تغییرات اساسی در مسیحیت پس از آگوستین قدیس و ورود قوانین کذایی، این دین را دگرگون ساخت و یهودیت مدرن نیز به همین سمت رفت. مارتین لوتر و مذهب پروتستان که خود ارتباط گستردهای با یهودیان داشت، این روند را تقویت کرد. پیروان این سیستم در ظاهر مسیحی و در باطن شیطانی هستند. تلاش اصلی این جریان در یهودیت مدرن، پرورش قدرت برای اتصال به «شیطان عظیم» است جوان آنلاین: «اتوپیای مدرن غربی تنها در رسانهها وجود دارد و حقیقت زندگی مردم کاملاً متفاوت است. آنچه رسانهها و صنعت غرب درباره رفاه و سعادت مردم اروپایی نشان میدهند، صرفاً تصویری فریبنده و زیباست، در حالی که واقعیت زندگی مردم تحت سیطره نظام لیبرالی غرب، بسیار دشوار و پرتنش است. در رسانهها و فیلمهای هالیوودی، میلیاردهادلار سرمایهگذاری میشود تا امریکای مدرن را ناجی جهان و مردم امریکا را بزرگترین، بهترین و خیرخواهترین مردم نشان دهند. اما در عمل، زمانی که بحرانهایی مانند کرونا رخ میدهد، فروشگاهها خالی میشوند و سرقتها افزایش مییابد. بنابراین در غرب اساساً فلسفه اخلاقی منسجم و سازمانیافتهای وجود ندارد؛ یعنی شما هویت اخلاقی - رفتاری منظم و قابل استنادی را در آنجا نمیبینید که بخواهید آن را با چیزی مقایسه کنید.»
مهدی رضایی، مستندساز و کارشناس ارشد سواد رسانه درباره مستند جدید خود با عنوان «جزیره اپستین» در گفتوگو با «جوان» اظهار داشت: پس از جنایات عظیمی که دولت اسرائیل به عنوان فرزندخوانده دولت امریکا در سراسر جهان انجام داده، روشن شد جان انسان حتی جان زن برای این دولتها هیچ اهمیتی ندارد. چه شما ایرانی باشید، چه عرب، چه امریکایی، در هر نقطهای که باشید، آنها صرفاً به دنبال رسیدن به اهداف شوم و امیال شهوانی خود هستند. این کارشناس ارشد رسانه افزود: نمونه روشن این واقعیت، برخورد با کودکان اوکراینی است. اوکراین دشمن امریکا نیست و حتی یکی از نزدیکترین متحدان این کشور محسوب میشود، اما آنچه انجام شد، نشان داد حتی جان دختران آواره برایشان اهمیتی ندارد. هواپیما به هواپیما، دختر بچهها از مناطق جنگزده اوکراین با نظر مستقیم رئیسجمهور فاسد این کشور منتقل و به جزیره اپستین برده شدند. اسناد مربوط به این جزیره منتشر شده و نشان میدهد رئیسجمهور اوکراین یکی از پرورشیافتگان مکتب اپستین بوده است. همه اینها نشان میدهد حتی حقوق بشر یک دختر اروپایی چشمآبی نیز برای این افراد اهمیتی ندارد و هرگونه رفتار مطابق با میل و نفسانیات خود را روا میدانند.
اتوپیای غربی!
کارگردان مستند جزیره اپستین گفت:در مورد «اتوپیای غربی» باید بگویم که چنین چیزی وجود ندارد. من در حال ساخت فیلمی با عنوان «انسانسازان» بودم که به خیرخواهی و روح نوعدوستی مردم ایران میپرداخت؛ مردمی که حاضرند تمام زندگی خود را برای دیگران فدا کنند. آنها اتوپیای خود را از مردم ایران میگیرند. در تمام جوامع غربی، اگر بخواهند مثالی از تاریخ و مردم ایران بیاورند، در بحرانها نمونههایی از نوعدوستی ایرانیان را نشان میدهند. اما واقعیت این است که هیچ شهر آرمانی و هیچ مردم آرمانی در جوامع غربی وجود ندارد.
وی افزود: در رسانهها و فیلمهای هالیوودی، میلیاردهادلار سرمایهگذاری میشود تا امریکای مدرن را ناجی جهان و مردم امریکا را بزرگترین، بهترین و خیرخواهترین مردم نشان دهند. اما در عمل، زمانی که بحرانهایی مانند کرونا رخ میدهد، فروشگاهها خالی میشوند و سرقتها افزایش مییابد. در شرق، حتی در کشورهای جنگزدهای مثل افغانستان و عراق، مردم به چنین رفتارهایی متوسل نمیشوند. این نتیجه فرهنگ و تمدنی است که ایرانیان از هزاران سال پیش با آن بزرگ شدهاند. رضایی ادامه داد: این نشاندهنده تخریب اتوپیای مدرن غربی نیست؛ بلکه آنها هرگز اتوپیای واقعی نداشتند، اما همواره در تلاش برای آرمانسازی بودهاند. در فیلمها و رسانههایشان، حتی قهرمان و ضدقهرمان نیز همیشه مطابق سناریو ساخته میشوند: قهرمانان امریکایی و غربی و ضدقهرمانان اغلب از شرق. دشمنانشان، مثل ژاپن، ایران یا تایوان، همیشه در نقش منفی قرار دارند. این الگو ثابت و کنترلشده است.
کنترل رسانهها و ذهنها
رضایی تصریح کرد: آنها توانستهاند با کنترل رسانههای جهانی، افکار عمومی را تحت سلطه خود نگه دارند. بنابراین، مشروعیت تمدنی و تصویری که مردم جهان از غرب دارند، بهطور کامل ازسوی رسانهها شکل گرفته و از بین نمیرود. اگر مشابه این اتفاق در کشوری مانند ایران رخ میداد، جهان علیه آن کشور به راه میافتاد. اما چون غرب خود مرتکب جنایات عظیم، مانند ۷۰ هزار قتل طی دو سال و ویرانیهای گسترده شده، هیچ صدایی علیه آنها بلند نمیشود. کارگردان مستند جزیره اپستین اظهار داشت: به همین دلیل، من فروپاشی واقعی تمدن غرب را درک میکنم، اما بحران مشروعیت آنها به علت قدرت رسانهای که در دستشان است، آشکار نمیشود.
وی گفت: در غرب اساساً فلسفه اخلاقی منسجم و سازمانیافتهای وجود ندارد؛ یعنی شما هویت اخلاقی رفتاری منظم و قابل استناد را در آنجا نمیبینید که بخواهید آن را با چیزی مقایسه کنید. اما درباره پرونده اپستین، واضح است که فساد اخلاقی در هر قدم این پرونده مشهود است. در تکتک اقداماتی که در این پرونده انجام شده و در تمامی اسناد منتشرشده، میتوان مشاهده کرد هر مورد یک فاجعه اخلاقی بوده است؛ فاجعهای که صرفاً برای بهرهبرداری و سوءاستفاده گروهی از حکام فاسد و بیماران جنسی که در جزیره حضور داشتند، رخ داده است.
وی تصریح کرد: نظام مدرن یهودی، برخلاف باور واقعی ادیان ابراهیمی و تعالیم حضرت موسی (ع)، نظامی است که نزدیک ۲هزارسال قدمت دارد و آن را رها نکردهاند. این نظام به عنوان «یهودیت مدرن»، بردگی شیطانی نامیده میشود که هدف آن صرفاً افزایش سیطره و قدرت از طریق تقویت آیینهایی است که اصل دین یهود را از بین بردهاند.
وی بیان کرد: برای دستیابی به نهایت قدرت در نظم جهانی فعلی، علاوه بر سرمایهگذاری مالی قوی، این نظام بر آیینهای قربانی متمرکز است؛ از جمله کشتن یک انسان متولد شده زیر یک سال و خوردن از خون او برای کسب کرامتهای ویژه. تأکید میشود که این موضوع بر اساس اسنادی است که وزارت دادگستری امریکا منتشر کرده است.
غرب چیزی جز یهودیت مدرن نیست
رضایی گفت: فلسفه حکومتهای غربی بر این پایه استوار است که فساد تا حد نهایی نرسد، فرد نمیتواند قدرتمند شود. غرب چیزی جز یهودیت مدرن نیست، بهرغم پوشش ظاهری مسیحیت.
کارگردان مستند جزیره اپستین تصریح کرد: تغییرات اساسی در مسیحیت پس از آگوستین قدیس و ورود قوانین کذایی، این دین را دگرگون ساخت و یهودیت مدرن نیز به همین سمت رفت. مارتین لوتر و مذهب پروتستان که خود ارتباط گستردهای با یهودیان داشت، این روند را تقویت کرد. پیروان این سیستم در ظاهر مسیحی و در باطن شیطانی هستند. تلاش اصلی این جریان در یهودیت مدرن، پرورش قدرت برای اتصال به «شیطان عظیم» است. این اقدامات (نظیر آنچه در فلسطین یا جزایر اپستین مشاهده شد) برای حفظ آیین کثیف شیطانپرستی و تحقق پیشگوییهای مربوط به آخرالزمان مبنی بر کشتار انسانهای بیگناه برای اتصال به روح شیطان است.
رضایی با بیان اینکه «تفکر نیهیلیسم (پوچگرایی) نیازمند پردازش تاریخی است تا خاستگاه آن مشخص شود»، گفت: بر اساس استناد به کتاب اصول کافی، این روند با درگیری هابیل و قابیل آغاز شد، جایی که با رد شدن قربانی قابیل، اولین آتشپرست تاریخ ظهور کرد و معبدی برای پرستش آتش بنا نهاد و به تدریج تفکر نیهیلیسم را در خود و فرزندانش نهادینه کرد؛ اعتقادی که هیچ اصل اخلاقی مطلقی را به رسمیت نمیشناخت و اخلاق را صرفاً تعریفی شخصی میدانست.
وی افزود: این تفکر پوچگرا تا سه نسل ادامه یافت، بهگونهای که فرزندان پیامبرانی، چون حضرت شیث تا زمان آمدن حضرت نوح (ع)، مجبور به انجام مخفیانه وظایف پیامبری شدند زیرا پیروان نیهیلیسم که مخالف هرگونه اصل اخلاقی بودند، درپی کشتن مبلغان توحید بودند. حال مسئله اصلی این است که چگونه این تفکرات ریشهدار به یهودیان مدرن منتقل شده و تفکراتشان از چه کسی نشئت گرفته است.
این مستندساز با بیان اینکه «مشکل رایج کنونی در جهان هیچ ارتباطی با بریدگی از وحی الهی یا بخشی از آن ندارد»، گفت: هرگز در هیچ کتابی، از زبور تا قرآن، نمیتوان کلامی یافت که تحت هیچ شرایطی بتوان از آن به این تفکر رسید. این تفکر از همان زمانی نشئت گرفته است که در فرزند خبیث و پلید حضرت آدم (ع) شکل گرفت و پیروان آن، پس از حدود ۹۰ و اندی نسل (۹۶ نسل)، همچنان در جهان در حال پیادهسازی این تفکر هستند. اگرچه شاخههای این جریان زیاد نیست، اما آنها هرگز از فرهنگ خود دست برنمیدارند. رضایی افزود: بنابراین، این امر نتیجه طبیعی یک معنویت بریده شده از وحی نیست، بلکه نتیجه دنبالهروی از یک سیاست چند هزار ساله در جهان است که هدف آن بیاخلاقی کردن است؛ سیاستی که از سوی نسلی کاملاً پلید و شریک در اولین قتل جهان آغاز شد و اکنون نیز آخرین کشتارهای جمعی جهان به دست همین یهودیان پلیدی انجام میشود که مبتکر و سرمایهگذار پرونده اپستین نیز بودهاند.
سکوت نخبگان ایرانی ناشی از غفلت نیست
کارگردان مستند جزیره اپستین با اشاره به سکوت نخبگان ایرانی بیان کرد: این سکوت گاه ناشی از رفتارهای دوگانه است. حتی نخبگان داخلی وقتی با موضوعاتی مانند اسلام یا حکومت ایران مواجه میشوند، به نظر میرسد که برخی سلبریتیها و افراد به ظاهر نخبه تلاش میکنند از هر روزنهای بیشترین آسیب را به وضعیت موجود وارد کنند، حتی اگر این آسیب کوچک و غیرقابل مشاهده باشد.
وی اظهارداشت:، اما همین افراد وقتی موضوع مربوط به قدرتها و حاکمان غربی میشود، تماماً وارد سکوت میشوند. تصور کنید اگر یک شخصیت ایرانی در پروندهای مشابه اپستین نقش داشت، چه هیجان عظیم و دروغینی در فضای رسانهای ایران ایجاد میشد و به ظاهر نخبگان چه واکنش گستردهای نشان میدادند؛ علیه آن شخص، علیه حاکمیت و علیه دین اسلامی.
رضایی با تأکید بر اینکه این رفتار نه ناشی از غفلت است و نه ناشی از مصلحتاندیشی، اظهار داشت: در ایران، اگر یک نفر در جریان بازرسی پلیس جان خود را از دست دهد، جامعه و رسانهها برای ماهها به بدترین شکل ممکن فعال میشوند و موجی از اعتراض و حساسیت ایجاد میکنند. اما وقتی جنایتی گسترده رخ میدهد و قربانیان تبدیل به هزاران نفر، حتی صدها هزار کودک میشوند که مورد تجاوز و قتل قرار میگیرند، نه یک پیام، حتی یک واکنش کوچک، از سوی همان نخبگان منتشر نمیشود. این سکوت و بیتفاوتی را نمیتوان غفلت نامید؛ این خیانت به ذات انسانی است. وی با اشاره به یکی از آثار خود بیان کرد: یکی از فیلمهایی که ساختهام، فیلمی با عنوان «میخواهم زندگی کنم» است. این فیلم درباره آسیبهایی است که نظام سرمایهداری و لیبرال غربی به مردم ایران وارد کرده است، به ویژه در دوره قبل و حین جنگ جهانی، زمانی که قحطی عظیمی در کشور رخ داد و دو سوم مردم ایران جان خود را از دست دادند. این قحطی ناشی از سیاستهای دولت انگلیس بود و برای نظام لیبرال اهمیتی نداشت که قتل عام مردم در جریان است. رضایی با بیان اینکه امروز همان دولت انگلیس به عنوان «نجاتدهنده» در نگاه برخی روشنفکران و نخبگان ایرانی معرفی میشود، افزود: در حالی که نخبگان ایرانی حتی حاضر نیستند به یاد و سالگرد آن فجایع احترام بگذارند یا حزن و تأثر خود را بیان کنند. این سکوت در حالی است که مردم ایران در اثر همان سیاستها به شدت آسیب دیدند، تا جایی که گزارشهایی وجود دارد که مردم از شدت گرسنگی به خوردن گوشت اموات متوسل شدند.
رضایی با انتقاد از نگاه منفعتطلبانه نخبگان امروز ادامه داد: در پروندههایی مانند اپستین، نخبگان ایرانی با سکوت مطلق خود جنایات غرب را نادیده میگیرند و حتی یک واکنش کوچک نشان نمیدهند. اما اگر یک فساد اخلاقی، حتی ساده، از یک شخصیت ایرانی رخ دهد، رسانهها و نخبگان آن را بزرگنمایی میکنند؛ چنان که گویی دنیا بر سر مردم ایران خراب شده است.
وی در توضیح دلیل این رفتار گفت: دلیل این رفتار روشن است منفعتطلبی و نیاز به جلب توجه مخاطب. مخاطب خارجی با تخریب اسلام و جمهوری اسلامی، لذت میبرد و رسانهها از این استقبال بهره میبرند. اما وقتی از فسادهای گسترده و جنایات غربیها، حتی از افرادی که به ظاهر «چشم آبی» و الگو معرفی میشوند، صحبت میکنیم، مخاطب نمیپذیرد و واکنش چندانی نشان نمیدهد؛ زیرا رسانههای هالیوودی و غربی آنها را به عنوان الگو ساخته و معرفی کردهاند. کارگردان مستند جزیره اپستین افزود: بنابراین، این سکوت و برخورد دوگانه نخبگان ایرانی را نمیتوان غفلت نامید؛ این منفعتطلبی در فساد عظیم است، حتی زمانی که به ظاهر روشنفکرانه و انتقادی به نظر میرسد.
زندگی انسان معاصر همیشه در غربت
رضایی با اشاره به وضعیت انسان معاصر گفت: انسان معاصر همیشه در غربت زندگی کرده و این پدیده صرفاً مختص امروز یا یک منطقه خاص نیست. از نخستین اسناد مکتوب، مانند گیلگمش که بیش از ۴الی۵ هزار سال پیش در بابل نگاشته شده، تا اسناد موجود امروز، میتوان رد پای سیطره قدرتهای استعماری و اقتصادی را مشاهده کرد. در طول تاریخ، نظامهایی که امروز میتوان آنها را «صهیون جدید» نامید، با شعار رفاه و انساندوستی، ظلم و ستم مطلق را به مردم جهان تحمیل کردهاند و سفیران فساد خود را در کشورهای مختلف مستقر کردهاند. وی با بیان نمونههایی تاریخی و مدرن افزود: در استرالیا، بومیان با پوست تیره که رنگ چهرهای مشابه مردم هند داشتند، طی دو قرن گذشته تحت سیاستهای انگلیس و به بهانه دولت، قتلعام شدهاند و نسل آنها به شدت کاهش یافته است. در امریکا، طی ۴۰۰ سال گذشته، ۷۰۰ توافقنامه با سرخپوستان امضا شد تا نسل آنها تقریباً منقرض شود. در آفریقا، امریکای لاتین و اروپای مدرن نیز نمونههای مشابهی از سیطره و نصب حکام وابسته وجود داشته است.
این کارشناس ارشد رسانه با اشاره به اهداف این نظامها تصریح کرد: هدف آنها این بوده که انسانها همواره در غربت و تحت حاکمیت آنها باقی بمانند، اما در ظاهر خود را با رفاه، نظم و زیبایی نشان دهند. برای مثال، مردم عادی در اروپا با وجود تصویری که در رسانهها از رفاه اروپایی ارائه میشود، در واقع تحت فشارهای اقتصادی و مالیاتی شدید زندگی میکنند؛ بسیاری از آنها میگویند که نیمی از حقوقشان به دولت تعلق میگیرد و همین باعث میشود بخش زیادی از زمان کاریشان عملاً رایگان صرف حکومت شود. وی با اشاره به پیامدهای این وضعیت افزود: این وضعیت نه فقط از نظر اقتصادی، بلکه از نظر فکری و روانی نیز فشار زیادی به مردم وارد میکند. آمارها نشان میدهد بیشترین میزان خودکشی جهان در کشورهای اروپایی رخ میدهد؛ آماری که ازسوی یونسکو و سازمانهای بینالمللی منتشر شده است. این نشان میدهد آنچه رسانهها و صنعت غرب درباره رفاه و سعادت مردم اروپایی نشان میدهند، صرفاً تصویری فریبنده و زیبا است، در حالی که واقعیت زندگی مردم تحت سیطره نظام لیبرالی غرب، بسیار دشوار و پرتنش است. رضایی در پایان افزود: در نتیجه، صنعت رسانه و فرهنگ غربی همواره در تلاش است تا ظلم و فشار واقعی به مردم جهان را تطهیر و زیبا جلوه دهد و این روند تا زمان ظهور امام زمان (عج) در روایتهای شیعه همچنان ادامه خواهد داشت.