با اینکه ترامپ به شدت به یک توافق پایان تجاوز به ایران نیازمند است، ولی با سرافکندگی در مقابل کنگره و حزب دموکرات و افکار عمومی، از آنچه در تبادل پیامها به میانجیگری پاکستانی و قطری موافقت کرده، با مواضع متضاد و متناقض عقبنشینی میکند. نکته اصلی که ترامپ سعی دارد هر از گاهی آن را انکار کند این است که ادامه بحران و نامعلوم بودن روندهای مذاکراتی به بخشهای گوناگون اقتصادی و مالی امریکا فشار وارد کرده و از هماکنون چشمانداز نتایج انتخابات میاندورهای را به زیان باند ترامپ و حزب جمهوریخواه نشان میدهد. اقتصاد جهانی نیز در شرایط مضطرب و شیب افزایش تمام شاخصهای اقتصاد بحرانزده را نشان میدهد که اروپا در صدر آن است. این شرایط دوگانه و بنبست، ترامپ و رژیم صهیونیستی را به گامهای جدیدی که به گسترش جنگ، بیثباتی گسترده و افزایش بحران و نقض آتشبس و توقف جنگ منطبق است، به تجاوز مکرر و دزدانه در خلیج فارس و جزایر ایرانی و مهمتر از آن در لبنان روی آورده تا معادله شکست خود را تغییر دهند.
رژیم صهیونی و بهویژه نتانیاهو که برای چند ماه آینده تا انتخابات کنست، امیدوار به ادامه حکومت نژادپرستانه و جنایتکارانه خود نیست و کنست با درخواست انحلال روبهروست، تنها راه برای جلوگیری از پایان جنگ علیه ایران را افزایش جغرافیای جنگ و وحشیگری در لبنان قرار داده و برای جبران شکستهای آشکار در مقابل مقاومت لبنان و پهپادهای FPV که در مدت کوتاه درگیریهای اخیر، ۳۰۰ تانک میرکاوا را منهدم کردند، تصمیم به گسترش بمبارانهای وحشیانه از جنوب لبنان به ضاحیه و بیروت دارد.
شکاف و درگیری در بین دستگاههای مختلف نظامی و اطلاعاتی و سیاسی در رژیم صهیونیستی که ناشی از بنبست آنان در جنوب لبنان است، برای راهجویی در قبال سردرگمی شکست و تلفات و خسارت و ناکامیهایشان، به نقطهای رسیده که با رویکرد ترامپ همراستا شدهاند. ترامپ نیز تصور میکند با اقدامات تحریکآمیز نظامی و نقض آتشبس در جنوب ایران، راهکورهای برای امتیازگیری در مذاکرات در دسترس خواهد بود، همانگونه که نتانیاهو و رژیم صهیونیستی با قتل و ویرانی کامل در جنوب لبنان و اکنون در ناحیه بیروت و اقدامات تروریستی، خیالپردازی میکند تا ترامپ را از مسیر مذاکره با ایران دور کند و اهداف خودش را در لبنان به دست آورد.
سکوت نهادهای جهانی، سازمانهای عربی و اسلامی و منطقهای در قبال وحشیگری روزمره صهیونیستها در لبنان و فلسطین که با چراغ سبز امریکا عقدهگشایی میکنند، شرمآور است. ولی جبهه مقاومت که با تدبیر راهبردی، خویشتنداری را بیش از حد معمول اجرا کرده تا ثبات منطقهای و جهانی تأمین شود، نمیتواند ساکت بماند و امریکا و رژیم صهیونی را بهزودی گوشمالی خواهد داد. زعمای حقیر و مزدوران عربی در خلیج فارس به حملات شبانه و دزدانه امریکا در خلیج فارس علیه ایران واکنشی ندارند! ولی پاسخ ایران به پایگاههای امریکایی را محکوم میکنند! این نشان میدهد که این میزبانان تجاوز به ایران و نوکران کاخ سفید و تلآویو، با خوشخدمتیهایشان بر عمق باتلاقهای خود میافزایند و دست دوستی و همگرایی با ایران را منافقانه پاسخ میدهند.
راهبرد اساسی ترامپ و رژیم صهیونی، پایان دادن به تجاوز و جنایت و بحرانسازی نیست و مذاکره آنها در اسلامآباد و واشینگتن نیز صرفاً بخشی از راهبردهای امنیتی برای حفظ سیطره اهریمنی آنهاست و ماهیت جنگطلبانه دارد. دستگاه دیپلماسی و مذاکره ایران و جبهه مقاومت باید ضمن انعکاس دقیق این راهبرد امریکا و رژیم صهیونیستی به مجامع مختلف جهانی، گامهای بازدارنده و کشنده خود را با سرعت به اجرا بگذارند و به شرایط اسفبار در لبنان و غزه و منطقه پایان دهند.