کد خبر: 1363091
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
کارشناس مسائل غرب آسیا در گفت‌و‌گو با «جوان»:
امریکادر جنگ شکننده شده و چالش‌هایی دارد پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران به جنایت‌ها و تجاوزات رژیم صهیونیستی در قالب عملیات نصر و همچنین حملات تنبیهی ایران در پاسخ به تجاوز دوباره امریکا به مناطق جنوبی ایران، بازدارندگی جدیدی را در ازای افزایش تنش از سوی دشمنان به تصویر کشیده است
فائزه سادات یوسفی 
جوان آنلاین: پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران به جنایت‌ها و تجاوزات رژیم صهیونیستی در قالب عملیات نصر و همچنین حملات تنبیهی ایران در پاسخ به تجاوز دوباره امریکا به مناطق جنوبی ایران، بازدارندگی جدیدی را در ازای افزایش تنش از سوی دشمنان به تصویر کشیده است. بازدارندگی که به عقیده بسیاری از تحلیلگران و صاحب‌نظران، معادله قدرت در منطقه را به شکل معناداری به نفع ایران و محور مقاومت تغییر داده است. در همین زمینه با آقای جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل غرب آسیا ابعاد و چگونگی تغییر معادلات حاکم بر میدان و دیپلماسی توسط ایران را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دادیم که می‌خوانیم. 
 
به نظر شما، عملیاتی که اسرائیل در لبنان در حال تشدید آن است و همچنین عملیات فشرده‌ای که امریکا شب گذشته علیه مناطق جنوبی کشور انجام داد (با بهانه مورد اصابت قرار گرفتن بالگرد آپاچی)، آیا این دو با هم ارتباط دارند و اهداف مشترکی در سر می‌پرورانند؟
با توجه به اینکه امریکایی‌ها، بنا بر برآورد بسیاری از کارشناسان، آمادگی لازم برای ورود به یک جنگ گسترده و فراگیر را ندارند و از سوی دیگر اسرائیلی‌ها نیز واقعاً از تبعات چنین جنگی هراس دارند، هیچ‌یک از طرفین خواستار یک رویارویی تمام‌عیار نیستند. اسرائیل همواره نشان داده که نه از یک صلح کامل استقبال می‌کند و نه از یک جنگ کامل. در صورت رسیدن به صلح پایدار، ناچار به دادن امتیازاتی خواهد بود و تمایلی ندارد چنین تعهداتی به‌صورت رسمی و مکتوب ثبت شود. از سوی دیگر، هر دوی آنها در شرایطی قرار دارند که آسیب‌پذیری‌های قابل توجهی دارند و به همین دلیل خواهان جنگی فراگیر نیستند. 
در هر صورت، آنچه تاکنون رخ داده نشان می‌دهد که دست‌کم در شرایط فعلی، طرف‌ها تمایلی به گسترش جنگ ندارند و این نکته بسیار مهمی است. البته تردیدی نیست که بنیامین نتانیاهو و مجموعه حاکم بر رژیم صهیونیستی همواره در پی شعله‌ور نگه داشتن تنش‌ها و درگیری‌ها بوده‌اند. راهبرد بلندمدت صهیونیست‌ها تضعیف یا حتی نابودی ایران است و به همین دلیل نیز تهدید‌ها و فشار‌های خود را به‌طور مستمر ادامه می‌دهند. 
آقای ترامپ پس از خبر‌های مربوط به سقوط بالگرد در ابتدا اعلام کرد که اتفاق مهمی رخ نداده و موضوع صرفاً به یک بالگرد مربوط بوده است، اما بعداً اخباری منتشر شد که نشان می‌داد برخی محافل در امریکا از اقدام نظامی و حمله به برخی اهداف حمایت می‌کنند. همچنین گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه فرماندهان نظامی امریکا خواستار بازنگری در برخی مواضع شده‌اند و در ادامه نیز بار دیگر بحث پاسخ‌گویی و واکنش مطرح شد. 
با این حال، آنچه مسلم است اینکه ایران در موقعیت نسبتاً مناسبی قرار دارد، در حالی که طرف مقابل ضعیف و شکننده شده و با چالش‌ها و آسیب‌پذیری‌های متعددی مواجه است. از این‌رو، ایران می‌تواند از شرایط به وجود آمده برای افزایش فشار بر طرف مقابل و وارد کردن ضربات مؤثر و سنگین‌تر بهره‌برداری کند. 
از طرف دیگر، با توجه به اهمیت تنگه هرمز و نقش آن در تجارت جهانی انرژی یا حتی موقعیت جام جهانی ایران از اهرم‌های مهمی برخوردار است. بنابراین حادثه اخیر ممکن است مقدمه رخداد‌های بزرگ‌تر و اقدامات جدی‌تر باشد. 
 
امریکا با گسیل نیرو‌های بیشتر به سمت منطقه در پی چه اهدافی است؟
همه می‌دانیم که امریکایی‌ها در حال افزایش حضور و استقرار نیرو‌های خود در منطقه هستند. این امر ممکن است حاکی از تقویت آمادگی‌های نظامی آنها باشد. به همین دلیل، این احتمال مطرح است که تحولات اخیر تنها بخشی از یک روند گسترده‌تر باشد. 
اما از سوی دیگر، ممکن است بخشی از این تحرکات در قالب طرح‌هایی برای آینده و تنها در راستای چابک‌سازی و بازآرایی نیرو‌های ارتش امریکا در منطقه باشد. امریکایی‌ها به خوبی می‌دانند هر نیرویی که به منطقه وارد کنند، در عین حال میزان آسیب‌پذیری آنها را نیز افزایش می‌دهند. همان‌طور که پیش‌تر نیز شاهد بودیم، پایگاه‌های امریکایی در اثر حملات ایران آسیب مورد توجهی دیدند و چندین هزار نظامی امریکایی مجبور به عقب‌گرد شدند. بخشی از ناو‌ها و شناور‌های بزرگ امریکا از مناطق نزدیک به خلیج فارس عقب کشیده شدند تا در معرض حملات احتمالی قرار نگیرند. بنابراین افزایش حضور نیرو‌ها لزوماً به معنای افزایش قدرت نیست و می‌تواند آسیب‌پذیری بیشتری را نیز به همراه داشته باشد. 
امریکایی‌ها واقعاً نیاز دارند که توان نظامی خود را در شرایط سخت آب‌وهوایی منطقه، از جمله گرمای شدید و رطوبت بالا، بازسازی و ترمیم کنند. همچنین بازآرایی ساختار نیرو‌ها و تجهیزات نیز می‌تواند یکی از اهداف این جابه‌جایی‌ها باشد، به‌ویژه اینکه در جریان درگیری‌های اخیر، برخی پایگاه‌های امریکا در منطقه آسیب‌هایی را متحمل شدند و گزارش‌هایی نیز از کاهش و جابه‌جایی بخشی از نیرو‌های امریکایی منتشر شده است. از این‌رو، ممکن است بخشی از این تحرکات صرفاً در همین چارچوب و با هدف ترمیم ساختار سابق ارزیابی شود. 
 
اقدامات مقتدرانه ایران چه تأثیری بر مذاکرات دارد؟ از طرفی با وجود اینکه شخص ترامپ بار‌ها روی مذاکره تأکید دارد، اما با چه نیاتی به ایران حمله می‌کند؟
در شرایط فعلی، مهم‌ترین عاملی که می‌تواند زمینه‌ساز گسترش درگیری‌ها شود و مذاکرات را به نفع دیگری جابه‌جا کند، برداشت طرف مقابل از وجود ضعف یا تردید در اراده بازدارندگی است. همان‌گونه که بار‌ها تأکید شده، هرگاه ضعف از سوی یک طرف احساس شود، احتمال افزایش فشار‌ها و اقدامات تهاجمی بیشتر خواهد شد. از این منظر، پاسخ‌های سریع و قاطع نیرو‌های مسلح توانسته نقش مهمی در جلوگیری از تشدید تنش‌ها ایفا کند و نشان دهد که توانایی واکنش مؤثر همچنان وجود دارد و تأثیر مستقیمی بر روند مذاکرات داشته باشد. 
قطعاً امریکایی‌ها از ضربه خوردن در این شرایط واقعاً متأثر می‌شوند، به ویژه ترامپ در شرایط بسیار دشواری قرار دارد. از یک‌سو قیمت نفت می‌تواند تنش را در منطقه بالا ببرد، حتی در شرایط عادی نیز همیشه تنش‌ها سبب افزایش قیمت نفت شده است. از سوی دیگر، ممکن است این موضوع به بسته شدن تنگه هرمز و تداوم طولانی آن منجر شود. امریکایی‌ها ذخایر نفتی‌شان رو به اتمام است. بنابراین افزایش تلفات و هزینه‌ها برایشان بسیار مهم است. ما با این شرایط واقعاً اقتدار خود را اثبات می‌کنیم، هرچند بسیاری باور نمی‌کنند که با این امکانات بتوان به طور دشواری حدود ۱۰۰ روز برای یک ارتش به طور کامل آماده بود، اما با همه این شرایط، ضربات ما قطعاً می‌توانند بازدارنده باشند و آنها را از اجرای نقشه‌هایی که داشتند، بازدارند و اهرم فشار آنها را برای گرفتن امتیاز بیشتر کند، زیرا یکی از راه‌ها در همه مذاکرات مربوط به درگیری‌های جنگی، همواره عملیات نظامی به عنوان اهرمی برای اثرگذاری بر مذاکرات بوده است. هر زمان جنگی در جریان بود و قرار بود مذاکرات آتش‌بس یا صلح صورت گیرد، طرفین سعی می‌کردند امتیاز بیشتری کسب کنند تا طرف مقابل را عقب برانند و وادار به پذیرش کنند. در مورد ما نیز همین طور است. ممکن است ترامپ از این ابزار استفاده کند و با ایجاد ترس از ادامه بسته بودن تنگه هرمز، افزایش تلفات یا ضربات احتمالی، بخواهد ما را تحت فشار قرار دهد. مهم آن است که ایران با شرایط روشن و اهداف مشخص پای میز مذاکره حاضر شود و تحت تأثیر این بازی‌ها یا بلوف‌های توأم با عملیات قرار نگیرد. 
آنچه مسلم است اینکه یکی از امتیازات ویژه‌ای که ایران در دیپلماسی به دست آورد، این بود که توانست نقاط ضعف و معضلات بغرنجی را که امریکا با آن مواجه است، آشکار سازد. محوری‌ترین بحرانی که امریکا و رژیم صهیونیستی با آن روبه‌رو هستند، عدم اراده و توانایی برای یک دور حملات جدید علیه ایران است. این ترس از وقوع عملیات تازه، خود به نوعی اقرار به تأثیر ضربات قبلی است. آنها می‌دانند که هر عملیات بعدی می‌تواند هزینه‌هایشان را چند برابر کند و تصویر شکست‌ناپذیری‌شان را بیش از پیش خدشه‌دار سازد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار