ساخت و توزیع «اهل ایران» جدا از کیفیت سریال، مصداق «هنر درست استفاده از رسانه» در کشاکش بحران است. دشمن همه ابزارهای رسانهای را به کار گرفته تا تجاوز خود را توجیه کند و با «رؤیافروشی» به طیفی از مردم، نقشه شوم خود را عملی کند جوان آنلاین: پس از جنگ ۱۲ روزه زمزمههایی مبنی بر ساختهشدن سریالها و فیلمهایی درباره تجاوز دشمن علیه خاک ایران شنیده شد. نتیجه این دورخیز همچنان در قاب سیما دیده نشدهاست، اما بر پرده سینما شاهد چند اثر در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر بودیم؛ مثل «نیمشب»، «کافه سلطان»، «قمار باز»، «سقف».
هنوز زمان زیادی از پایان چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر نگذشتهبود که بار دیگر کشورمان مورد حمله دشمن امریکایی- صهیونی قرار گرفت. اینبار و در دل جنگ رمضان، فیلمسازان آستین بالا زدند و زیر موشک و بمب شروع به کار کردند و اصطلاحاً کار نشدنی را ممکن ساختند. سهم تلویزیون سریال «سرو، سپید، سرخ» است و سهم شبکه خانگی سریال «اهل ایران».
این واقعیتی اثبات شدهاست که ایرانیان در بزنگاهها همدلتر میشوند و مقابل بلایای طبیعی و غیرطبیعی بیش از پیش مراقب یکدیگر هستند. وقتی پای دشمن مشترک در میان باشد، این اتحاد به اوج میرسد و معجزه میکند. حالا آنچه در خیابانها میگذرد و همه از هر طیف و نگرشی دوشادوش هم «ایران» را فریاد میزنند گویای وحدت و غیرت ذاتی مردم این مرز و بوم است.
تولد روایتهای فوری در دل بحران
طبعاً دستاندرکاران حوزه نمایش نیز متأثر از این فضا نمیتوانند رسالت اجتماعی و ملی خویش را نادیده بگیرند. کما اینکه نمود این همراهی در سریالی، چون «اهل ایران» به چشم آمدهاست. در تحلیل چنین اتفاق مبارکی، همچنان که باید همت عالی هنرمندان را ستود؛ لازم است همراهی پلتفرم پخشکننده را به عنوان یک الگو و شاخص مد نظر داشت. تا پیش از این، ساز و کار بسترهای مجازی پخش فیلم و سریال، چنین ترسیم شدهبود که دنبال جنسی خاص از آثار هستند که از نظر تماتیک قرابتی با کارهای تلویزیونی ندارند. گویا «بازار» بر «استراتژی فرهنگی» غالب بود و بیشتر انتقادها و دلخوریهای دغدغهمندان ریشه در همین مسئله داشت.
فارغ از قضاوت درباره محصولات پلتفرمها در شرایط عادی، وقتی صحبت از جنگ است و تجاوز دشمن، طبیعی است که معادلات باید تغییر کند. در میان پلتفرمها این شیدا بود که با پخش «اهل ایران» و نیز سریال امنیتی «هزارتو» زمین بازی را عوض کرد و مسیری تازه مبتنی بر اقتضائات ایام جنگ فراروی دیگر سرویسها قرار دادهاست. این پلتفرم که پیشتر با سریال جنجالی «آبان» و سریال عامهپسند «بامداد خمار» دنبال تثبیت جایگاه خود میان رقبا بود، حالا ابایی ندارد که جنسی متناسب با وضعیت اکنون را به مخاطبان عرضه کند.
ساخت و توزیع «اهل ایران» جدا از کیفیت سریال، مصداق «هنر درست استفاده از رسانه» در کشاکش بحران است. دشمن همه ابزارهای رسانهای را به کار گرفته تا تجاوز خود را توجیه کند و با «رؤیافروشی» به طیفی از مردم، نقشه شوم خود را عملی کند. در میان مدلهای گوناگون جهت واکنش به کماثر کردن هدف جبهه متجاوز، تولید سریالهای سرگرمکننده، آن هم بدون فوت وقت اتفاقی کمسابقه در کشور ما است. خاصه اینکه چنین اتفاقی در قالب استفاده از ظرفیت پلتفرم رخ دادهاست.
راهی برای خنثیسازی جنگ روانی
به لحاظ فنی «اهل ایران» کار باکیفیتی است که با آثار سینمایی خوب تنه میزند، آن هم آثاری که در شرایط عادی و با حداکثر امکانات ساخته میشوند و نه در میانه جنگی که همانند اپیزود دوم «اهل ایران» یعنی «خون سبز» همه چیز تعطیل و نیمه بسته است و حتی تولید یک پرچم ایران کاری غیرممکن مینماید.
از نظر محتوایی، اما نمیتوان مدعی شد که همه اپیزودهای «اهل ایران» دارای کیفیت تام و تمام هستند. چون در شرایط معمول که فیلمنامهنویس فرصت کافی برای نگارش و سپس حک و اصلاح دارد؛ عمده ضعف فیلم و سریالها به متن بازمیگردد. حالا که وضعیت جنگی است و باید فیلمنامه در کمترین فرصت نوشته شود، طبیعی است که ضعفها مشهودتر هستند. با این همه «اهل ایران» را میتوان دید و با قسمتهای مختلفش سرگرم شد. ضمناً مفهوم مورد نظر که ایران است و همدلی و نیز مذهب تأثیر کافی را بر مخاطب باقی میگذارد.
تاکنون چهار اپیزود از «اهل ایران» منتشر شدهاست. «رستگاری در گاندی» به کارگردانی محسن بهاری که داستانی از حمله دشمن به بیمارستان را دارد و به نوعی یادآور مظلومیت دانشآموزان مدرسه میناب هم هست؛ روی خشن و بیرحم جنگ را پیش روی مخاطب قرار میدهد و بدون توسل به گلدرشتی، نهیب میزند این دشمن همان کسی است که قرار بود صلح به ارمغان آورد، اما کودک میکشد و مردم عادی را قربانی میکند.
«خون سبز» ساخته علی سرآهنگ، امر ملی را با محوریت پرچم سه رنگ ایران در میآمیزد و در نهایت همه را زیر آن جمع میکند. در این قصه که جزو جذابترین و موفقترین اپیزودهای «اهل ایران» است؛ تمام مردم مورد توجه هستند، حتی آن جوان معترض.
«قصه جنگ» عنوان اپیزودی است که سجاد پهلوانزاده کارگردانی کرد. داستان بر سه ضلع همسر/ مادر، کودک و مردی که عضو هلال احمر است، استوار شدهاست. مرد در صف اول خدمت به هموطنان جنگزده قرار دارد و ایثارش به پشتوانه شجاعت همسر (نماد نترس بودن و حفظ خاک) به بار مینشیند. کودک نماد آیندهسازان کشور است که در عین ترس از صدای بمب و جنگنده شمشیر اسباببازی دست گرفته تا سر دشمن (ترامپ) را از تن جدا سازد. این قصه اگرچه گاه جذابیت دراماتیک خود را از دست میدهد، ولی از نظر مفهوم و نماد درست و مؤثر عمل میکند.
و، اما «مهمان ویژه» ساخته مهدی شامحمدی دست روی اعتقادات و باورهای مذهبی میگذارد؛ جایی که یک دزد با الطاف امام رضا (ع) مسیر درست زندگی را بازمییابد و پرچم متبرک بارگاه ایشان مرهمی میشود بر دلهای داغدیده جنگزدگان. در این قصه، مفهوم بر درام غلبه دارد، ولی اثرگذار است و نوای پایانی آن علقههای مذهبی مخاطب را بیدار میکند: «ای صفای قلب زارم/ هرچه دارم از تو دارم.» سریال «اهل ایران» با همه ضعفها اثری است که در دل جنگ رمضان متولد شده و بخشی از تاریخ مصور ایران لقب گرفته است و این امتیاز کمی نیست.