یکی از بزرگترین ناکامیهای ترامپ، عدم استقبال کشورهای همسو در ناتو و منطقه آسیا در ائتلافسازی برای آزادسازی تنگه هرمز است جوان آنلاین: یکی از بزرگترین ناکامیهای ترامپ، عدم استقبال کشورهای همسو در ناتو و منطقه آسیا در ائتلافسازی برای آزادسازی تنگه هرمز است. در حالی که منابع رسانهای غربی از اعزام ناو یا امکان ورود کشورهای اروپایی به پروژه آزادسازی ترامپ خبر میدهند، چندی بعد مقامات اروپایی با تکذیب و اجتناب از آن، راهحل سیاسی را بهترین گزینه برای خاتمه دادن به وضعیت تنگه هرمز معرفی میکنند.
پس از بسته شدن تنگه هرمز، امریکا با تشکیل ائتلافی به نام «ساختار آزادی دریانوردی» از متحدان خود خواست تا برای تأمین امنیت و بازگشایی این آبراه حیاتی همکاری کنند. اما تمایل چندانی برای پیوستن به این ائتلاف حتی در کشورهای عضو ناتو وجود نداشت و این موضوع امریکا را بسیار غافلگیر کرد و اعتبار شراکت در این سازمان را فروریخت. بهگونهای که ترامپ با عصبانیت تهدید به خروج از ناتو نمود که در نهایت به تعمیق شکاف میان امریکا و اروپا و درگیریهای لفظی شدیداللحن انجامید. کشورهای آلمان، انگلیس، ایتالیا، فرانسه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی و حتی متحدان آسیایی وی، یعنی ژاپن و کره جنوبی، هم از همراهی با امریکا سرباز زدند و عملاً به درخواست آن جواب منفی دادند.
اما با وجود این، رسانههای وابسته غربی تلاش میکنند که خط عملیات روانی اجماعسازی علیه ایران را حفظ کنند؛ به این دلیل که بتوانند با ارعاب رسانهای، تصمیمگیری در تهران را تحتالشعاع قرار داده و محدودتر کنند و همزمان خلأ بیاعتباری امریکا را در افکار عمومی پر کنند. در واقع، امریکا در پی ناکامی در ائتلافسازی علیه ایران هر از گاهی به کمک رسانههای همسو تلاش میکند با جعل برخی اخبار هم ایران را بترساند و هم در مذاکراتی که اکنون به صورت مبادله پیام دنبال میشود، ایران را وادار به دادن امتیاز کند. اما در عمل، وجود تکذیبیههای مکرر از سوی مقامات اروپایی نه تنها این پروژه را ناکام کرده، بلکه روایت و موضع ایران را معتبرتر و قدرتمندتر کرده است. به عنوان نمونه، زمانی که رسانهها اعزام ناو هواپیمابر فرانسوی شارل دوگل به تنگه هرمز را سرخط خبری خود قرار دادند، وزارت نیروهای مسلح فرانسه حضور آن را تکذیب و تأیید کرد که این ناو برای انجام مأموریت بینالمللی برای تأمین امنیت ناوبری در دریای سرخ و خلیج عدن حضور دارد.
در مجموع، این انزوای سیاسی ایالات متحده بر سردرگمیهای این کشور برای خروج از بنبست تنگه هرمز افزوده است؛ نشانه آن را میتوان در عقبنشینیهای پیاپی ترامپ از تهدیدات فزاینده تکراری و تمایل آشکار او به مذاکره با ایران مشاهده کرد. در آخرین اظهارات در این رابطه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، ضمن اعلام ناامیدی ترامپ از ناتو گفت: «گزینه مورد نظر ترامپ، دستیابی به یک توافق مسالمتآمیز با ایران است و اگر بتوانیم به توافق برسیم، عالی خواهد بود. رئیسجمهور ترجیح میدهد به یک توافق خوب با ایران برسد و اگر این ممکن نباشد، رئیسجمهور گزینههای دیگری دارد. اگر به یک توافق خوب نرسیم، وارد جزئیات گزینههای موجود برای رئیسجمهور ترامپ نمیشوم.» این تمایل به مماشات و انعطاف در موضعگیری، پس از آن روی داد که ترامپ روز سهشنبه تهدید کرده بود که ایران دو یا سه روز برای توافق مهلت دارد.
تهدید فرامنطقهای و وخیمتر شدن اوضاع برای غربیها
انفعال و ملاحظات رفتاری در کشورهای اروپایی و سایر شرکای امریکایی را باید در ارتقای بازدارندگی و افزایش سطح تهدیدات ایران و همچنین هراس از افتادن در تله پیامدهای امنیتی جنگ جستوجو کرد. نخستوزیر آلمان برای تشریح ادله خود برای عدم همراهی با امریکا گفته بود «این جنگ ما نیست» و «ما آن را آغاز نکردیم» و مشارکت در آن را منطقی ندانست.
امریکا جنگی را علیه ایران آغاز کرد که به گفته ترامپ تا حداکثر سه هفته به اهدافش دست خواهد یافت، اما در عمل، نه تنها موفق به فروپاشی و تغییر حاکمیت نشد، بلکه اکنون با وجود گذشت سه ماه از آغاز رویارویی نتوانسته بر جبهه جانبی جنگ، یعنی معضل بسته بودن تنگه هرمز، غلبه کند. تحلیلگران سیاسی مانند فرد زکریا در امریکا معتقدند سیاستهای ترامپ به طور ناخواسته او را در «تله تشدید» گرفتار کرده است، جایی که هر اقدام نظامی نه تنها به پیروزی نمیانجامد، بلکه شرایط را وخیمتر میکند.
بحران یا به عقیده برخی سیاستمداران جهان، «باتلاقی» که امریکا امروز در آن گرفتار شده، چشماندازی روشن از اراده کشورهای منطقه برای فاصلهگیری از امریکا ترسیم میکند. به این معنا که آن کشورها برای اجتناب از این بحران و تکرار آن برای خود، تلاش میکنند بیش از گذشته از امریکا دوری گزینند. امری که در سایه موازنه قدرت ایران بر انزوای واشینگتن خواهد افزود.
ایران در آخرین اقدام برای ارتقای بازدارندگی خود، روز چهارشنبه با صدور بیانیهای شدیداللحن تهدید کرد که در صورت از سرگیری حملات امریکا و اسرائیل علیه تهران، درگیری خاورمیانه را به فراتر از منطقه و غرب آسیا گسترش خواهد داد؛ جنگی که به گفته احمد وحیدی در چارچوب یک جنگ منطقهای محدود نمیماند و از هر مرز و قلمرویی فراتر خواهد رفت تا آنجا که ضرباتی پشیمانکننده را به متجاوزان وارد خواهد کرد.
آغاز حملات ایران در قالب جنگ منطقهای نشان میدهد که تهدید جنگ فرامنطقهای صرفاً یک تهدید لفظی نیست و برخاسته از یک استراتژی مسلم و قطعی تعیینشده در اتاق جنگ جمهوری اسلامی است.
علاوه بر آن، تهدید فرامنطقهای به عنوان گامی فراتر از اقدام منطقهای، بیانگر موفقیت میدانی ایران در جنگ ۴۰ روزه و بهرهبرداری از آن در جنگ احتمالی آینده است؛ رویکردی که میتواند گزینههای نظامی امریکا و متحدانش را با پیچیدگیهای مضاعفی مواجه سازد و عواقب کنونی جنگ را در ابعاد امنیتی، اقتصادی و سیاسی گسترش دهد.