوجوان میتواند درباره زمان مناسب استفاده از برخی وسایل برقی، تنظیم دمای کولر یا ضرورت خاموش کردن تجهیزات غیرضروری به سایر اعضای خانواده یادآوری کند و این مشارکت وقتی مؤثر خواهد بود که خانواده آن را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد.
چه اشتباهات تربیتی باعث میشود فرزندان نسبت به مصرف منابعی مانند برق، آب و انرژی احساس مسئولیت نکنند؟
یکی از اشتباهات رایج، آموزش دستوری و بدون توضیح است و زمانی که کودک فقط با ممنوعیت مواجه میشود و دلیل آن را نمیداند، ارتباط عمیقی با موضوع برقرار نمیکند. اشتباه دیگر، بیتوجهی والدین به رفتار خودشان است و اگر خانواده صرفهجویی را توصیه کند، اما در عمل به آن پایبند نباشد، پیام آموزشی اعتبار خود را از دست میدهد. سرزنش مداوم نیز نتیجه مطلوبی ندارد و فرزند باید احساس کند بخشی از راهحل است، نه عامل مشکل. آموزش مؤثر زمانی شکل میگیرد که آگاهی، مشارکت و مسئولیتپذیری در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
آیا نسل جدید نسبت به نسلهای قبل در مصرف انرژی مسئولانهتر رفتار میکند یا مصرفگراتر شده است؟
پاسخ این سؤال چندان ساده نیست، چرا که سبک زندگی امروز با گذشته تفاوت زیادی پیدا کرده و استفاده گسترده از تجهیزات دیجیتال، اینترنت، رایانه، تلفن همراه و ابزارهای الکترونیکی، میزان مصرف انرژی را افزایش داده است. افزایش مصرف انرژی لزوماً به معنای مصرفگراتر شدن نیست و بخش مهمی از این رشد ناشی از تغییر شیوه زندگی و گسترش فناوری است و در مقابل، نسل جدید به دلیل دسترسی بیشتر به اطلاعات، آگاهی بیشتری نسبت به مسائل محیطزیستی و انرژی دارد. به همین دلیل نمیتوان حکم کلی صادر کرد؛ مصرف انرژی بیشتر شده است، اما ظرفیت مسئولیتپذیری و اصلاح رفتار نیز افزایش یافته است و جهتگیری این ظرفیت به نوع آموزش و فرهنگسازی بستگی دارد.
چگونه میتوان صرفهجویی در مصرف برق را به یک ارزش خانوادگی و بخشی از سبک زندگی تبدیل کرد، نه اینکه یک اقدام مقطعی در فصل تابستان باشد؟
به این نکته باید دقت کنیم که هر تغییری که قرار است ماندگار باشد، باید وارد سبک زندگی شود و رفتارهایی که فقط در زمان کمبود برق یا افزایش مصرف مورد توجه قرار میگیرند، معمولاً دوام زیادی ندارند. خانواده زمانی به الگوی مصرف پایدار دست پیدا میکند که مدیریت انرژی را بخشی از نظم روزانه خود بداند؛ خاموش کردن تجهیزات غیرضروری، استفاده از وسایل کممصرف، توجه به ساعات اوج مصرف و جلوگیری از اتلاف انرژی باید به رفتارهای همیشگی تبدیل شوند. آموزش، فرهنگسازی و ایجاد انگیزههای اقتصادی در کنار یکدیگر مسیر اصلاح الگوی مصرف را هموار میکنند و وقتی خانواده نتیجه صرفهجویی را در کاهش هزینهها و افزایش رفاه خود مشاهده کند، انگیزه بیشتری برای ادامه این مسیر خواهد داشت.
اگر قرار باشد هر خانواده فقط یک عادت مصرفی خود را اصلاح کند که بیشترین اثر را بر کاهش مصرف برق داشته باشد، آن عادت چیست و چرا؟
مهمترین اقدام، مدیریت مصرف در ساعات اوج بار شبکه است و بخش قابلتوجهی از هزینه تولید و تأمین برق به همین ساعات مربوط میشود که تقاضا به بیشترین میزان خود میرسد. انتقال استفاده از وسایل پرمصرف به زمانهای خارج از اوج مصرف، تأثیر قابلتوجهی بر کاهش فشار شبکه دارد. یادمان باشد اتوکشی، شستوشوی لباس یا استفاده از برخی تجهیزات برقی اگر در ساعت مناسب انجام شود، به مدیریت مصرف کمک خواهد کرد. البته اصلاح الگوی مصرف به یک اقدام محدود نمیشود، چرا که خاموش کردن وسایل بلااستفاده، استفاده از لامپهای کممصرف، تنظیم مناسب دمای کولر و جلوگیری از اتلاف انرژی، مجموعهای از رفتارهای کوچک هستند که در کنار یکدیگر نتیجه بزرگی ایجاد میکنند. پس، فرهنگ مصرف صحیح زمانی شکل میگیرد که هر عضو خانواده خود را در قبال منابعی که استفاده میکند مسئول بداند. قطعاً چنین نگاهی صرفهجویی را از یک توصیه مقطعی فراتر میبرد و به بخشی از سبک زندگی روزمره تبدیل میکند.