کد خبر: 1362788
تاریخ انتشار: ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
علی‌حسن حیدری

جمهوری اسلامی ایران امروز درگیر یک نبرد ترکیبی و چندلایه است. دشمن نیز با همه ظرفیت‌های خود وارد میدان شده است. از تحریم اقتصادی و فشار سیاسی گرفته تا تهدید نظامی، عملیات رسانه‌ای، جنگ شناختی، آشوب‌سازی و جنگ روانی. در چنین شرایطی، خطای راهبردی آن است که هر میدان را جدا از میدان‌های دیگر ببینیم. واقعیت آن است که جمهوری اسلامی در چهار میدان به‌هم‌پیوسته در حال نبرد است؛ میدان نظامی، میدان دیپلماسی، میدان مردم و میدان خدمت. رمز موفقیت نیز در وحدت این ساحات و هم‌افزایی میان آنهاست. 
نخستین میدان، میدان نظامی است. این میدان ستون اصلی بازدارندگی و امنیت ملی است. دشمن زمانی از جنگ فاصله می‌گیرد که از هزینه‌های آن هراس داشته باشد. قدرت دفاعی، قدرت موشکی، توان رزمی و آمادگی نیرو‌های مسلح، نه برای جنگ‌طلبی بلکه برای جلوگیری از جنگ ضروری است. تاریخ معاصر منطقه نشان داده است که هر کشوری از قدرت دفاعی محروم شد، به میدان مداخله بیگانگان تبدیل شد. بنابراین میدان نظامی، موتور پیشران قدرت ملی و ضامن استقلال کشور است. 
اما قدرت نظامی زمانی به دستاورد پایدار تبدیل می‌شود که در عرصه سیاسی و حقوقی تثبیت گردد. این وظیفه میدان دیپلماسی است. دیپلماسی در منطق انقلاب اسلامی، نقطه مقابل مقاومت نیست، بلکه ادامه مقاومت با ابزار سیاسی است. همان‌گونه که رزمنده در میدان از حقوق ملت دفاع می‌کند، دیپلمات نیز در پشت میز مذاکره از همان حقوق دفاع می‌کند. اگر میدان، پشتوانه دیپلماسی نباشد، مذاکره به امتیازدهی تبدیل می‌شود و اگر دیپلماسی نباشد، بخشی از دستاورد‌های میدان هدر خواهد رفت. از این رو میدان و دیپلماسی دو رقیب نیستند؛ دو بازوی یک اقتدار واحد هستند. یکی قدرت تولید می‌کند و دیگری آن را تثبیت و بهره‌برداری می‌کند. 
سومین میدان، میدان مردم است. هیچ قدرتی بدون مردم پایدار نمی‌ماند. دشمن نیز این واقعیت را بهتر از هر کسی می‌داند. به همین دلیل تلاش می‌کند از طریق جنگ شناختی، عملیات رسانه‌ای و ایجاد شکاف‌های اجتماعی، مردم را از صحنه خارج کند. حضور مردم در خیابان، در انتخابات، در صحنه‌های ملی و در عرصه دفاع از کشور، بزرگ‌ترین سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی است. ملت ایران بار‌ها ثابت کرده است که هرگاه پای استقلال، امنیت و عزت کشور در میان باشد، اختلاف سلیقه‌ها را کنار گذاشته و در کنار یکدیگر می‌ایستد. همین سرمایه اجتماعی است که محاسبات دشمن را بر هم می‌زند و پروژه آشوب و بی‌ثبات‌سازی را ناکام می‌گذارد. 
اما همه این میدان‌ها برای هدفی بزرگ‌تر فعال هستند و آن میدان خدمت است. مردم امنیت را برای رفاه، پیشرفت و آبادانی می‌خواهند. قدرت نظامی، دیپلماسی فعال و حضور مردمی زمانی ارزش پیدا می‌کند که به حل مشکلات کشور، رشد اقتصادی، افزایش رفاه عمومی، عدالت اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مردم منجر شود. خدمت به مردم، نقطه اتصال امنیت، اقتدار و مشروعیت است. هرچه کارآمدی نظام در خدمت‌رسانی بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی نیز افزایش می‌یابد و قدرت ملی تقویت می‌شود. 
در کنار این چهار میدان، یک اصل راهبردی نیز وجود دارد که نباید از آن غفلت کرد؛ «وحدت ساحات جبهه مقاومت». دشمن در نبرد ترکیبی میان عرصه‌های مختلف تفکیک قائل نیست. او همزمان از فشار نظامی، تحریم اقتصادی، جنگ رسانه‌ای و عملیات شناختی استفاده می‌کند. بنابراین جبهه مقاومت نیز باید با منطق وحدت ساحات عمل کند. میدان نظامی، دیپلماسی، رسانه، افکار عمومی، اقتصاد و خدمت‌رسانی باید مکمل یکدیگر باشند. هرگونه دوگانه‌سازی میان میدان و دیپلماسی، میان امنیت و معیشت، میان مقاومت و خدمت، در واقع کمک به راهبرد دشمن است. پیروزی زمانی حاصل می‌شود که همه ظرفیت‌ها در یک جهت و برای یک هدف به کار گرفته شوند. 
امروز مهم‌ترین نیاز کشور، حفظ همین وحدت راهبردی است. وحدت میان میدان و دیپلماسی. وحدت میان مردم و مسئولان. وحدت میان امنیت و پیشرفت. وحدت میان مقاومت و خدمت. در چنین منظومه‌ای، قدرت نظامی بازدارندگی می‌آفریند، دیپلماسی دستاورد‌ها را تثبیت می‌کند، مردم پشتوانه اقتدار ملی می‌شوند و خدمت، ثمره این اقتدار را به زندگی مردم منتقل می‌کند. این همان راهبردی است که می‌تواند ایران را در برابر پیچیده‌ترین نبرد‌های ترکیبی نیز پیروز و سربلند نگه دارد.

برچسب ها: قدرت ، راهبرد ، ایران ، دشمن
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار