جوان آنلاین: اتفاقاتی که طی چند وقت اخیر در حوزه سازمان سینمایی رخ داده، به نوعی تکرار مسیر اشتباهات معاون هنری مستعفی وزارت ارشاد است؛ تصمیمات خلقالساعه و اقدامات خارج از چارچوب با چاشنی میدان دادن به توقیفیها و ساختارشکنها، یکی در قالب برپایی دوسالانه «سرامیک تهران» و دیگری با اکران «تهران کنارت». ظاهراً عقل منفصلی که نسخه معاون سابق هنری را میپیچید در حال ادامه تجویز همان رویکردها و تکرار همان فرم در سازمان سینمایی است، منتها با تفاوتهایی در محتوا و ژانر.
گاهی تحلیل اشتباه از شرایط و گاهی ارائه اطلاعات غلط و غیردقیق در رابطه با یک موضوع باعث میشود که یک شخص مسئول یا یک مدیر تصمیمگیر دچار اشتباه محاسباتی شود و دستور به اقدامی بدهد که برایش هزینهزا خواهد بود. این اشتباه گاهی ممکن است از سوی یک فرد یا تیم کارشناسی به عنوان عقل غیرمنفصل اصطلاحاً برای مدیر تصمیمسازی کند و او را در مسیر اشتباه بیندازد. روند اتفاقات، ترک فعلها و تصمیماتی که در سازمان سینمایی جریان دارد تا حدود بسیار زیادی به آنچه سابقاً در معاونت هنری ارشاد و دوران مسئولیت خانم رضایی بر آن حوزه شاهدش بودیم، شباهت دارد.
ساختارشکنی متفاوت با تشابهات فرمی
روزهای ابتدایی که نادره رضایی به عنوان معاون هنری وزارت ارشاد معرفی شده بود به دلایل متنوعی از جمله اولین معاون هنری زن، رسانههای زیادی روی او و اقداماتش متمرکز شده بودند. شاید همین مسئله در کنار حواشی متکثر و اقدامات نسنجیده او بود که نتیجهای جز استعفای نمایشی (عزل محترمانه) برایش در پی نداشت. چند وقتی است که مسیر اقدامات ساختارشکن و غیرعقلایی او در رفتار و اقدامات سازمان سینمایی در حال رخنمایی است. مثلاً در روزهایی که قرار بود معاونت هنری، دوسالانه سرامیک تهران را بعد از وقفهای کوتاه مجدداً افتتاح و بازگشایی کند، یک خانم بدون داشتن حجاب قانونی، این نمایشگاه را به صورت رسمی و جلوی دوربینهای خبری افتتاح کرد! توجیه رضایی در آن روزها این بود که مدیر مربوطه بدون هماهنگی قبلی و به صورت خودسرانه چنین خبطی را انجام داده است!
یکی از اعضای شورای صنفی اکران، پیشنهاد نمایش آثار توقیفی را برای نجات سینما مطرح میکند! سازمان سینمایی بلافاصله در تکمیل این موضوع اجازه نمایش فیلم سراسر مبتذل تهران کنارت را صادر میکند. چند روز پیش تیزر تبلیغاتی فیلم مسئلهدار «تهران کنارت» در حالی منتشر شد که هیچ نشانی از سینمای جمهوری اسلامی ایران بودن در آن نبود (بهجز بازیگرانش که اسم و رسم ایرانی داشتند). بلافاصله مدیران مربوطه و صاحبان اثر اعلام کردند که این اقدام غیرقانونی بوده و یکی از عوامل فیلم به صورت خودسرانه اقدام به انتشار آن کرده است و توضیح بیشتر اینکه تصاویر سکانسهای ارائه شده جزو بخشهای محذوف آن است که در نسخه فعلی وجود ندارد!
فیلمی به سبک «تهران انار ندارد»
فیلم از نظر فیلمنامه و داستان آنقدر ضعیف است که نزدیک به چند دقیقه فقط شاهد دویدن سه نفر هستیم؛ دویدنی که هیچ نکتهای ندارد، الا اینکه تیم تولید آب به اثر ببندد. علت و معلولهای داستان اصلاً باورپذیر نیستند. مثلاً شخصیت لیلی با بازی آناهیتا افشار صدای یک میهمانی را میشنود و میرود زنگ در را میزند و با اینکه دوست الی است، وارد میشود. داخل پارتی دعوا میشود و همه آنها فرار میکنند. موقع برگشت میبینند که پلیس آمده و حال برمیگردند به پارتی تا آنها را نجات دهند و همه با هم از در پارکینگ فرار میکنند و همین شده چند دقیقه از فیلم! بیشتر شبیه آثاری مانند «تهران انار ندارد» و فیلمهای مشابهی مثل آواز قو که در دهه ۷۰ و تحت عنوان تخدیرکننده «آزادی اندیشه» تولید میشدند تا بهزعم تئوریپردازان آن زمان به فضای باز سیاسی کمک کنند! نکته جالب اینکه تهیهکننده فیلم آواز قو در حمایت از فیلم تهران کنارت به مردم و مخالفان آن توهینهای زیادی میکند!
واقعیت این است که بار بیقصه بودن تهران کنارت به دوش آهنگهای مبتذل، رقص، حرکات اروتیک، سیگار کشیدن، مشروب خوردن، پارتی، میهمانی رفتن و عاشقانههای مبتذلی که فقط در ذهن و تجارب تولیدکنندگان وجود داشته، افتاده است. یا مثلاً در سکانسی دیگر لیلی به پاشا با بازی علی شادمان میگوید در خارج هیچ متلکی از هیچ مردی نشنیدم، اما تا پایم را در فرودگاه تهران گذاشتم، همه چیز شروع شد! لابد آقای کارگردان اخبار مربوط به جنایات عجیب و غریب منتشر شده تروریستهای کتوشلواری در پرونده اپستین را نخوانده که چنین دروغ تهوعآوری را به ایران و ایرانی نسبت میدهد.
از تپههای شهران تا جشنواره کن
چند وقت پیش در صفحات مجازی تبلیغات نمایش فیلم و اکران فیلم خارجی زیرنویسدار (یا همان بدون سانسور) در تپههای شهران و با عنوان شروع «سینما کمپهای تهران» منتشر شد. در حالی که گفته میشد هزینه بلیت این اکرانها که از ساعت ۱۹ تا ۲۳ شب هم ادامه داشت، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان (با سرو غذا، میانوعده و نوشیدنی) است. دوستان سازمان سینمایی بدون اینکه اساساً به روی خودشان بیاورند و نسبت به این تابوشکنی و گردنکشی عدهای متمول در برابر قانون موضع قاطعی بگیرند، سعی کردند به صورت صورتیطور با آن مواجه شوند و همانند دوران خانم رضایی همه تقصیرها متوجه دیگران باشد، نه ترک فعل و عدم نظارت مسئولان مربوطه!
خبر نمایش مستند دروغهای ریسه شده پگاه آهنگرانی با عنوان مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» در جشنواره سیاستزده کن فرانسه در همه رسانههای داخلی و خارجی بازتاب وسیعی داشته است. در حالی که نمایندگان سینمای کشورمان در این رویداد حضور دارند، ظاهراً از انجام هرگونه اقدام و اعتراض رسمی، رسانهای و حتی نمایشی خطاب به مسئولان این جشنواره برای نمایش این دروغهای بههم دوخته شده از سوی یک مجرم امنیتی و دروغپرداز، خودداری کردهاند!
در حالی که برگزار کردن جشنوارههای خرد و کلان بیمحتوا به یکی از دردسرهای پرهزینه دستگاههای کشور تبدیل شده است. آقای فریدزاده در اقدام برعکس اعلام میکند قرار است یک سازمان جداگانهای برای برگزاری جشنوارهها ایجاد شود، آن هم در حالی که فریاد بودجه نداشتن برای تولید آثار سینمایی قابل احترام از همه جای آنها به آسمان بلند شده است!
ظاهراً همان عقل منفصلی که نادره رضایی را به بنبست استعفا (عزل محترمانه) رساند در حال هدایت سازمان سینمایی به همان مسیر است، چه اینکه تشابه اتفاقات مشکوک و مسئلهآفرین و اشتراک معنادار تفکر هدایتگر در کنار ترک فعلها و گرفتن ریتم «کی بود کی بود من نبودم»، نشان میدهد که در صورت عدم اصلاح مسیر باید منتظر نتایج تأسفبار مشابهی در حوزه سینما باشیم.