جوان آنلاین: بیش از ۱۰۰ روز از آغاز جنگ تحمیلی رژیم کودکخوار امریکا و رژیم کودککش صهیونی علیه ایران اسلامی میگذرد که منجر به مدیریت هوشمند تنگه هرمز از سوی جمهوری اسلامی ایران شد و همین گذرگاه دریایی توانست نبض حیات اقتصاد کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را در دست بگیرد. خلیج فارس تقریباً نیمی از ذخایر اثبات شده نفت جهان را در خود جای داده است. بیشتر صادرات نفت کشورهای هممرز با خلیج فارس برای رسیدن به بازارهای جهانی باید از این تنگه عبور کند. بر اساس برآوردهای سال ۲۰۲۴، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این مسیر عبور کرده است.
بسیاری از تحلیلگران غربی همواره به مسیرهای جایگزین دلخوش بودهاند، اما گزارش کارآمد نشان میدهد که بهخلاف دیگر مناطق عمده تولید کننده نفت، فقط دو خط لوله جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز وجود دارد که محدود و با ظرفیت کمتر از تنگه هرمز است. بر این اساس، بیش از نیمی از صادرات نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس فاقد مسیر جایگزین مؤثر در کوتاه مدت است. با مدیریت هوشمند تنگه هرمز، حالا آثار آن از مرزهای غرب آسیا فراتر رفته و به بازارهای مالی، تجارت جهانی و سیاستگذاری اقتصادی قدرتهای بزرگ رسیده است. از جهش قیمت نفت و اختلال در زنجیرههای تأمین انرژی گرفته تا افزایش بازدهی اوراق قرضه، رشد هزینههای تولید و بازگشت فشارهای تورمی نشان میدهد که اقتصاد جهان همچنان زیر سایه این جنگ قرار دارد. سرمایه گذاران و سیاستگذاران در شرایطی قرار گرفتهاند که معتقدند هر خبر از پیشرفت یا شکست مذاکرات میتواند مسیر بازارها را تغییر دهد.
رکوردشکنی در مصرف ذخایر نفت
کاهش بیسابقه ذخایر سوخت رژیم امریکا، زنگ خطر جهش قیمت جهانی نفت را به صدا درآورده است. گزارشها حاکی از آن است که تحت فشار هزینههای سوخت، امریکاییها الگوی زندگی روزمره خود را تغییر دادهاند. نظرسنجیها نشان میدهد تعداد فزایندهای از شاغلان کار از راه دور را ترجیح میدهند تا هزینه رفت و آمد را کاهش دهند. بسیاری نیز استفاده از خودرو و سفرهای غیرضروری را کم کردهاند. همچنین بررسیها نشان میدهد جهان با سریعترین نرخ ثبت شده در تاریخ در حال مصرف ذخایر نفتی خود است. گزارشهای منتشرشده نشان میدهد موجودی کل سوختهای تقطیری امریکا در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۲۶ به حدود ۸/۱۰۰ میلیون بشکه رسیده است که پایینترین میزان از آوریل ۲۰۰۳ محسوب میشود. این در شرایطی است که طی بیش از دو دهه گذشته ذخایر این فرآورده نفتی عمدتاً در محدوده ۱۲۰ تا ۱۷۰ میلیون بشکه در نوسان بوده و فقط در مقاطع محدودی به نزدیکی مرز ۱۰۰ میلیون بشکه سقوط کرده است. تحلیل روند تاریخی دادهها نشان میدهد که از سال ۲۰۲۱ تاکنون یک کاهش ساختاری در سطح ذخایر سوخت امریکا شکل گرفته است. در حالی که در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۶ و ۲۰۲۲ موجودی سوختهای تقطیری به بیش از ۱۷۰ میلیون بشکه رسیده بود، در سالهای اخیر این ذخایر نهتنها موفق به بازگشت به سطوح پیشین نشدهاند، بلکه در یک روند فرسایشی به کفهای چند دهه اخیر نزدیک شدهاند.
کارشناسان بازار انرژی معتقدند کاهش ذخایر فرآوردههای نفتی در شرایطی که تقاضای جهانی برای انرژی همچنان بالاست، میتواند حساسیت بازار را نسبت به هرگونه اختلال عرضه افزایش دهد. در چنین شرایطی وقوع رخدادهایی نظیر چالشهای ژئوپلیتیک، اختلال در مسیرهای صادراتی یا کاهش تولید کشورهای صادرکننده میتواند به سرعت خود را در قالب افزایش قیمت نفت و فرآوردههای انرژی نشان دهد. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم بخش قابل توجهی از ذخایر استراتژیک و تجاری انرژی در کشورهای توسعه یافته طی سالهای اخیر کاهش یافته است. همزمان رشد مصرف انرژی در اقتصادهای نوظهور و محدودیت سرمایه گذاری در برخی پروژههای بالادستی نفت و گاز، نگرانیها درباره توازن عرضه و تقاضا را تشدید کرده است.
بحران در بازار جهانی گاز
تنگه هرمز شریان اصلی صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه قطر است. بهطور متوسط حدود ۲۵ درصد تجارت جهانی LNG از طریق این تنگه جابهجا میشود. کشورهای شرق و جنوب آسیا مانند هند، کره جنوبی، تایوان، ژاپن و چین بیشترین وابستگی را به این جریان دارند. توقف این جریان نه تنها سوخت نیروگاههای برق را مختل میکند، بلکه صنایع پتروشیمی، تولید کودهای شیمیایی و گرمایش شهری در اقتصادهای صنعتی را با بحران مواجه میسازد، در بخش گاز مایع (LPG) نیز آمارها خیره کننده است. ۲۹ درصد تجارت جهانی این محصول از تنگه هرمز به مقاصد خود منتقل میشود. کشورهای ژاپن، هند و کره جنوبی بیش از ۶۰ درصد از LPG وارداتی خود را از این مسیر تأمین میکنند.
فلج شدن شبکه حمل و نقل و صنایع تولیدی
فرآوردههای پالایشی و پتروشیمی خلیج فارس نقش غیرقابلانکاری در تحرک اقتصاد جهانی دارند. در واقع ۲۰ درصد تجارت جهانی مستقیم گازوئیل از این مسیر عبور میکند، همچنین ۲۰ درصد از صادرات جهانی سوخت جت مستقیماً به این گذرگاه وابسته است، اختلال در این حوزه، به سرعت قیمت بلیت ها، هزینه حمل و نقل کالا و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین ۳۷ درصد تجارت جهانی نفتا به عنوان خوراک حیاتی پتروشیمیها به تنگه هرمز وابسته است. هند، سنگاپور، تایوان، کره جنوبی و ژاپن بهشدت به این مسیر نیاز دارند.
تهدید مستقیم امنیت غذایی
شاید یکی از تکان دهندهترین اثر بسته شدن تنگه هرمز بر اقتصاد جهان، گره خوردن امنیت غذایی دنیا باشد. اوره به عنوان پرمصرفترین کود نیتروژنه جهان، وابستگی ۳۳ درصدی به این مسیر دارد. استرالیا، تایلند و ترکیه بیش از ۵۰ درصد واردات اوره خود را از تنگه هرمز انجام میدهند، همچنین ۲۳ درصد تجارت جهانی آمونیاک به این آبراه وابسته است. افزایش قیمت این اقلام مستقیماً به افزایش هزینه تولید غلات، برنج، ذرت و محصولات اساسی منجر میشود و تورم غذایی را در پی دارد. ۴۵ درصد صادرات جهانی گوگرد نیز که ماده اصلی تولید کودهای فسفاته است، از این نقطه صادر میشود. مراکش به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کودهای فسفاته در جهان، به شدت به این واردات نیازمند است.
زنگ خطر در بازار بدهی
یکی دیگر از بازارهایی که در ۱۰۰ روز گذشته تحت تاثیر قرار گرفته، بازار اوراق قرضه دولتی بوده است. اگرچه بازدهی اوراق بدهی دولتی در بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان در سطوح بالایی قرار گرفته، اما این مسئله از نگرانی سرمایه گذاران نسبت به چشم انداز اقتصاد جهانی حکایت میکند. در بازار اوراق قرضه، قیمت اوراق و نرخ بازدهی رابطهای معکوس دارند. بنابراین افزایش بازدهی به معنای کاهش ارزش اوراق و تداوم فشار بر این داراییها است. در امریکا، بازدهی اوراق خزانه داری پس از آغاز جنگ به شکل قابل توجهی افزایش یافت؛ زیرا سرمایه گذاران تلاش کردند آثار احتمالی تورم بالاتر و سیاستهای پولی انقباضیتر را در قیمتها لحاظ کنند. در همین راستا، بازدهی اوراق ۳۰ ساله خزانه داری امریکا ماه گذشته به بالاترین سطح خود از پیش از بحران مالی جهانی رسید. این روند تنها به امریکا محدود نبوده و بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان الگوی مشابهی را تجربه کردهاند. به گفته برخی تحلیلگران بازارهای مالی بازارهای اوراق قرضه به این جمع بندی رسیدهاند که نگرانیهای اقتصادی ناشی از جنگ به طور کامل واقعی است. این نگرانیها شامل افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و اختلال در زنجیرههای تأمین میشود.