کد خبر: 1361256
تاریخ انتشار: ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
پروژه نافرجام امنیت نتانیاهو بسیاری از اسرائیلی‌ها اکنون احساس می‌کنند کابینه نتانیاهو آنها را را وارد جنگ‌هایی بی‌پایان کرده، بدون آنکه هیچ افق روشنی وجود داشته باشد، در حالی که خانواده گروگان‌ها علیه دولت تظاهرات می‌کنند، نیرو‌های ذخیره ارتش از فرسودگی سخن می‌گویند و اقتصاد اسرائیل زیر فشار جنگ طولانی‌مدت آسیب دیده است
احسان شیخون
 جوان آنلاین: بنیامین نتانیاهو سال‌ها خود را معمار امنیت اسرائیل معرفی می‌کرد. سیاستمداری که مدعی است فقط او می‌تواند آن را از تهدید‌های منطقه‌ای، از حماس گرفته تا ایران، نجات دهد. اما امروز همان مردی که زمانی در قامت پادشاه بی‌رقیب سیاست اسرائیل ظاهر می‌شد، بیش از هر زمان دیگری شبیه سیاستمداری است که در میان ویرانه‌های پروژه شخصی خود ایستاده است. پروژه‌ای که نه‌تنها امنیت نیاورد، بلکه اسرائیل را وارد یکی از تاریک‌ترین و فرساینده‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خود کرد. حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ فقط یک شکست امنیتی نبود. آن روز، افسانه نتانیاهو نیز فرو ریخت. برای دهه‌ها، او بر پایه توهم ترس حکومت کرد. ترس از فلسطینی‌ها، ترس از ایران و ترس از فروپاشی اسرائیل. او جامعه اسرائیل را متقاعد کرده بود که بقای آن، تنها با رهبری او ممکن است، اما صبح هفتم اکتبر، زمانی که نیرو‌های حماس مرز‌های امنیتی اسرائیل را در هم شکستند و ارتش رژیم‌صهیونیستی ساعت‌ها در آشفتگی کامل گرفتار شد، این روایت فرو پاشید. اسرائیلی‌ها ناگهان با واقعیتی رو‌به رو شدند که سال‌ها از آن فرار می‌کردند: نتانیاهو نه ضامن امنیت، بلکه معمار یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های امنیتی تاریخ اسرائیل بود. 
البته او سقوط نکرد. همان‌گونه که همیشه عمل کرده بود، بحران را به فرصت سیاسی تبدیل کرد. مسئولیت را متوجه ارتش و دستگاه اطلاعاتی دانست و با استفاده از فضای جنگی، بار دیگر خود را در نقش رهبر دوران اضطرار جا زد. او وعده پیروزی مطلق داد. عبارتی که در ماه‌های بعد بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، به نماد استیصال سیاسی تبدیل شد. اکنون و پس از ماه‌ها جنگ خونین در غزه، نه خبری از پیروزی مطلق است و نه حتی چشم‌اندازی روشن برای پایان بحران. ارتش هنوز نتوانسته کنترل کامل غزه را به دست بگیرد و حماس، برخلاف تمام وعده‌های تل‌آویو، همچنان بازیگری فعال و موثر باقی مانده است. جنگی که قرار بود ظرف چند هفته به پایان برسد به باتلاقی سیاسی و نظامی تبدیل شده که نه تنها ارتش اسرائیل را فرسوده کرده، بلکه شکاف‌های داخلی این کشور را نیز عمیق‌تر ساخته است. 
در همین حال، بحران سیاسی داخلی نیز به نقطه انفجار رسیده است. احزاب فوق ارتدوکس که سال‌ها ستون بقای ائتلاف‌های نتانیاهو بودند، این‌بار به عامل فروپاشی کابینه تبدیل شده‌اند. اختلاف بر سر معافیت ارتدوکس‌های دینی از خدمت سربازی، چیزی فراتر از یک دعوای پارلمانی است. این مسئله اکنون به نماد خشم طبقه متوسط و سکولار اسرائیل بدل شده که می‌پرسند چرا فرزندان آنها باید در جنگی بی‌پایان بجنگند، در حالی که متحدان مذهبی نتانیاهو از خدمت معاف هستند. رأی کنست برای انحلال خود، فقط یک شکست تاکتیکی برای نخست وزیر نبود. این رأی نشانه فرسودگی کامل مدلی از حکومت بود که نتانیاهو طی سال‌ها ساخته بود. ائتلافی از راست افراطی، ملی‌گرایان مذهبی و احزاب فوق ارتدوکس که بیش از آنکه بر پایه یک چشم‌انداز مشترک شکل گرفته باشد، بر محور بقای سیاسی شخص نتانیاهو استوار بود. 
 
 جنگ‌های بی‌پایان و جامعه خسته 
مشکل اصلی نتانیاهو فقط شکست‌های نظامی یا بحران ائتلاف نیست. مشکل اینجاست که او دیگر پاسخی برای آینده اسرائیل ندارد. سال‌ها سیاست او بر این ایده استوار بود که می‌توان مسئله فلسطین را مدیریت کرد بدون آنکه نیازی به راه حل سیاسی وجود داشته باشد. او تصور می‌کرد با محاصره غزه، گسترش شهرک‌سازی و عادی‌سازی روابط با کشور‌های عربی می‌تواند فلسطینی‌ها را به حاشیه براند. هفت اکتبر نشان داد این استراتژی نه تنها شکست خورده، بلکه انفجاری مهیب تولید کرده است. در واقع، نتانیاهو امروز اسیر همان سیاست‌هایی شده که خود طراحی کرده بود. او برای فرار از پرونده‌های فساد، بقای سیاسی‌اش را به افراطی‌ترین جریان‌های اسرائیل گره زد. جریان‌هایی که نه به مصالحه سیاسی باور دارند و نه حتی اولویتشان امنیت اسرائیل است. چهره‌هایی مانند ایتامار بن‌گویر و بتسلئیل اسموتریچ که زمانی در حاشیه سیاست اسرائیل قرار داشتند، اکنون به بازیگران اصلی دولت تبدیل شده‌اند و نتانیاهو برای حفظ قدرت ناچار است مدام به خواسته‌های آنان امتیاز بدهد. 
اما جامعه اسرائیل نیز تغییر کرده است. خشم عمومی فقط متوجه شکست هفتم اکتبر نیست. بسیاری از اسرائیلی‌ها اکنون احساس می‌کنند دولت آنها کشور را وارد جنگ‌هایی بی‌پایان کرده، بدون آنکه هیچ افق روشنی وجود داشته باشد. خانواده گروگان‌ها علیه دولت تظاهرات می‌کنند، نیرو‌های ذخیره ارتش از فرسودگی سخن می‌گویند و اقتصاد اسرائیل زیر فشار جنگ طولانی‌مدت آسیب دیده است. نتانیاهو شاید هنوز بتواند چند هفته یا چند ماه دیگر دوام بیاورد، اما دیگر نمی‌تواند آن تصویر رهبر شکست‌ناپذیر را بازسازی کند. 
حتی موضوع ایران، که همواره مهم‌ترین ابزار سیاسی نتانیاهو بود، دیگر مانند گذشته کارایی ندارد. او سال‌ها هشدار می‌داد که ایران تهدیدی وجودی برای اسرائیل است و تلاش می‌کرد هر بحران داخلی را به ضرورت مقابله با تهران پیوند بزند، اما حملات و تنش‌های اخیر نیز نتوانسته‌اند آن پیروزی قاطعی را که او نیاز داشت، فراهم کنند. در داخل اسرائیل این پرسش جدی مطرح شده که آیا سیاست خارجی تهاجمی نتانیاهو واقعاً امنیت آورده یا فقط منطقه را به سمت جنگی دائمی سوق داده است. 
با وجود این همه بحران، نتانیاهو همچنان حاضر به کناره‌گیری نیست. شاید دلیلش فقط جاه‌طلبی شخصی نباشد. او به خوبی می‌داند که پایان دوران نخست وزیری‌اش می‌تواند آغاز سقوط سیاسی و حتی حقوقی او باشد. پرونده‌های فساد هنوز پابرجاست و مخالفانش معتقدند او برای فرار از محاکمه، اسرائیل را در وضعیت جنگی دائمی نگه داشته است. انتخابات پیش‌رو، بیش از هر چیز، همه‌پرسی درباره شخص نتانیاهو خواهد بود. مسئله فقط این نیست که آیا او می‌تواند دوباره پیروز شود یا نه، مسئله این است که آیا اسرائیلی‌ها هنوز حاضرند آینده خود را به سیاستمداری بسپارند که کشورشان را وارد چرخه‌ای از بحران‌های پایان‌ناپذیر کرده است. شاید بزرگ‌ترین تراژدی نتانیاهو همین باشد. مردی که تمام عمر سیاسی‌اش را صرف ساختن تصویر «تنها ناجی اسرائیل» کرد، اکنون به نماد بن‌بست اسرائیل تبدیل شده است. او هنوز سقوط نکرده، اما نشانه‌های پایان یک دوران همه جا دیده می‌شود. تاریخ سیاسی اسرائیل بار‌ها نشان داده که رهبران این کشور تا زمانی قدرتمند به نظر می‌رسند که ناگهان فرو می‌ریزند و اکنون برای نخستین بار در سال‌های طولانی، حتی نزدیک‌ترین متحدان نتانیاهو نیز می‌دانند که شاید این‌بار او واقعاً به آخر خط رسیده باشد.
برچسب ها: ترامپ ، نتانیاهو ، اسرائیل
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار