رئیسجمهور امریکا که پیشینه جنایات و مفاسد او در جزیره اپستین و سابقه سیاه فساد اخلاقی و مالی و جنایاتش علیه دیگر ملتها در سالهای اخیر، عملاً زمینهساز افول بیشتر قدرت و هژمونی امریکا در جهان شده است، این روزها در حال تحمیل یکی از بزرگترین شکستهای نظامی در تاریخ این رژیم به اصطلاح ابرقدرت است که حتی متحدان همحزبی او نیز در درون امریکا دچار سرشکستگی شده و حاضر به تداوم حمایت از او نیستند که مصوبات اخیر مجالس این کشور گواهی بر آن است.
جنگ کنونی امریکا علیه ایران که ترامپ در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ در عملیاتی تحت عنوان «خشم حماسی» بر مردم ایران تحمیل کرد، بر اساس محاسبات موساد و نتانیاهو باید در عرض سه روز با شکست و تجزیه ایران و فروپاشی نظام اسلامی، امریکا را به قدرت برتر نظامی و هژمونیک جهان تبدیل میکرد و زمینهساز بازگرداندن جایگاه امریکا به قدرت اول جهان میشد و البته امکان غارت منابع ملی ایرانیان را نیز همچون دوران پهلوی برای امریکاییها فراهم میکرد، اما اکنون که بیش از ۸۰ روز از آغاز این جنگ گذشته، مقاومت و ایستادگی نیروهای مسلح و مردم ایران آن چنان شکستی را به امریکا تحمیل کرده است که به اذعان برجستهترین کارشناسان نظامی و سیاسی جهان، ترامپ هیچ گزینهای را برای فرار از شکست بیشتر در این جنگ، پیش روی خود نمیبیند.
نشریه امریکایی فارن پالسی در گزارشی روز سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه تحت عنوان «ایران میتواند بزرگترین شکست ترامپ باشد» مینویسد: در ماجرای جنگ علیه ایران، خیلی چیزها بهطرز وحشتناکی اشتباه پیشرفته و این روند هنوز متوقف نشده است. این جنگ بهجای تولید «پیروزی قاطع»، امریکا را وارد یک فرسایش راهبردی کرده که در آن هزینهها از دستاوردها بزرگتر شدهاند و نهتنها اهداف اصلی امریکا را محقق نکرده، بلکه به شکست راهبردی چندلایه برای ترامپ و نظم امریکایی تبدیل شده است. شکستی که همزمان توان نظامی، مشروعیت سیاسی، اقتصاد جهانی و شبکه ائتلافهای امریکا را فرسوده میکند. امریکا فقط بخشی از توان متعارف ایران را تخریب کرده، اما قابلیت بازدارندگی راهبردی ایران پابرجاست: نظام سقوط نکرده، توان موشکی هنوز فعال است، تنگه هرمز همچنان در معرض تهدید است و ذخیره اورانیوم غنیشده حفظ شده و «هدف نهایی جنگ» یعنی حذف ظرفیت هستهای و مهار بلندمدت ایران محقق نشده است. این نشریه معتبر امریکایی سپس در توصیف شرایط امریکا در این جنگ بر چند نکته تأکید میکند از جمله اینکه جنگ عملاً به سود رقبای امریکا تمام شده، روسیه از جهش قیمت نفت سود برده، چین شاهد فرسایش توان امریکا بدون هزینه مستقیم است، متحدان واشینگتن اعتمادشان را از دست دادهاند؛ و در انتها نتیجه میگیرد که میتوان گفت امریکا وارد جنگی شده که هزینههایش ساختاری و بلندمدت است، اما دستاورد راهبردی قاطعی تولید نکرده، بنابراین ایران به «بزرگترین اشتباه ژئوپلیتیک ترامپ» تبدیل میشود.
اکنون ترامپ در ادامه این جنگ که دائماً برای ایران ضربالاجل تعیین میکند با سه گزینه روبهروست؛ یا باید همانگونه که بارها اعلام کرده جنگ را با یک عملیات گسترده علیه ایران ادامه دهد یا با استمرار شرایط کنونی، تداوم محاصره ایران و مدیریت ایران بر تنگه هرمز شاهد سقوط روزافزون اقتصاد جهانی و بهویژه اقتصاد امریکا باشد و یا به توافق صلحی تن در دهد که نه تنها تحقق هیچ یک از اهداف اعلامیاش را در پی ندارد بلکه ناچار میشود در برابر ایرانی قدرتمند سر تعظیم فرود آورد که با اتکا به عنایات الهی و توانمندی نیروهای مسلح و پشتوانه مردمیاش پیروزمندانه از این جنگ بیرون خواهد آمد. با مرور بر آنچه در این ۸۳روز که از آغاز جنگ گذشت و نیمی از آن با درگیری نظامی و نیمی دیگر به رغم سکوت در عرصه نظامی، جنگ به حوزه جنگ ارادهها کشیده شده است، چند شاخصه مهم را میتوان برای آن برشمرد:
۱- امریکا و رژیم صهیونیستی به رغم تحمیل جنگ بر مردم ایران و انتظار سه روزه برای شکست و فروپاشی نظام اسلامی و تجزیه ایران، نه تنها به هیچ یک از اهدافشان دست نیافتهاند بلکه هیچ چشمانداز روشنی را حتی به رغم انجام عملیات گسترده نظامی علیه ایران پیش روی خود برای دستیابی به اهداف حداقلی نظیر از بین بردن توان هستهای یا موشکی و نفوذ منطقه ایران نمیبینند و قطعاً انجام عملیات جدید و پاسخ قاطعانه و فرامنطقهای ایران به آن، موقعیت ایران را مستحکمتر کرده و امریکا و رژیم صهیونیستی به طور قطع ناچار خواهند شد امتیازات بیشتری به مردم ایران برای خروج از این مهلکه بدهند.
۲- رژیم امریکا به دلیل اینکه به عنوان عامل اصلی آغاز این جنگ و تداوم آن در جهان شناخته میشود، با محکومیت در افکار عمومی جهانیان و حتی مردم امریکا مواجه شده و روز به روز جایگاه و پایگاه خود را در جهان از دست داده و روند افول آن شتاب بیشتری میگیرد، این امر را به راحتی میتوان از نحوه مواجهه قدرتهای مطرح جهان نظیر چین و روسیه و کشورهای اروپایی با امریکا دید و حتی کشورهای منطقه که روزی بر اثر تحریک و حمایت امریکا روبهروی مردم ایران صف کشیده بودند و قراردادهای یک تریلیون دلاری با سران کاخ سفید برای حفظ امنیتشان منعقد میکردند، اکنون به این باور رسیدهاند که این ابرقدرت سابق حتی قادر به حفظ امنیت نیروهای خود نیست و به همین دلیل ترجیح دادهاند به ایران به عنوان یک قدرت برتر منطقه نزدیک شده و به توافق برسند.
۳- جنگ امریکا علیه ایران، جهان را وارد دور جدید از بحران اقتصادی کرده که سالها زندگی مردم امریکا و دیگر کشورهای جهان را تحتالشعاع خود قرار خواهد داد. ترامپ اگرچه مدعی شده که مشکلات اقتصادی مردم امریکا به او ارتباطی ندارد، اما متحدان او در حزب جمهوریخواه از هم اکنون ترجیح دادهاند تا مرزبندی خود را با این قمارباز بازنده، بیشتر کرده بلکه بتوانند موقعیت خود را در انتخابات آینده کنگره حفظ کنند.
۴-، اما در نقطه مقابل ایستادگی و مقاومت مردم ایران در برابر دو قدرت اتمی جهان یعنی امریکا و رژیم صهیونیستی که طی سالهای اخیر به دلیل جنایات علیه مردم فلسطین و لبنان و... به منفورترین نظامهای سیاسی در جهان تبدیل شدهاند، بیش از هر چیز جایگاه و اعتبار نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران را در جهان که با اتکا به توانمندیهای درونزا و باورهای اعتقادی و دینی خود دشمنان را ناکام گذاشتهاند، ارتقا بخشیده و مقدمهای خواهد بود برای نفوذ و گسترش هرچه بیشتر انقلاب اسلامی در جهان و زمینهساز ایجاد نظم و آرایش جدید قدرت در آینده جهان خسته از سلطه قدرتهای سلطهگر.