اتحادیه اروپا در تب و تاب ناشی از تبعات شکست امریکا در جنگ با ایران به سر میبرد. امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه مجدداً بر لزوم استقلال اروپا از واشینگتن تأکید میکند و فردریش مرتس، صدراعظم سرزمین ژرمنها ترامپ را بابت دفرمهسازی معادلات ژئوپلیتیک در تنگه هرمز (به ضرر غرب) مورد عتاب شدید قرار میدهد. کار به جایی رسیده است که کشورهایی مانند سوئد و دانمارک به عنوان صاحبان دولتهای رفاه در حوزه اسکاندیناوی و نوردیک نیز نسبت به بروز بحرانهای اقتصادی ناشی از بسته ماندن تنگه هرمز و اخلال در حوزه انرژی در کشورهای خود شدیداً هشدار میدهند. درست در چنین شرایطی اخیراً اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا مدعی شده است که هر توافق احتمالی با ایران باید برنامه هستهای و موشکهای بالستیک را دربرگیرد! به عبارت بهتر، در حالی که امریکا نیز در خصوص طرح مسئله موشکی ایران در مذاکرات ابراز ناامیدی و یأس کرده و عملاً قدرتی برای تحقق این خواسته همیشگی خود ندارد، اروپاییان بحرانزده در بیانیههای رسمی خود چنین مطالبهای را مطرح مینمایند.
رمزگشایی از مواضع اخیر رئیس کمیسیون اروپا چندان دشوار نیست. در سال ۲۰۱۷ میلادی، زمانی که امانوئل ماکرون به عنوان رئیسجمهور فرانسه برگزیده شد، دیدارهایی از سوی وی با نتانیاهو و ترامپ (که در آن زمان نیز در تلآویو و واشینگتن در مسند قدرت بودند) صورت گرفت. در آن دیدارها، ماکرون به نمایندگی از اتحادیه اروپا به نتانیاهو و ترامپ وعده داد موضوع گنجاندن توان موشکی ایران در سند برجام را در همافزایی با کاخ سفید و دولت ترامپ دنبال کند. جالب توجه اینکه چنین تعهدی پس از خروج رسمی ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ میلادی نیز به قوت خود باقی ماند. طی حدود هفت سال سپری شده از آن زمان، اروپاییان به کرات در بیانیههای رسمی خود به این مسئله اشاره کردهاند تا تعهد راهبردی خود به واشینگتن و تلآویو را مورد تأکید قرار دهند.
باید نسبت به این مسئله توجه داشت که تغییر ادبیات سیاستمدارانی مانند ماکرون و مرتس در قبال ایران، نشئت گرفته از بنبستی است که آنها در منطقه غرب آسیا، به ویژه در قبال تنگه هرمز در آن قرار گرفتهاند، اگرنه ماهیت و رویکرد کلان اروپاییان در تقابل با تهران کمترین تغییری پیدا نکرده است. در چنین شرایطی دستگاه دیپلماسی نباید تحت تأثیر «تغییر گفتار اروپاییان» قرار گرفته و ادبیات نرم و غیرالزامآور مقامات آلمانی و فرانسوی در انتقاد از سیاستهای امریکا در جنگ با ایران را به مثابه یک تغییر شگرف در مواضع کلان آنها مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. مواضع اخیر فن درلاین نقطه آشکارسازی مسیری است که سالهاست اتحادیه اروپا در تقابل با تهران انتخاب کرده است. در چنین شرایطی مدارا با اروپاییان نباید محلی از اعراب در حوزه سیاست خارجی کشورمان داشته باشد.