جوان آنلاین: مستندسازان در ایام جنگ رمضان، بیش از جنگ ۱۲ روزه آماده و مهیای تولید فیلم بودند. حرکت آنها خیلی زود به سامان رسید و همکاری نهادهای متولی تولید مستند، از جمله مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، اوج و حوزه هنری، باعث شد آهنگ تولید مستند شتاب بگیرد. یکی از مهمترین ویژگیهای فعالیت مستندسازان در جنگ رمضان، همچون جنگ ۱۲ روزه، تلاش و حضور پررنگ زنان مستندساز در میدان بود. با آنکه دور دوم حملات مشترک امریکا و اسرائیل به ایران، شدیدتر و جدیتر شده بود، اما زنان و مردان مستندساز در میدان بودند تا این رخداد ملی را ثبت کنند. دوربین مستندسازها در جنگ رمضان، بیدار بود، همچون ایران.
میدان در ادبیات این روزهای ایران، یک واژه مهم است، اما میدان فقط حضور و همدلی مردم در سراسر ایران و حمایتشان از نظام و کشور نبود. میدان، خیابانهای موشک خورده، بیمارستانهای ویران شده و تلاشی بود که امدادگران هلالاحمر داشتند، میدان جایی بود که مستندسازان آن را رها نکردند. خونهای ریخته شده، کودکان پرپر شده، مادران داغدار و مردانی که برای دفاع از ایران ایستادند، بخشی از حماسهای است که مستندسازان رقم زدند.
نیما مهدیان که سال گذشته با «راش» در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» حضور داشت و جایزه بخش ایران را دریافت کرد، از ۹ اسفندماه و پس از حمله به تهران، دوربین به دست به خیابان رفت. فیلم تازه او یک مستند اجتماعی است که همچون «راش» فضای جامعه در آن به رسمیت شناخته شده و گوناگونی دیدگاهها در آن بیان شده است.
فیلم تازه او «ثبت با سند برابر است» علاوه بر تصویربرداری در تهران، فصلهایی در شمال کشور ثبت کرده است. فیلم مهدیان رویکردی اجتماعی و جامعهشناختی به جنگ، دلایل و پیامدهای آن دارد.
این فیلم در ۴۷ جلسه تصویربرداری شده و فرشاد اکتسابی کارگردان و تدوینگر، مدتی است تدوین این فیلم را شروع کرده است. مهدیان در این فیلم با سعید ستاری و مهدی صابر درویش به عنوان تصویربردار همکاری کرده و گیسو آزادروش صداگذار این فیلم است.
اما مهدیان تنها فیلمسازی نبود که در تهران ماند و فیلم ساخت. معصومه کیانی، فیلمسازی بود که سفرش به مشهد مقدس همراه خانواده لغو شد و او هم به کاروان مستندسازان پیوست که زندگی در شهر تهران، زیر موشکباران را ثبت کرد. «اسر روشنی»، مستندی کوتاه است که به وضعیت نیروهای درمان در روزهای جنگ اشاره دارد. فیلمی در ستایش مردان و زنانی که روزهای سخت جنگ، هموطنانشان را رها نکردند.
کیانی هم سال گذشته در جنگ رمضان یک مستند کوتاه ساخته بود که در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفت و این روزها در فیلمنت و هاشور عرضه شده است. «کلاس آخر» درباره دختران و پسرانی خردسال و کودک و نوجوان است که موشکباران تهران، کلاس موسیقی آنها را تعطیل میکند.
سارا طالبیان که با مستند کوتاه «برای کیان» در جشنواره سینماحقیقت حضور داشت، پس از حمله به میناب و شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه به این شهر سفر کرد. سفر او و فیلمبردارش هنوز ادامه دارد و او مشغول ساخت فیلم از یکی از شخصیتهای این فاجعه ملی است. طالبیان جوان، از استعدادهای سینمای مستند ایران محسوب میشود که میکوشد با حفظ استانداردها، دغدغهها و ملاحظات شخصی خود، به موضوعات مهم ملی و مسائل زنان در ایران توجه نشان دهد. با توجه به مستندهایی که این بانوی فیلمساز ساخته، میتوان به آینده او امیدوار بود.
ماریا ماوتی هم دیگر فیلمسازی است که این روزها در میناب مشغول کار است. ماوتی چندین سفر و جلسات متعدد فیلمبرداری در این شهر داشته است. مثل همیشه از مستند تازه ماوتی خبری در دسترس نیست و او در سکوت خبری کار میکند، اما پروژه تازه او مانند فیلم دوستداشتنی «نامش زن» درباره زنان و کودکان میناب است. برای تماشای فیلم پراحساس و جذاب «نامش زن» باید صبر کرد؛ فیلمی که در افتتاحیه «سینماحقیقت» روی پرده رفت و محصول تلاش ماوتی در جنگ ۱۲ روزه است. فیلمی ستودنی درباره زنان مستقل و با احساس و قوی ایران که بخشی از اقتدار این سرزمین هستند، اگرچه دیده نمیشوند. فیلم خوب ماوتی درباره زنان ایرانی در جنگ ۱۲ روزه، یکی از بهترین تصاویری است که میتوان از «زن ایرانی» در سینما جستوجو کرد.
حامد سعادت هم از نخستین روزهای جنگ رمضان به دنبال پیدا کردن سوژه فیلم تازهاش به میناب رفت. محصول کار او فیلمی است به نام «هدا» که این روزها در مرحله تدوین است. «هدا» درباره یکی از دانشآموزان مینابی است که به شدت آسیب دیده و از انفجار و ویرانی جان سالم به در برده است.
یکی از مهمترین رخدادهای ایران در جنگ رمضان، حمله به زیرساختها و مراکز علمی بود. مانند پل B۱ و حمله به انستیتو پاستور هم باعث رنجش و اندوه فراوان شد. این اتفاق سوژه فیلم تازه عبدالستار کاکایی است. کاکایی این روزها مشغول تصویربرداری مستندی درباره این مرکز علمی و آموزشی دیرپا و مؤثر در بهداشت ایران است. او هم تصویربرداری را از روز حمله به این مرکز آغاز کرده و همچنان مشغول کار است. ثبت واقعیت حمله به مراکز علمی، دانشبنیان و تخصصی ایران در این روزها حیاتی و ناگزیر به نظر میرسد.
گویا چند مستندساز هم ساخت فیلم درباره انفجار پل B۱ کرج را شروع کردهاند. این پل هم یکی از سوژههایی است که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی روی آن کار میکند و به زودی اخبار مربوط به آن اعلام میشود.
یکی از مستندهای کنجکاویبرانگیز که در مرکز گسترش، ساخت آن شروع شده، «عقل سرخ» ساخته عارف افشار است. محسن یزدی مدیر فرهنگی و روزنامهنگار، تهیهکننده فیلم تازه افشار است. عارف افشار در سالهای فعالیتش نشان داده به ساخت مستند پرتره علاقهمند است. فیلمهای او درباره صادق خلخالی (ضدقهرمان) و فیلم تازهاش درباره علیاکبر ناطقنوری، محل بحث و اظهارنظر هستند. او فیلمبرداری مستند پرتره علی لاریجانی را شروع کرده و امیدوار است آن را به جشنواره سینماحقیقت برساند. حسین انتظامی که سالها با علی لاریجانی همکار بود و انس و الفت داشت و از مدیران تکنوکرات و موفق رسانهای است، تعلق خاطر فراوانی به این پروژه دارد و شخصاً تولید آن را دنبال میکند.