یکی از پیچیدهترین روشهای جنگ شناختی، حمله مستقیم به حامیان یک نظام سیاسی نیست، بلکه تلاش برای استفاده از ظرفیت همان حامیان علیه اهداف و منافع آن نظام است. در چنین شرایطی، دشمن نمیکوشد مانع حضور مردم در صحنه شود، بلکه تلاش میکند آثار و نتایج این حضور را تغییر دهد.
راهپیماییها و تجمعات مردمی در حمایت از جمهوری اسلامی، هرگاه با نظم، قانونمداری و پیام روشن همراه بودهاند، نشانه انسجام ملی و پشتوانه مردمی نظام محسوب شدهاند، اما همین ظرفیت اجتماعی میتواند هدف عملیات نفوذ، تحریک و سوءاستفاده نیز قرار گیرد. هدف این پروژه آن است که یک حرکت وحدتآفرین به صحنهای برای تنش، درگیری، شعارهای اختلافبرانگیز یا رفتارهای خارج از چارچوب قانون تبدیل شود.
در چنین سناریویی، دشمن نیازی به سازماندهی یک جریان مستقل ندارد. کافی است برخی افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تأثیر هیجانهای سیاسی قرار گیرند و اقداماتی انجام دهند که اصل پیام راهپیمایی را تحتالشعاع قرار دهد. در این حالت، رسانههای معارض تلاش خواهند کرد به جای نمایش حضور گسترده مردم، بر حاشیهها، تنشها و رفتارهای احساسی تمرکز کنند. نتیجه آن است که یک فرصت ملی به ابزاری برای تخریب چهره همان جریان مردمی تبدیل میشود.
راهبرد اصلی در چنین پروژهای، دوقطبیسازی جامعه است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هر موضوع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی میتواند به بستری برای شکافسازی تبدیل شود. گاه این دوقطبی حول موضوع حجاب و بیحجابی شکل میگیرد. گاه حول اختلافات سیاسی و جناحی. گاه حول مسائل اقتصادی و معیشتی. در همه این موارد، هدف نهایی نه حل مسئله، بلکه تبدیل اختلافنظرها به تقابل اجتماعی و فرسایش سرمایه ملی است.
در شرایط کنونی نیز موضوع مذاکرات و توافقات خارجی به یکی از مهمترین محورهای اختلافسازی تبدیل شده است. برخی رسانهها و جریانها میکوشند موافقان و مخالفان مذاکرات را در برابر یکدیگر قرار دهند. یک طرف به سازشکاری متهم شود و طرف دیگر به افراطگرایی. در چنین فضایی، اصل موضوع که همان تأمین منافع ملی است به حاشیه رانده میشود و هیجانهای سیاسی جای عقلانیت را میگیرد.
حال آنکه در جمهوری اسلامی، تصمیمات کلان کشور در چارچوب سازوکارهای قانونی و با مشارکت نهادهای مختلف اتخاذ میشود. موافقت یا مخالفت با یک شیوه اجرایی، نباید به نفی طرف مقابل یا ایجاد صفبندیهای اجتماعی منجر شود. اختلافنظر سیاسی امری طبیعی است، اما تبدیل آن به شکاف اجتماعی و رویارویی خیابانی، همان نقطهای است که دشمن به دنبال آن است.
تجربههای مختلف نشان داده که یکی از اهداف اصلی جنگ روانی، تبدیل جامعه به دو اردوگاه متخاصم است. هر اقدامی که به افزایش نفرت، برچسبزنی، حذف رقیب یا تحریک درگیریهای اجتماعی منجر شود، فارغ از نیت انجامدهندگان آن، میتواند در راستای این هدف عمل کند. از همینرو، بزرگترین خدمت به کشور در چنین مقاطعی، حفظ آرامش، عقلانیت و خویشتنداری است.
حامیان جمهوری اسلامی زمانی بیشترین تأثیر را دارند که پیام آنان حول محور وحدت ملی، امنیت کشور، منافع عمومی و دفاع از قانون باشد. هرچه رفتارها منظمتر، شعارها دقیقتر و مطالبات منطقیتر باشد، امکان سوءاستفاده رسانهای نیز کاهش مییابد. قدرت یک حرکت مردمی تنها در تعداد شرکتکنندگان آن نیست، بلکه در بلوغ سیاسی، انضباط اجتماعی و هوشمندی رفتاری آن نیز هست. امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این نکته توجه کرد که حفظ انسجام ملی، مهمتر از پیروزی در یک جدال سیاسی روزمره است. اگر هدف طراحان جنگ شناختی، کشاندن جامعه به دوقطبیهای فرسایشی و تقابلهای خیابانی باشد، بهترین پاسخ، رفتار مسئولانه، قانونمداری، گفتوگوی منطقی و پرهیز از هر اقدامی است که بتواند وحدت ملی را مخدوش کند.
راهپیماییهای مردمی زمانی به سرمایه ملی تبدیل میشوند که پیام آنها امید، اقتدار، همبستگی و اعتماد باشد. این اجتماعات اساساً برای نمایش وحدت ملی، حمایت از ثبات کشور و جلوگیری از شکلگیری فتنهها و آشوبهای داخلی طراحی و سازماندهی میشوند. از همینرو، هر اقدامی که این اجتماعات را از مسیر اصلی خود خارج کند و آنها را به بستری برای تسویهحسابهای سیاسی یا ایجاد شکاف در درون جبهه انقلاب تبدیل کند، در عمل نتیجهای جز کمک به اهداف دشمن نخواهد داشت.
در این چارچوب، دعوت برخی از نیروهای خودی به «قیام» علیه بخشی از ساختارهای قانونی و رسمی کشور، پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: قیام علیه چه کسی؟ علیه کدام بخش از نظام؟ علیه کدام نهاد قانونی؟ چنین ادبیاتی، آگاهانه یا ناآگاهانه، جامعه را از مسیر مطالبهگری منطقی و قانونی خارج کرده و به سمت تقابل و دوقطبیسازی سوق میدهد. اینگونه تحرکات دقیقاً در زمینی صورت میگیرد که طراحان جنگ شناختی به دنبال آمادهسازی آن هستند، زمینی که هدف نهایی آن تبدیل اختلافنظرهای سیاسی به تنشهای اجتماعی و ایجاد بستر برای بیثباتی داخلی است. از اینرو، حفظ وحدت، پایبندی به قانون و پرهیز از هرگونه رفتار و ادبیات تفرقهافکنانه، مهمترین وظیفه همه جریانهای دلسوز کشور در شرایط کنونی است. هرگونه رفتار غیرقانونی و دعوت به حرکتهای پرخاشگرانه دقیقاً بازی در زمین دشمن و حرکت در مسیر سوزاندن سرمایههای اجتماعی نظام اسلامی و کمک به راهبرد تجزیه اجتماعی دشمن است. مراقبت کنیم با نیت قربتاً الی الله علیه نظام اسلامی که حفظ آن از اوجب واجبات است، اقدام نکنیم.