جوان آنلاین: تحولات بازار جهانی انرژی را نمیتوان جدا از آنچه در خلیج همیشه فارس میگذرد، تحلیل کرد. چراکه ساختار توزیع قدرت در این بازار طی دهههای گذشته بهگونهای شکل گرفته است که جریانهای مالی حاصل از فروش نفت، در نهایت به تقویت بنیانهای اقتصادی غرب، بهویژه رژیم امریکا، منتهی میشود. این چرخه از طریق ابزارهایی مانند بازارهای مالی، اوراق قرضه و سرمایهگذاریهای کلان بازتولید شده و نوعی وابستگی ساختاری میان تولیدکنندگان انرژی و مراکز مالی غرب ایجاد کرده است. با این حال، این نظم تثبیتشده، شکنندگیهای عمیق دارد.
بحران مالی سال ۲۰۰۸ نقطه عطفی در این مسیر به شمار میرود. به طوری که کاهش جذابیت اوراق قرضه امریکا و افزایش رقابت اقتصادی از سوی قدرتهای نوظهور، بهویژه چین، باعث شد که جریان سرمایه بهتدریج از مسیرهای سنتی فاصله بگیرد. در این میان، رشد فناوری و تغییر الگوهای سرمایهگذاری، نقش تعیینکنندهای در بازتعریف مناسبات اقتصادی ایفا کرد. این روند، اگرچه بهظاهر ماهیتی اقتصادی داشت، در عمل پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای را به همراه آورد.
همزمان با این تحولات، مداخلات نظامی غرب در مناطق مختلف، از جمله غرب آسیا، با هدف تثبیت نفوذ و کنترل منابع انرژی ادامه یافت و این مداخلات، اگرچه در کوتاهمدت برخی اهداف تاکتیکی را محقق ساخت، اما در بلندمدت به افزایش بیثباتی و شکلگیری بازیگران جدید انجامید و در نهایت به کاهش تدریجی انحصار غرب بر بازار انرژی و افزایش نقشآفرینی قدرتهای منطقهای منجر شد.
تحولات سال ۲۰۲۲ و آغاز جنگ در اروپای شرقی، این روند را شتاب بخشید و تغییر مسیر صادرات انرژی، افزایش ناگهانی قیمتها و بروز اختلال در زنجیره تأمین، نشان داد که بازار انرژی بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای امنیتی وابسته شده است و طبعاً در چنین شرایطی، اهمیت گلوگاههای راهبردی مانند تنگه هرمز بیش از پیش آشکار شد.
تنگه هرمز یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند. بنابراین بدیهی است اختلال در آن، پیامدهای فوری و گستردهای بر اقتصاد جهانی بر جای میگذارد و کما اینکه گذاشته و هر روز نیز بیشتر میشود. ویژگی منحصربهفرد این تنگه در آن است که جایگزین عملی و کوتاهمدتی برای آن وجود ندارد و مسیرهای جایگزین، نه از نظر ظرفیت و نه از نظر هزینه، توان رقابت با آن را ندارند و کنترل و مدیریت این گذرگاه، بهطور طبیعی به عاملی تعیینکننده در معادلات قدرت تبدیل شده است.
تجاوز دشمن امریکایی‑صهیونیستی به کشورمان که برخلاف تمام قواعد حقوقی و عرفی و عقلی صورت گرفت، منجر به تغییر سازوکار مدیریت تنگه هرمز شده است و طبیعی است کشورمان در دفاع مشروع از منافع خود، در چارچوب حقوق بینالملل قابل کوتاهی نمیکند و حفظ امنیت تنگه هرمز و جلوگیری از بیثباتی نیز بخشی از این دفاع مشروع محسوب میشود. البته توان بازدارندگی ایران در این حوزه، صرفاً به ابزارهای نظامی محدود نمیشود، بلکه اشراف اطلاعاتی، تسلط بر محیط عملیاتی و توان مدیریت بحران، مجموعهای از قابلیتهایی را شکل داده است که هرگونه اقدام خصمانه را با هزینههای سنگین مواجه میکند و مجموع این تواناییها، معادلات طرفهای مقابل را بهطور اساسی تحت تأثیر قرار داده است.
یکی از نتایج جنگافروزی «طبقه اپستین» در غرب آسیا، برجستهشدن اهمیت انرژی در معادلات جهانی، بهویژه در شرایط بحران، است و از طرفی کنترل مسیرهای انتقال، به عاملی کلیدی در تعیین قیمتها تبدیل شده است. در این میان، نقش کشورمان بهعنوان بازیگر تأثیرگذار، قابل انکار نیست. هرچند ظرفیت تولید نفت ایران در مقایسه با برخی تولیدکنندگان بزرگ محدودتر است، اما موقعیت ژئوپلیتیکی آن، امکان تأثیرگذاری غیرمستقیم بر بازار را فراهم میکند.
مدیریت هدفمند تنگه راهبردی هرمز خروجی تصمیم منطقی کشورمان است و در این چارچوب، دریافت هزینه ارائه خدمات امنیتی و ایجاد سازوکارهای نظارتی طبیعی و البته الزامی به شمار میرود و منبعی پایدار هم برای درآمدزایی کشورمان خواهد بود. چنین رویکردی، ضمن حفظ جایگاه راهبردی ایران، این امکان را فراهم میسازد که در صورت تداوم اقدامات خصمانه، از این اهرم بهعنوان ابزار بازدارندگی استفاده شود.
به هر روی نظم پیشین بازار انرژی در حال تغییر بوده و وابستگی یکسویه به ساختارهای مالی غرب، جای خود را به الگوهای متنوعتری داده است. در این شرایط، کشورهایی که از موقعیت ژئوپلیتیکی و توانمندیهای راهبردی برخوردار هستند، میتوانند نقش پررنگتری ایفا کنند. بنابراین کشورمان با بهرهگیری از این ظرفیتها، میتواند ضمن آنکه از منافع خود دفاع میکند، در شکلدهی به نظم جدید نیز اثرگذار باشد. طبعاً این مسیر، با درک دقیق تحولات، پرهیز از تصمیمات هیجانی و اتخاذ سیاستهای مبتنی بر منافع بلندمدت در حال طی شدن است و دفاع مشروع در برابر تجاوز، با تدبیر و عقلانیت و جدیت پیگیری میشود.