کد خبر: 1358094
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۰
دکتر حسن دلبری، استاد ادبیات و عضو هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری:
نسل ماشین‌زده امروز درک درستی از عظمت و عمق ادبیات فارسی ندارد در گذشته، اگر در کلاس از داستان لیلی و مجنون صحبت می‌کردیم، نیمی از دانشجویان، خواسته یا ناخواسته، اشک می‌ریختند. اما امروز نسل جوان با بی‌تفاوتی از این مفاهیم می‌گذرد و حتی گاهی با عبارت «این‌ها دیوانه‌بازی بوده» یا «ذهن‌شان مشکل داشته» به آنها نگاه می‌کنند. این نشان می‌دهد؛ انسان امروز به سمت نوعی عقلانیت محض پیش می‌رود که در آن، احساس و عاطفه به حاشیه رانده می‌شود
محبوبه قربانی

جوان آنلاین: زبان فارسی ریشه هویت و فرهنگ ماست. حفظ آن تنها یک وظیفه زبانی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ اصالت و عمق انسانی ماست. وقتی زبان زنده می‌ماند، روح جامعه نیز زنده می‌ماند. در این زمینه با دکتر حسن دلبری، استاد ادبیات و عضو هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری، به گفت‌و‌گو نشستیم. او با استعاره‌ای زیبا و عمیق می‌گوید: «شعر و ادبیات فارسی، آرایش سفره زندگی است که اشتهای روح را باز می‌کند.» او تأکید می‌کند که ادبیات و شعر فارسی با طراوتی که به جان می‌بخشد، اشتها را برای زیباترشدن زندگی باز می‌کند و این هنر استادان است که بتوانند این طراوت را به نسل جدید منتقل کنند. 

به عنوان یکی از ترویج‌دهندگان ادبیات، نقش استاد را در انتقال معارف، شیوه‌های نوین و حفظ میراث غنی ادبیات فارسی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در طول تاریخ، آموزش همیشگی بوده و تغییرات عمدتاً در روش‌ها رخ داده است. انسان‌ها همواره از بزرگان، جوانان و حتی غیرانسان‌ها آموخته‌اند. داستان آموختن حضرت آدم ازسوی کلاغ نشان‌دهنده این پیوستگی است و در تمام این تاریخ، اگر ظاهر استادی نبوده، روح استادی در آموزش دخیل بوده است. همان‌طور که شاعر می‌گوید: «یکی نغز بازی کند روزگار / که بنشاندت پیش آموزگار». امروز تغییرات شیوه‌های آموزش بسیار است. از آموزش مکتب‌خانه‌ای که کودک دو زانو پیش معلم می‌نشست و ترکه انار بر سرش بود، به وضعیت فعلی رسیده‌ایم. با این حال، در رابطه استاد و شاگرد جایگاه‌ها حفظ شده و با هوش مصنوعی نیز فعلاً دچار تزلزل نشده‌ایم و هم‌چنان قدردان این شیوه آموزش هستیم. این موضوع در آموزش زبان و ادبیات فارسی بیش از دیگر دروس صدق می‌کند. استادی که ادبیات فارسی تدریس می‌کند، از زمان کرونا تاکنون نتوانسته در آموزش مجازی مانند آموزش حضوری و چهره‌به‌چهره تدریس کند. در آموزش حضوری ادبیات، حالت چهره استاد با خواندن هر بیت شعر تغییر می‌کند، اما در فضای مجازی امکان رعایت این مورد وجود ندارد که این یکی از اشکالات عمده است، اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت و چاره‌ای جز پذیرش این واقعیت نیست. استادی در این راه موفق است که بتواند با به‌کارگیری شیوه‌های جدید، القای احساس و عاطفه لازم را نیز داشته باشد. این کار بسیار دشوار، اما شدنی است. تجربه نویسنده در کلاس‌های مجازی به‌ویژه در دوران کرونا، به این نتیجه رسید که هر چالشی را می‌توان به فرصتی تبدیل کرد. بازخورد‌هایی که از دانشجویان دریافت می‌کرد، نشان می‌داد که در این مسیر موفق بوده است. 


بزرگ‌ترین چالش‌هایی که در آموزش ادبیات فارسی با آنها مواجه هستیم، چه مواردی هستند؟ و چگونه می‌توان این چالش‌ها را برطرف کرد؟
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های پیش‌روی آموزش زبان و ادبیات فارسی امروز، مسئله تکنولوژی است. البته باید گفت که ما اینجا از واژه «چالش» استفاده می‌کنیم، نه عیب یا اشکال؛ زیرا عیب چیزی است که باید برطرف شود، اما چالش در واقع یک فرصت است. تکنولوژی باعث شده است که انسان‌ها و ذهن‌ها ماشینی شوند و این موضوع تعادل میان عقل و احساس را به هم زده است. 
در گذشته، اگر در کلاس از داستان لیلی و مجنون صحبت می‌کردیم، نیمی از دانشجویان، خواسته یا ناخواسته، اشک می‌ریختند. اما امروز نسل جوان با بی‌تفاوتی از این مفاهیم می‌گذرد و حتی گاهی با عبارت «این‌ها دیوانه‌بازی بوده» یا «ذهن‌شان مشکل داشته» به آنها نگاه می‌کنند. این نشان می‌دهد که انسان امروز به سمت نوعی عقلانیت محض پیش می‌رود که در آن، احساس و عاطفه به حاشیه رانده می‌شود. رفتن به سمت عقلانیت ذاتاً خوب است، اما زمانی که عقل جای احساس را بگیرد و به جای حرکت دوشادوش آن، بر آن غلبه کند، مشکل‌ساز می‌شود. از آنجا که ادبیات فارسی سرشار از احساس و عاطفه است، نسل عقل‌گرای ماشین‌زده امروز نمی‌تواند عمق و عظمت ادبیات و لذت ادبی را درک کند و در نتیجه، متن برایش لذت‌بخش نخواهد بود. 
چالش دیگری که داریم، این است که نسل جدید، پایه‌ها و مایه‌های ادبیات گذشته را به عنوان نیاز ضروری زندگی امروز نمی‌بیند. آنها حساب‌گر شده‌اند و زندگی را مانند یک چرتکه می‌بینند. اگر در درسشان فرمولی ببینند که منجر به ساخت بنزینی با سرب کمتر شود، آن را آموزش مفیدی می‌دانند، اما شعری که احساس قوی دارد و سود مادی مستقیم برایشان ندارد، بیهوده می‌پندارند. 
اما باید درک کنیم که شعر و ادبیات، مانند برنج، گوشت یا سالاد نیست که غذای جسم ما را تأمین کند. شعر و ادبیات مانند آرایشی است که به سفره زندگی می‌دهیم. شاید غذا نباشد، اما همین آرایش است که اشتها را باز می‌کند. شعر و ادبیات، اشتهای روح و روان ما را باز می‌کند و با طراوتی که به ما می‌بخشد، به ما کمک می‌کند تا زندگی را به سمت زیبایی بیشتر پیش ببریم. 

مطالعه و پژوهش‌های ادبی چه نقشی در حفظ اصالت‌ها و ارزش‌های فرهنگی زبان و ادبیات فارسی دارد؟ و چگونه این پژوهش‌ها می‌تواند نسل جدید را به هویت ملی و فرهنگی پیوند دهد؟
نقش استاد در ایجاد انگیزه برای دانشجو و نسل جدید جهت برقراری ارتباط با متون کهن، بسیار کلیدی و مؤثر است. بسیاری از ما در ذهن داریم که ماندگارترین چهره‌های زندگی‌مان، معلمان ادبیات‌مان بوده‌اند؛ کسانی که نه‌تنها درس داده‌اند، بلکه گاهی مسیر زندگی افراد را تغییر داده‌اند و حتی جلوی افسردگی یا اقدام به خودکشی برخی دانشجو‌ها را گرفته‌اند. این نشان‌دهنده تأثیر عمیق معلم ادبیات در معرفی غنای ادبی و فرهنگی کشور به نسل جدید است. اما نکته اصلی اینجاست که ما باید به گونه‌ای عمل کنیم که نسل جدید برای ادبیات «احساس نیاز» کند. متأسفانه امروزه این احساس نیاز به شدت کاهش یافته است. نسل جدید با گذشته خود دشمنی ندارد، بلکه صرفاً احساس نمی‌کند که به آن نیاز دارد. 
در این راستا، رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه ملی، نقش پررنگی دارند. من همیشه از رسانه ملی گله دارم؛ نه اینکه بخواهم سطح برنامه‌ها را پایین بیاورم، بلکه معتقدم برنامه‌هایی مانند «شکرستان» که رستم و سهراب را به تصویر می‌کشند، اگرچه ماهیت خودشان مناسب کودکان است و مردم تعصب خاصی روی آن ندارند، اما جایگزین مناسبی برای معرفی عمیق‌تر این اسطوره‌ها نیستند. مردم تشنه «آب زلال» هستند، اما، چون آب زلال پیدا نمی‌کنند، ناچار به سمت «آب ناسالم» می‌روند. اگر رسانه‌ها منابع غنی ما را با قالب‌های جدید و جذاب ارائه می‌دادند، مردم رغبت بیشتری نشان می‌دادند. در کلاس‌های درس خودم بار‌ها دیده‌ام که وقتی بخشی از داستان‌هایی مانند خسرو و شیرین را تعریف می‌کنم، دانشجویان با ذوق می‌پرسند چرا تا حالا اینها را نمی‌دانستیم و چرا رسانه‌ها این موضوعات را با قالبی جدید به ما معرفی نکرده‌اند. 
استفاده از قالب‌ها و امکانات جدید رسانه‌ای می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد، اما متأسفانه امروزه هم استاد جایگاه واقعی خود را ندارد و تمام فکر و ذکرش معیشت است و هم رسانه‌های ما و سینمای ما، به جای بازتاب فرهنگ غنی گذشته، تنها به فکر گیشه و سود مادی هستند. سینمایی که چنین نگاهی داشته باشد، هرگز نمی‌تواند فرهنگ و ادبیات ما را به درستی بازتاب دهد. 

چه راهکار‌هایی برای آموزش و آشنایی بهتر دانشجویان با متون کهن و غنی ادبیات فارسی دارید؟ چه ارزش‌هایی در این متون به نسل امروز منتقل می‌شود؟
در برنامه درسی دانشگاه‌ها، برای تمام رشته‌ها به جز خود رشته ادبیات فارسی، دو درس دو واحدی به نام‌های «فارسی عمومی» یا «زبان فارسی» در نظر گرفته شده بود که در مجموع چهار واحد می‌شد. فلسفه این طرح این بود که دانشجویان در یکی از این واحد‌ها بیشتر با ادبیات و در واحد دیگر با زبان فارسی، ویرایش، نگارش و مقاله‌نویسی آشنا شوند. اما ضربه اولی که به این نظام خورد، کاهش حجم این درس از چهار واحد به سه واحد بود؛ وضعیتی که در آن دانشجویان هفته‌ای فقط دو ساعت یا حداکثر چهار ساعت با استاد و متن ادبی سروکار داشتند. این روند حتی در سال گذشته با بخشنامه‌ای جدید به دو واحد کاهش یافت که اشتباهی بزرگ است. 
با این روش نمی‌توان مدعی شد که دانشجویان با ادبیات کهن آشنا می‌شوند. هر جا که بخواهیم درسی را کم کنیم، سریعاً سراغ درس «عمومی» می‌رویم، در حالی که کلمه «عمومی» به معنای پایین‌تر بودن سطح درس نیست، بلکه درس فارسی عمومی بسیار مهم و حیاتی است. بنابراین، راه‌حل این است که نه تنها این درس به دو واحد کاهش نیابد، بلکه به همان چهارواحد بازگردد. نکته دیگر، کیفیت اساتید است. متأسفانه در حال حاضر نوع ورود و حتی میزان حق‌التدریس اساتید در این درس با دروس تخصصی تفاوت دارد و بسیاری از اساتید برجسته ترجیح می‌دهند در مقاطع ارشد یا دکتری تدریس کنند تا جبران کمبود‌های مادی یا اعتباری کنند. سیستم باید این مشکل را حل کند تا اساتید تمام و دانشیاران، به‌ویژه آنهایی که خوش‌ذوق و خوش‌سخن هستند، درس فارسی عمومی را ارائه دهند. 
و، اما نکته سوم، انتخاب متن است. فارسی عمومی‌های بی‌شماری در بازار وجود دارد، اما بسیاری از آنها به جای انتخاب زیباترین و عمیق‌ترین متون تاریخ ادبیات، صرفاً برای پرکردن نام نویسندگان یا شاعران خاص، متونی را آورده‌اند که اصلاً از نظر ادبی جذاب نیستند. دانشجویان امروز تشنه متن‌های زیبا و تأثیرگذارند، اما در کتاب‌های درسی به سختی آنها را پیدا می‌کنند. استاد باید متونی را انتخاب کند که واقعاً جان‌مایه ادبیات فارسی باشند تا این تشنگی را برطرف کنند. 

به نظر شما، چگونه می‌شود زبان و سبک ادبیات فارسی را در کنار آموزش‌های علمی و فنی، به عنوان ابزاری پویاتر در فرایند تربیت نسل‌های جدید قرار داد؟
به نظر من اگر ادبیات را امروزه به‌صورت علمی و با استفاده از شیوه‌های نوین آموزش دهیم، می‌توانیم آن را بسیار جذاب‌تر کنیم. برخلاف برخی دیدگاه‌ها که معتقدند تنها راه ارتباط با ادبیات، باز کردن کتاب و استشمام بوی کاغذ آن است؛ که اگرچه حس زیبایی‌ای است، اما با امکانات امروز می‌توان بهتر از گذشته عمل کرد. ۲۵ سال پیش که این فناوری‌ها نبود، من گاهی یک ضبط صوت نوار کاست با خود به کلاس می‌بردم و اگر قرار بود غزلی از حافظ را بررسی کنیم، صدای اساتید آواز ایران را پخش می‌کردم و همزمان تفسیر آن را ارائه می‌دادم. گاهی نیز تابلوی خوشنویسی یک بیت از آن غزل را، مثلاً خوشنویسی استاد امیرخانی را، به کلاس می‌آوردم و از دانشجویان می‌خواستم ابتدا از زیبایی خط و متن لذت ببرند و سپس وارد بحث کلی غزل شویم. 
امروزه با پیشرفت فناوری، این فرایند بسیار ساده‌تر و مؤثرتر شده است. اگر آموزش‌ها را تلفیقی کنیم، یعنی علاوه بر جنبه سمعی، از جنبه بصری نیز استفاده کنیم، تأثیرگذاری آن چندین برابر می‌شود. می‌توانیم از قبل کلیپ‌ها و موسیقی‌های مرتبط را آماده کنیم و در حین تدریس، آنها را به دانشجویان نمایش دهیم. این رویکرد می‌تواند جذابیت و رسایی آموزش را به‌شدت افزایش دهد و باعث شود دانشجویان با لذت و علاقه بیشتری با متون ادبی مواجه شوند. 

در مواجهه با آسیب‌هایی مانند دخل و تصرف نادرست در زبان، واژگان بیگانه، و کاهش مهارت‌های نگارش، چه نقش و وظیفه‌ای بر عهده استادان ادبیات است؟
یکی از چالش‌های پیش‌روی ویرایش و نگارش، تأثیر تکنولوژی است. در گذشته، اگرچه در گفتار ممکن بود با لهجه صحبت کنیم، اما در نوشتار بسیار کلاسیک و فاخر عمل می‌کردیم و کلمات را هرگز شکسته به کار نمی‌بردیم. اما امروزه همان‌طور که صحبت می‌کنیم، همان‌طور هم پیام می‌دهیم و ایمیل می‌زنیم و کلمات را شکسته می‌نویسیم. من معتقدم که این موضوع لزوماً یک عیب یا اشکال نیست، بلکه اگر از چارچوب خارج نشود، نوعی کم‌کوشی طبیعی در زبان است که باید آن را پذیرفت. با گذشت زمان، تلفظ و نوشتار هماهنگ شدند. حتی اگر زمانی «خواهر» را «خاهر» می‌نوشتند، امروز نوشتار آن اصلاح شده و در املا نیز راحت‌تر است. بنابراین، این تغییرات را می‌توان به عنوان یک چالش دید، نه یک مشکل غیرقابل حل. 
با این حال، علائم نگارشی و قواعد ویرایشی نباید تحت تأثیر این تغییرات قرار گیرند. رعایت علائم نگارشی برای خوانش درست متن ضروری است و جایگاه آن مشخص است. این نکته باید در درس «فارسی عمومی» به درستی آموزش داده شود و از دانشجویان انتظار داشته باشیم که آن را رعایت کنند. بنابراین، در حالی که می‌توانیم با تغییرات طبیعی زبان و کم‌کوشی در نوشتار کنار بیاییم، اما اصول ویرایشی و نگارشی باید با دقت و جدیت آموزش داده شوند تا کیفیت نوشتاری دانشجویان حفظ شود. 

چه راهکار‌هایی را برای توسعه و شکوفایی ادبیات معاصر ارائه می‌دهید؟ و چگونه می‌توان از میراث کهن برای تربیت ادبیات نوین بهره برد؟
در مورد ادبیات معاصر، بخشی از ماجرا خارج از کنترل ماست؛ درست مانند ادبیات کهن که شاعرانی مثل مولوی، حافظ و سعدی در دوران خود بی‌نظیر بودند و نمی‌توانیم از نسل امروز انتظار داشته باشیم که ادبیات معاصر را به زور دوست بدارند. اگر نسل جوان با آثار خوبی مواجه شود، خودشان به سراغشان می‌روند و اگر نشوند، طبیعی است که جذب نشوند. مشکل اصلی اینجاست که امروزه این آثار در فضای مجازی به وفور در دسترس هستند، اما دقیقاً به همین دلیل، مردم کمتر به دنبال آنها می‌گردند. در گذشته برای یافتن یک کتاب باید سختی زیادی می‌کشید و آن را با جان و دل حفظ می‌کردید، اما الان که همه‌چیز در دسترس است، انگار ارزشش کم شده و کمتر به سراغش می‌روند. 
یکی از اشکالات دیگر این است که شاید در ادبیات معاصر، به اندازه ادبیات گذشته، آثار درجه‌یک و ماندگار کمتری داریم. اما حتی اگر آثار خوبی هم باشند، به درستی معرفی نمی‌شوند. کسی که دنبال رمان است، مدام با رمان‌های ضعیف مواجه می‌شود و رمان خوب در میان آنها گم می‌شود. همچنین شنیدن شعر‌های ضعیف از شاعران کم‌توان، باعث می‌شود که شعر قوی دیده نشود و پیدا نشود. 
مسئله بعدی، نحوه استفاده از رسانه است. گاهی افراد رسانه‌های قوی دارند، اما محتوای ضعیفی تولید می‌کنند و با قدرت رسانه‌ای آن را پخش می‌کنند. در مقابل، بسیاری از چهره‌های موفق ادبیات همت و طبع بالایی دارند، اما دنبال و پیگیر نیستند که کارشان دیده شود. وظیفه رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه ملی، این است که به سراغ این استعداد‌های واقعی بروند و آثار ارزشمند آنها را در سطح جامعه منتشر کنند تا این گنجینه‌های ادبی دیده شوند. 

چه پیشنهاداتی برای توسعه پژوهش‌های علمی و حفاظتی در حوزه زبان و ادبیات فارسی دارید؟ و چگونه می‌توان نهادی قوی‌تر برای حراست و توسعه این حوزه شکل داد؟
برای حفاظت و صیانت از زبان و ادبیات فارسی، کمبود نهاد نداریم، اما متأسفانه عملکرد درست و کافی در آنها دیده نمی‌شود. فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌طور مشخص وظیفه تعریف‌شده‌ای دارد و خوب هم عمل می‌کند، اما این اقدامات به تنهایی کافی نیست. وقتی مردم فرهنگستان را تنها با «واژه‌سازی» می‌شناسند، طبیعی است که انتظارات آنها نیز به همین حد محدود می‌شود. نکته بعدی مربوط به تشکیلات رسمی، وزارتی و سیاست‌گذاری‌های کلان است. اگر به گذشته نگاه کنیم، در طول چند دهه اخیر، چند وزیر علوم ما از رشته ادبیات فارسی بوده‌اند؟ حتی چند نفر از آنها رشته‌شان علوم انسانی بوده است؟
گاهی وقتی از جنگ‌ها و درگیری‌های امروز جهان صحبت می‌کنم، می‌گویم اگر آن قدرت‌های بزرگ دو واحد از حافظ یا دو واحد از مثنوی را می‌خواندند، شاید دنیا به این جا نمی‌رسید. نتیجه این نگاه‌ها همین وضعیت فعلی است. وقتی سیاستگذاران کلان اینگونه به موضوع نگاه می‌کنند، طبیعتاً اساتیدی که در جبهه کار و در ارتباط مستقیم با دانشجویان هستند، نمی‌توانند کار زیادی از پیش ببرند. نگاه‌های کلان برای حفظ و صیانت بسیار حیاتی هستند و تا زمانی که این نگاه‌ها تغییر نکنند، در سطوح پایین‌تر کار چندانی پیش نمی‌رود. 
به عنوان مثال، زمانی بیش از ۵۰ کرسی گسترش زبان و ادبیات فارسی در سطح جهان داشتیم و از نظر ما، اساتید کافی برای پوشش آنها وجود داشت. اساتیدی با ذوق و رغبت برای آن سفر‌ها می‌رفتند. اما امروز چرا آن کرسی‌ها در حال از بین رفتن هستند؟ به این دلیل که هیچ استادی رغبتی ندارد که تنها با حقوق ریالی اندک به آنجا برود؛ حتی هزینه رفت‌وآمد هم تأمین نمی‌شود. کسی حاضر نیست برای یک بار سفر به یک کشور دیگر، هواپیما، ماشین یا خانه خود را بفروشد تا هزینه سفرش تأمین شود. طبیعتاً چنین استادی رغبتی به پذیرش آن کرسی‌ها ندارد و این دقیقاً اشکالی است که از سیاستگذاری‌های کلان ناشی می‌شود.

برچسب ها: سبک زندگی ، جوانی ، ادبیات
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار