جوان آنلاین: مرد بنگاهدار که با زن سرطانی دوست بود، به خاطر اصرار او بر ازدواج و تهدید به فاش کردن راز، با قرص برنج او را به قتل رساند. متهم پس از دو ماه اعتراف کرد.
عصر روز شنبه، سیام اسفندماه سال گذشته، مأموران پلیس تهران خبری را به قاضی محسن اختیاری، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، اطلاع دادند که او را به یکی از بیمارستانهای تهران کشاند.
مسئولان بیمارستان گزارش دادهبودند زن جوانی به نام «رؤیا» ۴۴ ساله پس از انتقال به بیمارستان فوت کرد و مرگش مشکوک است.
بازپرس جنایی همراه با تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی، تحقیقات خود را در بیمارستان آغاز کردند. بررسیها نشان میداد رؤیا زن تنهایی بوده که به گفته بستگان نزدیکش، به بیماری سرطان مبتلا بوده و دارو مصرف میکردهاست.
تیم پزشکی در نخستین معاینات اعلام کرد رؤیا بر اثر مسمومیت دارویی ناشی از خوردن قرص برنج به کام مرگ رفتهاست. خانواده رؤیا در ابتدا شکایتی نداشتند و احتمال میدادند او به خاطر رهایی از رنج بیماریاش به زندگی خود پایان دادهباشد.
راز فاش شده توسط عامل اورژانس.
اما گفتههای یکی از عوامل اورژانس که رؤیا را به بیمارستان منتقل کردهبود، فرضیه قتل را برای کارآگاهان پررنگ کرد. این شخص به مأموران گفت: «رؤیا در آخرین لحظات زندگیاش، قبل از رسیدن به بیمارستان، به من گفت که مرد مورد علاقهاش به نام پژمان به او قرص داده و پس از آن حالش بد شدهاست. این را گفت و بعد بیهوش شد و دیگر هم هوشیاری را به دست نیاورد.»
انکار اولیه
بررسیهای مأموران نشان داد پژمان شاگرد یک بنگاه املاک است که از مدتی قبل با رؤیا ارتباط دوستانه داشته و به خانه او رفت و آمد میکردهاست. بدین ترتیب، پژمان بازداشت شد.
اما متهم در بازجوییها جرم خود را انکار کرد. او ادعا کرد: «رؤیا بیماری سرطان داشت و همیشه از بیماریاش رنج میبرد. به همین خاطر خودش قرص برنج را خورد و به زندگیاش پایان داد. من هیچ نقشی در این ماجرا نداشتم. او خودش این کار را کرد.»
در حالی که متهم این ادعا را مطرح میکرد، تحقیقات نشان میداد رؤیا با وجود بیماریاش به زندگی امیدوار بودهاست. او برای معالجه بیماریاش هزینه میکرد و تحت درمان قرار داشت. اصلاً به فکر خودکشی نبودهاست.
اعتراف پس از ۲ ماه
مأموران از متهم دوباره تحقیق کردند. دلایل و شواهد باعث شد وی سرانجام، صبح دیروز پس از گذشت دو ماه از حادثه به قتل زن جوان اعتراف کرد.
وی گفت: «دو سال قبل، رؤیا برای اجاره خانهای به بنگاه املاک آمد و از آن روز من با او آشنا شدم. او تنها زندگی میکرد. ارتباط ما ادامه داشت و من به خانهاش رفت و آمد داشتم. او خبر داشت من متأهل و دارای یک فرزند ۱۲ ساله هستم، اما اصرار میکرد با او ازدواج کنم. من قبول نکردم.»
تهدید و نقشه قتل
قاتل ادامه داد: «وقتی فهمید من با او ازدواج نمیکنم، تهدیدم کرد که موضوع ارتباطمان را به خانوادهام میگوید. من خیلی ترسیدم. نمیخواستم زندگیام از هم بپاشد. همین موضوع باعث شد نقشه قتل او را طراحی کنم. از قبل قرص برنج خریدم و داخل یکی از کپسولهای دارویش ریختم. روز حادثه، با هم داخل خیابان تفریح میکردیم. زمان مصرف دارویش رسیده بود. برایش آب انار خریدم. کپسولی را که از قبل آماده کردهبودم، به او دادم و او هم خورد. چند دقیقه بعد حالش به شدت بد شد. او را به خانهاش بردم و از آنجا با اورژانس تماس گرفتم تا صحنهسازی کنم و پلیس را فریب دهم.»
متهم پس از اعتراف، برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.