مرد فریبکاری که با جعل عنوان پزشک و متخصص طب سنتی، از خانوادههای کودکان دیابتی تا ۲ میلیارد تومان کلاهبرداری کرده بود، دستگیر شد جوان آنلاین: مرد فریبکاری که با جعل عنوان پزشک و متخصص طب سنتی، از خانوادههای کودکان دیابتی تا ۲ میلیارد تومان کلاهبرداری کرده بود، دستگیر شد. متهم با تبلیغات در اینستاگرام، ادعای درمان قطعی دیابت نوع اول داشت، اما داروهای تقلبی، دستساز و بیمجوز، نه تنها کودکان را درمان نکرد، بلکه سلامت جسمی و روانی آنها را به خطر انداخت.
چندی قبل، مرد جوانی در تهران به اداره پلیس رفت و از مرد میانسالی به اتهام کلاهبرداری در حوزه پزشکی و خدمات درمانی شکایت کرد. از آنجا که شکایت وی مربوط به جرائم پزشکی بود، شاکی از سوی مأموران به دادسرای جرائم پزشکی معرفی شد تا به شکایت وی رسیدگی شود.
شاکی وقتی مقابل قاضی مهدی صانعی، بازپرس شعبه دوم دادسرا قرار گرفت، ماجرای تلاش خود را برای درمان پسر شش سالهاش روایت کرد.
پدری که خانهاش را فروخت
شاکی گفت: «پسرم شش ساله و دانشآموز سال اول ابتدایی است. وقتی به دنیا آمد، مدتی بعد متوجه شدیم او بیماری دیابت نوع اول دارد. همانطور که میدانید این بیماری از دوران کودکی سراغ افراد میآید. پسرم از همان ابتدا تحت مراقبت پزشکی قرار داشت و بر اساس دستور پزشک معالج انسولین مصرف میکرد. در این چند سال خیلی برای ما سخت گذشت، اما پسرم به خاطر سن کمش متوجه نبود تا اینکه وارد مدرسه شد. در آنجا از شرایط متفاوت خود با همکلاسیهایش فهمید و همیشه از من سؤال میکرد چرا دوستانش میتوانند همه خوردنیها را بخورند، اما او نمیتواند. همین موضوع ما را هم زجر میداد.»
وی ادامه داد: «مدتی گذشت و من دنبال راهی بودم تا فرزندم را درمان کنم، اما دیابت نوع اول قابل درمان نبود و باید فقط دارو مصرف میکرد تا اینکه در اینستاگرام با صفحه مردی آشنا شدم که خودش را پزشک عمومی و متخصص طب سنتی معرفی کرده بود. او حتی ادعا میکرد در همین حوزه پزشکی کارشناس رسمی دادگستری هم است. او تبلیغ میکرد تنها فردی است که در ایران میتواند دیابت نوع اول را درمان کند. با دیدن این آگهی خیلی خوشحال شدم و با شمارهای که داشت تماس گرفتم. او خودش را پزشک معرفی کرد و گفت کودکان زیادی را درمان کرده است و به من اطمینان داد با داروهای خاصی که دارد، بیماری پسرم را درمان میکند.»
مطب با تابلو، اما پزشک قلابی
شاکی گفت: «وقتی به مطبش در یکی از خیابانهای شمالی تهران رفتیم، جلوی مطبش تابلو داشت و خودش را پزشک معرفی کرده بود. ما هم اطمینان کردیم و وارد مطب او شدیم، اما خبر نداشتیم که او نه تنها پزشک نیست بلکه کلاهبردار است و فقط به خاطر پول، آسیبهای روانی زیادی هم به خانوادهها و کودکان وارد میکند.»
وی افزود: «پزشک قلابی وقتی کودکم را معاینه کرد، از من خواست داروهایی که پزشک معالجش تجویز کرده بود کنار بگذارم و از داروهای خاص او استفاده کنم. با اینکه هزینه زیادی داشت، قبول کردم و حتی خانهام را در شهرستان فروختم و ۲ میلیارد تومان هزینه درمان پسرم را پرداخت کردم، به امید اینکه پسرم از دیابت نوع اول درمان شود.»
وعده درمان و واقعیت تلخ
شاکی در پایان گفت: «ما داروهای اصلی را قطع کردیم و پسرم داروهایی را که او به قیمت گزافی به ما داده بود مصرف میکرد. ابتدا پسرم خوشحال بود و همه از نظر روحی و روانی خوب بودیم و بر اساس نظر او پسرم هر خوراکی را مصرف میکرد، اما کمکم حال پسرم بدتر شد. وقتی سراغ دکتر قلابی رفتیم و موضوع را به او گفتیم، ادعا کرد باید مدتی صبر کنیم تا عوارض ناشی از داروهای جدید از بین برود، اما حال پسرم نه تنها بهتر نشد که بدتر شد. مجبور شدیم پسرم را پیش همان پزشک معالج اولیه ببریم و تازه فهمیدیم که نباید داروهای او را قطع میکردیم. الان از روزی که داروهای پزشک اصلی را مصرف میکند، وضعیت جسمیاش بهتر شده، اما از نظر روحی خیلی به هم ریخته است. الان از مرد کلاهبردار شکایت داریم.»
شاکیان بیشتر؛ از تهران تا سیستانوبلوچستان
با ثبت این شکایت، پرونده به دستور بازپرس صانعی برای بررسی در اختیار تیم زبدهای از مأموران قرار گرفت. مأموران در همان ابتدا با شکایتهای مشابهی روبهرو شدند که همگی از پزشک قلابی شکایت کرده بودند. شاکیان از تهران و شهرهای مختلف، به امید درمان دیابت نوع اول فرزندشان، به مطب مرد میانسال مراجعه و همگی مبالغ زیادی را برای درمان و داروهایی که او تجویز کرده بود، پرداخت کرده بودند، اما هیچکدام درمان نشده بودند و حالشان بدتر شده بود.
شاکیان از همه قشرها بودند، تحصیلکرده، مهندس و وکیل، اما در میانشان افراد بیسواد هم بودند که فریب مرد کلاهبردار را خورده بودند. یکی از شاکیان مردی بود که از استان سیستانوبلوچستان برای درمان پسر خردسالش به تهران آمده بود. او هم مثل خیلی از مراجعهکنندگان، خانهاش را برای هزینه درمان فرزندش فروخته بود، اما حال فرزندش بدتر شده بود.
آسیب روحی به کودکان
از سوی دیگر، بررسیهای مأموران نشان داد تمامی شاکیان نه تنها ضرر مادی کرده بودند، بلکه بچههای آنها که اکثراً بین سه تا هفت سال سن دارند، دچار مشکلات روحی و روانی شده بودند. آنها مجبور شده بودند کودکانشان را تحت نظر روانشناس قرار دهند.
بازداشت متهم در مطب
در حالی که هر روز به تعداد شاکیان افزوده میشد، مأموران راهی مطب مرد میانسال شدند و فهمیدند اظهارات شاکیان درست است. او اصلاً پزشک نبود، اما در تابلوی سردر مطبش عبارت «پزشک عمومی و متخصص طب سنتی و کارشناس رسمی دادگستری» نوشته شده بود. مأموران دریافتند وی هیچ یک از مدرکهای ادعایی را ندارد و به این شیوه از تعداد زیادی کلاهبرداری کرده و در حال کلاهبرداری از تعداد دیگری بیمار است. با به دست آمدن این اطلاعات، متهم بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد. مأموران در مطب پزشک قلابی مقدار زیادی داروهای تقلبی و دستساز بدون مجوز کشف کردند.
اعتراف و روانه زندان
متهم مقابل بازپرس پرونده به جرم خود اقرار کرد. وی سپس به اتهام کلاهبرداری و استفاده از عنوان پزشک به صورت غیرمجاز و استفاده از عنوان کارشناس رسمی دادگستری به صورت غیرمجاز، روانه زندان شد.
تحقیقات درباره این پرونده برای شناسایی شاکیان احتمالی همچنان ادامه دارد.
از عطاری تا مطب پزشکی
متهم پرونده، مردی ۵۰ساله به نام بهروز است. او مدعی است مدرک لیسانس در زمینه داروهای گیاهی دارد و قبل از اینکه خود را به عنوان پزشک معرفی کند، مدتها صاحب یک مغازه عطاری بوده و در آنجا به مردم داروهای گیاهی میفروخته است.
بهروز، چی شد که تصمیم گرفتی مطب پزشکی بزنی؟ مگر تو پزشک هستی؟
من از دوران کودکی علاقه زیادی به پزشکی داشتم و همیشه در این زمینه، مخصوصاً داروهای گیاهی و طب سنتی مطالعه میکردم. از طرفی در زمینه داروهای گیاهی مدرک گرفتم و بعد هم مغازه عطاری زدم. افراد زیادی برای درمان به مغازهام میآمدند و من هم به آنها داروی گیاهی میدادم. خیلیها دوباره مراجعه میکردند و میگفتند با داروهایی که من به آنها دادهام حالشان بهتر شده است، به همین خاطر فکر کردم از تجربهام استفاده کنم و تصمیم گرفتم مطب بزنم.
فکر نمیکردی ممکن است داروهای تجویزی تو باعث مرگ یک بیمار شود؟ مخصوصاً کودکان دیابتی؟
تصور میکردم عوارض ندارند. در این مدت، داروهای من باعث مرگ کسی نشد.
چی شد که ادعا کردی میتوانی بیماری نوع اول دیابت را درمان کنی؟
وقتی عطاری داشتم، افرادی که دیابت داشتند به من مراجعه میکردند. بعد هم در میان بستگانم افرادی بودند که فرزندشان دیابت نوع اول داشتند و حاضر بودند برای درمان هزینه زیادی کنند. همین موضوع مرا وسوسه کرد و فکر کردم درآمد خوبی داشته باشم.
مشتریانت بیشتر از چه طریقی با تو آشنا میشدند؟
من بیشتر تبلیغاتم را در اینستاگرام انجام میدادم. مشتریانم از تهران و شهرستانها بودند. خیلیها از شهرهای دور میآمدند، بعضیها حتی از سیستانوبلوچستان.
چقدر دستمزد میگرفتی؟ هزینه ویزیت و داروها چقدر تمام میشد؟
ویزیت مطبم زیاد نبود، اما داروهایی که میساختم هزینهاش زیاد بود. معمولاً به صورت دلار میگرفتم. بعضیها تا ۲ میلیارد تومان هم به من پرداخت کردند.
متأهلی؟ خودت بچه داری؟
بله. بچه هم دارم، البته فرزندانم بزرگ هستند.
با اینکه خودت بچه داری، تصمیم گرفتی به بهانه درمان کودکان کلاهبرداری کنی؟
(سکوت میکند و چیزی نمیگوید).