واقعیت آن است که تصویرسازیها و بازنماییهای رسانهای و غیررسانهای از واقعیتهای کشور، نقش مهمی در دو دور تهاجم ترکیبی امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران داشت. به عنوان مثال میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. بزرگنمایی ضعفها و مشکلات
۲. دمیدن در مواضع وحدتشکن
۳. دمیدن در شیپور بیاعتمادی به نظام و مسئولان
۴. بنبستنمایی از آینده کشور
۵. اظهار ضعف در برابر دشمن
۶. دوگانهسازی میان حوزههای قدرت نظامی با معیشت مردم و...
اینگونه مواضع با ارائه تصویری از همگسیخته و ضعیف از ایران، دشمن را به طمع انداخت که در صورت تهاجم به ایران، مردم نیز با او همراهی میکنند و او میتواند در یک جنگ یکسرهساز، به اهداف خود در قبال ایران جامه عمل بپوشاند. در واقع، مبتنی بر تصویر برساختهشده از ایران، دشمن امیدوار شد که امکان غلبه بر ایران برای او فراهم شده و در صورت حمله پیشدستانه میتواند ایران را در برابر خود به تسلیم وادارد. حتی در این زمینه، ایجاد آشوب در داخل ایران با اتکا به حمایت بخشها و لایههایی از جامعه ایران، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان، بخشی از نقشه تهاجم ترکیبی و چندلایه دشمن بود.
اگر چه به لطف خدا و با بصیرت ملت، محاسبه دشمن در قبال ایران غلط از آب درآمد و تفرق مطلوب دشمن به وحدت و انسجام ملی دشمنشکن تبدیل شد و این انسجام در شکست تهاجم دشمن نقش بیبدیلی داشت، اما در برهه کنونی، اتخاذ برخی مواضع از سوی تعدادی از کنشگران سیاسی درباره عملکرد و جهتگیریهای افراد و دستگاههای مسئول در مدیریت شرایط سیاسی، امنیتی و دفاعی کشور، زنگ هشدار را به صدا درآورده است؛ بدین ترتیب که افراد مذکور با متهم کردن مقامات و دستگاههای تصمیمگیر و مجری سیاستهای دفاعی، امنیتی و خارجی کشور، خواسته یا ناخواسته، در راستای تضعیف وحدت و انسجام ملی گام برمیدارند. حال آنکه در برهه کنونی، حفظ این انسجام، همپای تقویت تواناییهای دفاعی و ثباتبخشی به اقتصاد کشور، ضروری است.
برای این منظور باید توجه داشت که همگی به مثابه سرنشینان کشتی عظیم ایران، باید در مواضع و کنشهای خود، ناظر به شرایط حساس کشور دقت داشته و خواسته یا ناخواسته در راستای ترجیحات و خوشایند دشمنان ملت ایران گام برنداریم و تصویری درست از ایران عزیز ارائه کنیم تا طمعی در هیچ متجاوزی ایجاد نشود. بدون شک، اهمیت توجه به این موضوع، کمتر از مجاهدتهای رزمندگان میدان نیست؛ چه بسا با کمتوجهی یا بیتوجهی به این مهم، مجاهدتهای رزمندگان میدان نیز کماثر یا بیاثر شود.
بهطور طبیعی، اعتماد به دستگاه تصمیم و تدبیر نظام به عنوان دستگاهی که با وجود پیچیدگی شرایط، همواره بهترین تصمیمها را اتخاذ میکند و عدم رواج بدبینی و بیاعتمادی به دستگاههای مسئول و مقامات دستاندرکار، مطالبه حل و رفع مشکلات کشور و کمک به دولت و مسئولان در این زمینه، تقویت اتحاد و انسجام در برابر دشمن و تلاش برای افزایش شمولیت این انسجام در میان لایهها و طیفهای مختلف جامعه، دقت در ارائه تصویر قدرتمندانه از کشور و... از مهمترین نکات و بایستههایی است که در شرایط کنونی باید مورد توجه همه کنشگران و فعالان سیاسی- اجتماعی قرار گیرد.