جوان آنلاین: سالهاست سرویس اطلاعاتی و جاسوسی غرب و رژیم صهیونیستی با صرف هزینههای بسیار تلاش میکنند که با اجرای پروژههایی مخفی در قالب براندازی نظام جمهوری اسلامی، ضربات جدی به فضای امنیتی کشور وارد کنند. یکی از اقدامات آنها، راهاندازی آشوبها و فتنههای متعدد در کشور و انتساب آنها به جامعه معترض در ایران و اختفای عاملیت خود در این پروژهها بود. اما شکستهای مکرر و بینتیجه بودن این عملیاتها از یک سو و رسوا شدن نقش آنها در ایجاد و هدایت این توطئهها از سوی دیگر سبب شد که آنها نقاب از چهره بیفکنند و به طور علنی به نقشآفرینی خود اعتراف کنند.
در آخرین اقدام، طی دو روز گذشته دو منبع آگاه در شبکه ۱۲ اسرائیل فاش کردند معاون رئیس موساد که با نام مستعار «الف» شناخته میشود بودجهای معادل یک میلیارد «شکل» دریافت کرده و تیمی متشکل از صدها نفر را برای اجرای برنامهای با هدف سرنگونی حاکمیت در ایران به وجود آورده بود. این منبع رسانهای افزوده که نتایج این پروژه، همانطور که مشخص شده است، به هیچ وجه چشمگیر نبود، بلکه تا حد زیادی ناامیدکننده بود.
چند روز پیش نیز روزنامه اسرائیل هیوم چاپ تلآویو گزارش داد که سازمان موساد از سال ۲۰۲۱ یک بخش مخفی تشکیل داده که بهطور تخصصی به عملیات نفوذ و براندازی در ایران مشغول است. به گفته این گزارش، این بخش با استفاده از انتشار اطلاعات نامطلوب در شبکههای اجتماعی و «ماشین سمپاشی» کار میکند. علاوه بر آن، مسئول جذب و آموزش مأموران غیراسرائیلی برای عملیات در ایران است. این روزنامه به نقل از یک منبع امنیتی صهیونیستی اعتراف کرد که این اقدامات تاکنون نتیجهبخش نبوده، اما ذکر کرد که سرنگونی حکومت ایران به یکی از مأموریتهای اصلی موساد تبدیل شده است. در هفتههای اول جنگ نیز نیوریورک تایمر افشا کرد که مهمترین دلیل آغاز جنگ از سوی امریکا، اکتفا به طرح رئیس موساد برای ایجاد آشوب و اغتشاش در ایران بود. رئیس موساد مدعی شده بود که ظرف چند روز پس از آغاز جنگ، سرویس او احتمالاً قادر خواهد بود مخالفان ایرانی را تحریک و سایر اقدامات شورشی را شعلهور کند که حتی میتواند منجر به فروپاشی نظام ایران شود. اقدامی که در عمل نتیجهاش عکس شد. نه تنها در سه هفته اول جنگ که ترامپ آن را «برنامه زمانی پایان جمهوری اسلامی ایران» مینامید میسر نشد، بلکه معادلات جنگ به سمت شکست امریکا تغییر جهت داد. یکی از دلایل محکم و قطعی این شکست، محقق نشدن نقشه رژیم صهیونیستی برای ایجاد اغتشاش و ناآرامی در ایران بود. از همین رو، شکستهای پیدرپی در سرویسهای اطلاعاتی این رژیم سبب شده که توانایی پنهانکردن آنها به شدت کاهش یابد. همانطور که شاهار کویفمن، رئیس سابق میز ایران در بخش تحقیقات اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل گفت: «اسرائیل ایدههای مختلفی را برای تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران بررسی کرده، اما این ایدهها از همان ابتدا محکوم به شکست بودهاند.»
بزرگنمایی عملیاتهای موساد
از دلایلی که این روزها انتشار اخبار مرتبط با فعالیتهای سازمانهای امنیتی رژیم صهیونیستی در ایران افزایش یافته، ضریب دادن به اقدامات تخریبی موساد و انعکاس آن در فضای افکار عمومی است. به این ترتیب که موساد به جبران شکستهای پی در پی تلاش میکند که با ارائه تصویری مسلط به فضای داخلی ایران و داشتن فرصت برای انجام فعالیتهای ضدامنیتی گوناگون، خود را یک نیروی نافذ در ایران معرفی کند. با وجود این، به طور جبری و ناگزیر مجبور میشود که به دلیل ناکامی در پروژههای خود، از شکستهایی که متحمل شده سخن بگوید. به همین جهت، ارائه این گزارشها را نمیتوان یک اقرارنامه یا اعتراف صرف نامید، بلکه آنها در چهارچوب مقابله با جمهوری اسلامی تلاش میکنند که از خود حریفی قدر و توانا در برابر نظام امنیتی ایران بسازند و به گمان خود با ایجاد رعب و وحشت در ساختار امنیتی، آن را تضعیف نمایند. اما به طور تفصیلی، انتشار گسترده این اخبار در بطن خود، بهطور مضاعف به ناتوانی و عدم موفقیت در برابر ایران اعتراف دارد. از سوی دیگر، این احتمال وجود دارد که این اخبار به طور عمد دارای اطلاعات گمراه کنندهای برای شناسایی فعالیتها و چگونگی عملکرد واقعی موساد در ایران باشد و اصل ماجرا به نوعی دیگر در جریان بوده باشد.
عدم شناخت جامعه ایرانی، چالش دشمنان
بسیاری از دادههایی که سرویسهای جاسوسی امریکا و رژیم صهیونی روی آن سرمایه گذاری میکنند نسبت به جامعه ایرانی غیر واقعی هستند. در واقع، جامعه آماری مورد مطالعه آنها براندازان، تجزیهطلبان و مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی هستند. همچنین منابع مطالعاتی آنها اظهارنظرهای پرسروصدای داخلی برخی افراد زاویهدار با نظام، صفحات نامعتبر و جعلی شبکههای اجتماعی و بازخوردهای مرتبط با آنها است که اتفاقاً بسیاری از آنها توسط خودشان، یعنی منافقین و سرویسهای جاسوسی اسرائیل و امریکا ساخته شدهاند. از این رو، شناخت آنها از ایران از طریق واقعیتهای موجود در جامعه ایرانی نیست بلکه جامعه جعلی است که خود آنها را ساخته و پرورش دادهاند. این خطای محاسباتی در جنگ رمضان و حضور بعثت گون مردم در دفع توطئههای آنها به خوبی نمایان شد و جامعه ایرانی توانست با استمرار حضور میلیونی شبانه خود در خیابانهای کشور، تصویر دقیقی از ایران را به نمایش بگذارد. این بدترین ضربهای بود که متجاوزان به خاک ایران متحمل شدند. چراکه رو به رو شدن با جامعه اصیل ایرانی که مدافع تمامیت ارضی و دشمن سرسخت آنها است، تمام برنامههای آنها را از درون فروپاشید و به طور بالقوه با شکست مواجه کرد.