طبیعت زایندهرود را سه ماه باز کرد، مسئولان آیا میتوانند با مدیریت آن را یکساله کنند؟! جوان آنلاین: با رسیدن دوباره آب به بستر زایندهرود که از پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ آغاز شده، اصفهانی که مدتها با بستر خشک و خاطره آب زندگی کرده بود، حالا نشانههای آشکار حیات را در چهره خود نمایان میکند. حضور مردم در حاشیه رودخانه، ازدحام آرام، اما پرشور کنار سیوسهپل و پل خواجو و جان گرفتن دوباره فضاهای عمومی، نشان میدهد؛ احیای زایندهرود برای اصفهان اتفاقی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. استاندار اصفهان با اشاره به بازگشایی دریچههای سد زایندهرود و جاری شدن آب در بستر این رودخانه گفته که طبق برنامهریزی انجامشده، زایندهرود تا سه ماه آینده بهصورت متناوب جاری خواهد بود. با بازگشت آب، اصفهان میتواند دوباره به ویترین اصلی گردشگری ایران بدل شود. شهری که در آن، پلهای تاریخی تنها در آغوش آب معنای کامل خود را بازمییابند و اقتصاد گردشگری نیز دوباره به حرکت درمیآید.
زایندهرود مهمترین رودخانه فلات مرکزی ایران و یکی از عناصر بنیادین شکلگیری تمدن اصفهان است. نامش نیز از همین ویژگی میآید. رودی که میزاید، میرویاند و به سرزمین حیات میبخشد. این رودخانه در طول قرنها، هم تکیهگاه کشاورزی جلگه اصفهان بوده، هم پایه تقسیم سنتی آب، هم عامل شکلگیری محلهها، باغها، پلها و فضاهای شهری. در واقع اگر زایندهرود نبود، اصفهان نیز به شکل کنونیاش پدید نمیآمد.
برای مردم اصفهان، این رودخانه بخشی از هویت جمعی آنهاست. خشکی زایندهرود در سالهای گذشته تنها کمآبی به همراه نداشت، بلکه نوعی فرسایش روحی و اجتماعی نیز بر شهر تحمیل کرد. به همین دلیل، بازگشت آب در نگاه شهروندان به معنای بازگشت بخشی از آرامش، غرور و تعلق شهری است. زایندهرود، همزمان سفره کشاورزی را معنا میکند، حقابه تالاب گاوخونی را یادآور میشود و به شهر امکان نفس کشیدن میدهد.
آب جاری به شهر جان میدهد
بازگشایی دوباره آب نشانداد زایندهرود تا چه اندازه در نشاط عمومی و پویایی اجتماعی اصفهان اثرگذار است. استاندار اصفهان در این باره گفت: «جاری شدن آب در زایندهرود، موضوعی فراتر از مدیریت منابع آب است. این رخداد مستقیماً بر پویایی فضاهای شهری، تعاملات اجتماعی و حضور گردشگران تأثیرگذار است.»
مهدی جمالینژاد افزود: «با جاری شدن آب، اصفهان دوباره به ویترین اصلی گردشگری ایران تبدیل میشود. سیوسهپل و پل خواجو، زمانی که در آغوش آب هستند، معنای واقعی خود را بازمییابند.»
حرفهای استاندار، واقعیتی است که در میدان نقش جهان، خیابان چهارباغ، پیادهراههای منتهی به پلها، بازار صنایعدستی، کافهها، هتلها و رستورانهای شهر دیده میشود. آب که در زایندهرود جاری میشود، مردم بیشتر در شهر میمانند، مسافران بیشتری راهی اصفهان میشوند و اقتصاد خدماتی جان تازه میگیرد. استاندار اصفهان با اشاره به همین اثر زنجیرهای گفت: «این جریان آب، در کنار خلق مناظر بیبدیل، موتور محرک صنایعدستی، هتلداری، رستورانها و خدمات مرتبط با گردشگری را هم روشن نگه میدارد.»
بخش مهمی از گردشگری اصفهان مدیون همین همنشینی کمنظیر آب و معماری است. سیوسهپل و خواجو بدون رودخانه، همچنان بناهایی ارزشمندند، اما با آب، به تصویری تبدیل میشوند که اصفهان را در حافظه ایران و جهان ثبت کرده است. بازگشت آب در این معنا، بازگشت یکی از مهمترین سرمایههای بصری و اقتصادی شهر است.
فراتر از زیبایی، مسئله بقا
با این همه، احیای زایندهرود فقط در سطح زیبایی شهری یا رونق سفر خلاصه نمیشود. این رودخانه برای کشاورزی، امنیت زیستمحیطی و حقابه تالابها نیز حیاتی است. معاون سیاسی اجتماعی استاندار اصفهان با تأکید بر همین ابعاد گفت: «احیای زایندهرود باید به هدفگذاری بینالمللی تبدیل شود.» او هشدار داد: «آمار بیابانزایی در اصفهان طی یک دهه ۵۰ درصد افزایش یافته و برگزاری جلسات بدون نتیجه ملموس در زندگی مردم فایدهای ندارد.»
ایوب درویشی تصریح کرد: «هیچ برنامهای بدون توجه به احیای زایندهرود در استان اصفهان به نتیجه نمیرسد. زایندهرود باید محور سیاستگذاری محیطزیستی، توسعهای و حتی اجتماعی استان باشد. احیای کریدور اکولوژیکی از زایندهرود تا گاوخونی، استفاده از ظرفیتهای داخلی و بینالمللی و پرهیز از نگاه مقطعی، بخشی از همین ضرورت است.»
واقعیت این است که زایندهرود وقتی زنده باشد، فقط شهر را زیبا نمیکند، بلکه به کاهش تنشهای محیطزیستی نیز کمک میکند. رطوبت نسبی در مرکز شهر افزایش مییابد، بخشی از اثر جزیره گرمایی کاهش پیدا میکند، درختان حاشیه رودخانه نفسی تازه میکشند و تالابها از یاد نمیروند. زایندهرود برای اصفهان یک سازوکار حیاتی برای تعادل شهر و پیرامون آن است.
ناترازی آب و آزمون مدیریت
اما پشت این تصویر امیدوارکننده، واقعیتی سخت قرار دارد و آن هم اینکه مسئله اصلی اصفهان همچنان ناترازی آب است. بابک ابراهیمی، معاون برنامهریزی شرکت آب منطقهای اصفهان، در این باره میگوید: «ناترازی آب، اصلیترین بحران استان است و مصرف فعلی آب استان باید از ۱۴/۴ میلیارد مترمکعب به ۸/۳ میلیارد مترمکعب کاهش یابد.» او تأکید کرد: «نباید همه مشکلات را تنها به گردن نوسانات اقلیمی بیندازیم؛ بخش قابل توجهی از وضعیت فعلی ناشی از ناترازی بلندمدت بین منابع و مصارف آب است.»
جملاتی که مسئله را از سطح احساسات عمومی به سطح سیاستگذاری واقعی میبرد. اگر قرار است زایندهرود از یک رخداد فصلی به یک جریان پایدار تبدیل شود، چارهای جز اصلاح الگوی مصرف، مدیریت تقاضا، بازچرخانی پساب، کنترل برداشتها و بازنگری در الگوهای کشت وجود ندارد. کشاورزی سنتی غرقابی دیگر با شرایط امروز سازگار نیست و گذار به شیوههای هوشمند، کممصرف و متناسب با اقلیم، ضرورتی فوری است که کشاورزان نیز در این مسیر باید شریک راهحل باشند.
معاون برنامهریزی شرکت آب منطقهای اصفهان معتقد است در کنار تمام مسائل و موارد اشاره شده، مشارکت مدنی نیز اهمیت دارد. پایداری زایندهرود فقط با تصمیمهای دولتی تضمین نمیشود. حفاظت از حریم رودخانه، مطالبه شفافیت در حکمرانی آب، مراقبت از بستر رود و حساسیت نسبت به برداشتهای غیرمجاز، بخشی از مسئولیت اجتماعی شهروندان، نخبگان و تشکلهای مردمی است. زایندهرود اگر به مطالبهای عمومی و آگاهانه تبدیل شود، امکان بقا و تداومش بیشتر خواهد شد.
اصفهان این روزها با صدای آب، دوباره بخشی از خود را بازیافته است. اما این بازگشت، اگر قرار است ماندگار باشد، به تصمیمهای بزرگتر از یک بازگشایی مقطعی نیاز دارد. زایندهرود باید همزمان در سیاست آب، کشاورزی، محیطزیست، گردشگری و فرهنگ عمومی دیده شود. مطالبه عمومی این است که زایندهرود نه میهمان کوتاهمدت اصفهان، بلکه میزبان همیشگی حیات در این شهر باشد. اگر این رود زنده بماند، اصفهان در کنار شادیهایش، پایدارتر، انسانیتر و امیدوارتر خواهد شد.
قرارداد اجتماعي برای آب
سيدمختار كمانچي، كارشناس حوزه آب و محيطزيست در گفتوگو با «جوان» با بيان اينكه آنسوي شور و شعف تماشاي آب، بايد در نظر داشت كه جاريشدن مقطعي زايندهرود، اگرچه يك افتخار و حس زيباي اجتماعي است، اما همچنان با يك قرارداد اجتماعي مرتبط با چرخه آبي فاصله دارد، ميگويد:«در تحليل وضعيت فعلي، بايد بپذيريم كه زايندهرود از يك دارايي طبيعي به يك ابزار سياسي- اجتماعي تبديل شده است. وضعيتي كه در بلندمدت ميتواند خود اين رودخانه را به قرباني مطالبات انباشته تبديل كند. براي عبور از اين وضعيت، نيازمند گذار از مدل مديريت تأمين به مدل حكمراني مشاركتمحور هستيم. اين يعني آب نبايد صرفاً يك كالاي اقتصادي در رقابت ميان صنايع، كشاورزي و شرب باشد، بلكه بايد به عنوان حق عمومي طبيعت و زيرساخت حيات شهري بازتعريف شود.» او ادامه ميدهد: «تحليلهاي زمينشناختي نشان ميدهد بزرگترين تهديد خاموش براي اصفهان، نه فقط خشكي رودخانه، بلكه بحران فرونشست زمين است كه در صورت تداوم خالي بودن سفرههاي زيرزميني، ميتواند زيرساختهاي حياتي و آثار تاريخي اين شهر را در ميانمدت غيرقابل سكونت كند.»
كمانچي تصريح ميكند:«جاري شدن آب در زايندهرود، اگر با برنامهاي دقيق براي تغذيه مصنوعي آبخوانها همراه نشود، تنها يك نماي ظاهري است. بنابراين مديريت جريان آب بايد از بستر رودخانه به مديريت دشت تغيير جهت دهد. سياستگذاران بايد بدانند بازگشت آب به شهر بدون بازگشت آب به سفرههاي زيرزميني، شبيه به ترميم پوستهاي است كه از درون در حال فروپاشي است.»
اين كارشناس محيطزيست تأكيد ميكند:«تحقق پايداري اين جريان نيازمند يك ديپلماسي آبي استاني است. تمامي ذينفعان، از صنعتگران فولاد تا كشاورزان شرق و غرب، بايد در يك الگوي«برد- برد» به اين توافق برسند كه زايندهرود زنده، پيششرط فعاليت آنهاست، نه رقيب آنها. اگر زايندهرود بميرد، بازنده اصلي همه بخشها خواهند بود. اين تغيير نگاه از منافع بخشي به منفعت زيستبوممحور، تنها راهي است كه ميتواند زايندهرود را از وضعيت میهمان فصلي به شريان هميشگي بازگرداند. رودي كه نه با دستور سدها، بلكه با توازن دقيق مصرف جامعه، هميشه در قلب اصفهان جاري باشد.»