نوسان بازار ارز بدون هیچ توجیه اقتصادی واقعی، این دوگانه را مطرح میکند که آیا این وضعیت بیشتر نتیجه سفتهبازی کاسبان جنگ است یا به صورت هدفمند گروههای خاص در تلاش برای کمک به دشمن امریکایی‑ صهیونیستی برای برهم زدن امنیت اقتصادی کشورمان هستند جوان آنلاین: نوسان بازار ارز بدون هیچ توجیه اقتصادی واقعی، این دوگانه را مطرح میکند که آیا این وضعیت بیشتر نتیجه سفتهبازی کاسبان جنگ است یا به صورت هدفمند گروههای خاص در تلاش برای کمک به دشمن امریکایی‑ صهیونیستی برای برهم زدن امنیت اقتصادی کشورمان هستند. بررسی جریان تجارت و واردات نشان میدهد حجم معاملات ارزی غیرطبیعی نیست که منجر به افزایش تقاضای ارز و در نتیجه گرانی آن شود. ضمناً بازار کالا وضعیت پایدار دارد و تأمین محصولات اساسی و صنعتی به صورت مستمر انجام میشود. عرضه ۱۶۰ هزار تن ورق گرم فولادی نمونهای از ثبات بازار است. ادامه روند فعلی موجب بیثباتی بازار ارز و هم اثرات روانی بر تصمیمات اقتصادی فعالان میشود، بنابراین باید رد گرانی ارز مورد کنکاش قرار گیرد.
بازار ارز در شرایط عادی و با جریان فعال تجارت، نوسان نرخ ارز را در سطح محدود و قابل پیشبینی توجیه میکند؛ چراکه در چنین شرایطی، تجار برای خرید کالاهای مورد نیاز خود ارز دریافت میکنند و طبعاً با فشار افزایش تقاضا معمولاً در قیمت کالا یعنی ارز خود را نشان میدهد. این فرآیند شامل خرید نقدی یا تسویه جزئی قرارداد قبل از ورود کالا به گمرکات است و بانک مرکزی نقش کنترل و تسویه معاملات را ایفا میکند. به عبارت دیگر، افزایش نرخ ارز در بازار آزاد در شرایط تجارت فعال، یک پاسخ طبیعی به جریان واردات و صادرات است و منطق اقتصادی مشخصی دارد.
در شرایط فعلی اما، واقعیتهای اقتصادی متفاوت است؛ چراکه حجم تجارت خارجی کشورمان در شرایط بحرانی نیست که نوسانات اخیر نرخ ارز را توجیه کند. دادههای میدانی و گزارشهای بانکی نیز نشان میدهد که معاملات ارزی واقعی پایین است و گرانی اخیر ارز، حداقل ناشی از فعالیتهای سفتهبازانه و سودجویان محدود است؛ به طوری که گروههای واسطه با حجم محدود خرید و ایجاد کمبود ظاهری، نرخ ارز را به طور غیرمنطقی افزایش میدهند و موجب برهم خوردن تعادل بازار میشوند.
بنابراین در زمانی که حجم معاملات بازار ارزی کاهش مییابد، افزایش نرخ دلار طبیعی نیست و نشان میدهد بازار ارز به جای انعکاس نیاز واقعی اقتصاد، در یک معنا، تحت تأثیر رفتار سودجویانه و معاملات ساختگی قرار گرفته است. بنابراین، این نابسامانی هیچ منطق اقتصادی ندارد و اثر روانی قابل توجهی بر فعالان بازار و تصمیمگیری اقتصادی سرمایهگذاران ایجاد میکند.
از طرفی عرضه محصولات اساسی و صنعتی به طور مستمر ادامه دارد و نمونه شاخص این ثبات، عرضه ۱۶۰ هزار تن ورق گرم فولادی است که در روزهای اخیر، حتی با قیمت پایه تعیین شده، نصف آن فروش رفت. بنابراین، کمبود در بازار کالا وجود ندارد و افزایش قیمتها در این بخش ناشی از کمبود واقعی نیست.
بازار ارز علاوه بر مشکلات داخلی ناشی از سفتهبازی، بررسی این موضوع را هم ضروری میکند که نباید این بازار تحت تأثیر عملیات هدفمند دشمن قرار گیرد و برخی بازیگران بازار با هماهنگی یا تحت تأثیر جریانهای خارجی، با ایجاد کمبود ظاهری و معاملات ساختگی، تلاش کنند نرخ دلار را افزایش دهند و ثبات اقتصادی کشور را به هم بزنند. این چنین اقداماتی اگر صورت بگیرد، در واقع همان نقش ستون پنجم دشمن است که با هدف تضعیف اقتصاد ملی و افزایش فشار روانی بر فعالان بازار، دست به فعالیت میزند.
جریانهایی از این دست، با هدف بهرهبرداری از شرایط حساس اقتصادی و سیاسی، به نحوی عمل میکنند که گویی اقتصاد کشور با بحران واقعی مواجه است، در حالی که بازار کالا و تجارت داخلی توان پاسخگویی به نیاز واقعی مردم و صنعت را دارد. در چنین شرایطی، اعمال نظارت دقیق بر تراکنشها، شناسایی معاملات مشکوک و برخورد سریع با رفتارهای سودجویانه اهمیت ویژهای دارد. مهار ستون پنجم اقتصادی و جلوگیری از سوءاستفاده دشمن، اولویت اصلی سیاستگذاران برای حفظ ثبات و امنیت اقتصادی کشور است و با اقدام هدفمند و سریع میتوان از تشدید نوساناتی که متأثر از چنین اقداماتی باشد جلوگیری کرد و بازار ارز را به مسیر منطقی بازگرداند.
البته در شرایط کنونی، برخورد جدی با سفتهبازان و معاملات ساختگی نیز ضروری است و بانک مرکزی و قوه قضائیه میتوانند با رصد دقیق تراکنشها، جلوگیری از احتکار و اعمال محدودیتهای قانونی، بازار ارز را به مسیر منطقی بازگردانند تا امنیت اقتصادی را حفظ و از افزایش هزینههای غیرضروری جلوگیری کنند.
بدیهی است نوسانات غیرمنطقی ارز اثر مستقیم بر تصمیمات تجاری فعالان دارد؛ چراکه تولیدکنندگان و واردکنندگان برای پیشبینی هزینهها و برنامهریزی تولید به نرخ ارز پایدار نیاز دارند و رشد بدون پشتوانه ارز باعث افزایش هزینههای تأمین کالا و تولید میشود و ممکن است زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد. در حالی که بازار کالا و تجارت داخلی ظرفیت پاسخگویی دارد، رفتار سودجویانه برخی فعالان میتواند این ظرفیت را محدود کند. بنابراین نظارت مستمر و برخورد سریع با معاملات غیرواقعی، راهکار اصلی برای حفظ ثبات بازار ارز است و ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضای واقعی، کنترل نوسانات و مهار سفتهبازی، به ثبات بازار کمک میکند. تجربه عرضه ورق گرم فولادی نمونه روشنی از توانایی بازار برای حفظ ثبات و پاسخگویی به نیاز واقعی اقتصادی است، که نباید به راحتی از کنار آن عبور کرد.
در مجموع، بازار ارز در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیریت هوشمندانه و نظارت دقیق است و با اعمال محدودیتهای هدفمند، جلوگیری از معاملات ساختگی و تقویت نظارت بر جریان ارز، میتوان اطمینان حاصل کرد که قیمتها بر اساس منطق اقتصادی و نیاز واقعی تجارت تعیین میشوند. این اقدامات میتواند هم امنیت اقتصادی و هم ثبات روانی بازار را حفظ کند و هم از اثرات غیرضروری نوسانات ارز جلوگیری نماید.