روسیه و چین میدانند که به ایران یک بدهی بزرگ بابت شکست هژمونی امریکا دارند، این، قیمت ندارد. اروپا نیز که فقط مورد تمسخر و مضحکه ترامپ بود حالا و بعد از شکست امریکا در جنگ چهلروزه، زبان باز کرده و ماکرون برای ترامپ لفاظی تهدیدآمیز جسورانه میکند؛ کاری که تا قبل از این جرئت آن را هیچیک از اروپائیان نداشتند جوان آنلاین: روسیه و چین میدانند که به ایران یک بدهی بزرگ بابت شکست هژمونی امریکا دارند، این، قیمت ندارد. اروپا نیز که فقط مورد تمسخر و مضحکه ترامپ بود حالا و بعد از شکست امریکا در جنگ چهلروزه، زبان باز کرده و ماکرون برای ترامپ لفاظی تهدیدآمیز جسورانه میکند؛ کاری که تا قبل از این جرئت آن را هیچیک از اروپائیان نداشتند. نخستوزیر اسپانیا نیز بعد از ایستادن مقابل ترامپ و اسرائیل به دیدار «شی» رفت تا نشان دهد امریکا کجا و چین و شرقیها کجای کارند. دیدار رئیسجمهور چین با مسئول تایوانی نیز باید در همین راستا ادراک شود. نخستوزیر کانادا که کشوری بدون ارتش قوی و در نهایت وابستگی به امریکاست، مقابل مردم خود خبر میدهد که «همین حالا پایان دوران ارسال ۷۰ درصد از بودجه دفاعی به ایالاتمتحده را اعلام میکنم» و مردم برایش هورا میکشند. وزیر جنگ پاکستان میگوید باید اسرائیل را از روی زمین محو کرد و اردوغان نیز اعلام میکند اگر اسرائیل دوباره وارد جنگ شد، اینبار در کنار ایران با اسرائیل خواهد جنگید! اینها همه یعنی سران جهان بهخوبی مفهوم مقاومت چهلروزه و پیروزی ایران مقابل دو قدرت نظامی و اقتصادی جهان را درک کردهاند و راه تازهای را در پیش خواهند گرفت.
جنگ واشینگتن - تلآویو علیه ایران، برخلاف وعده «پیروزی سریع» کاخ سفید، نه تنها در میدان نبرد دستاوردی نداشت، بلکه نظم یکقطبی پساجنگ سرد را برای همیشه به چالش کشید. از آنکارا تا پکن، از دهلی نو تا اتاوا، نشانههای آشکاری از تولد «نظم نوین چندقطبی» یا «عصر قدرتهای میانی» به چشم میخورد. مفهومی که تحلیلگران برای توصیف آن به کار میبرند، «پایان هژمونی امریکا» یا «گذار به نظام چندمرکزی» است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه که مقامات صهیونیست کشور او را هم تلویحاً تهدید کردهاند، روز یکشنبه تهدید کرد: «ترکیه همانطور که وارد لیبی و قرهباغ شد، میتواند وارد اسرائیل شود.» او اضافه کرد: «اگر پاکستان میانجیگری نمیکرد، ما جای اسرائیل را به او نشان میدادیم.» این اظهارات تحت عنوان شکاف عمیق در ناتو تعبیر شده است. واکنش تند اسرائیل کاتص، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نیز، خشم تلآویو از این سخنان را آشکار کرد.
مادرید و پکن در مسیر تقابل با واشینگتن
اسپانیا نه تنها در جریان جنگ غزه، بلکه پس از تجاوز امریکایی – صهیونی به ایران از متجاوزان جانبداری نکرد، به تازگی سفارت خود در تهران را به منظور حمایت از میانجیگری بازگشایی کرده است. این در حالی است که ترامپ تهدید کرده بود در واکنش به همراهی نکردن اسپانیا در جنگ علیه ایران، تمام تجارت با این کشور را لغو میکند. خوزه مانوئل آلبارس، وزیر امور خارجه اسپانیا، دیروز عصر گفت: «اسرائیل حقوق بشر را محترم نمیشمارد و اقدامات آن مصداق نقض قوانین بینالمللی است. به همین دلیل، اسپانیا تعلیق شورای مشارکت با رژیم صهیونیستی را پیشنهاد کرده است.» در این بین، دیدار دیروز شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، با رهبر اپوزیسیون تایوان، مؤید همین تغییر ترتیبات در عرصه جهانی است، به ویژه که رئیسجمهور چین گفت: «ما آمادهایم تا بر اساس بنیان سیاسی مشترکِ پایبندی به «اجماع ۱۹۹۲» و مخالفت با استقلال تایوان، برای هر دو سوی تنگه صلح بجوییم.»
کشتیهای ایرانی در بندر هندی
نزدیکترین متحد امریکا و همسایه این کشور با فرهنگ مشترک و دههها دفاع یکپارچه، به شدت علیه واشینگتن گارد گرفت. با گذشت چند ماه از اینکه مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، اعلام کرده بود وابستگی کشورش به ایالات متحده پایدار نیست، با بیان اینکه اتاوا دیگر بیشتر دلارهای دفاعی خود را به ایالات متحده ارسال نمیکند، خط روشنی را در مورد نحوه هزینههای نظامی کشورش ترسیم کرده است. او طی سخنانی در کنوانسیون حزب لیبرال گفت: «روزگاری که ارتش کانادا ۷۰ سنت از هر دلار را به ایالات متحده ارسال میکرد، به پایان رسیده است.» در عرصه کشتیرانی نیز، سه منبع صنعتی اعلام کردند که وزارت کشتیرانی هند به درخواست شرکت ریلاینس اینداستریز، به دلیل وضعیت اضطراری، به چهار کشتی حامل نفت ایران اجازه ویژه داده است تا در بندر سیکا در غرب هند پهلو بگیرند. همچنین، دادههای ردیابی کشتی نشان میدهد که شرکت ایندین اویل، بزرگترین پالایشگاه هند، نفت ایران را که با نفتکش تحریمشده جایا حمل میشود، خریداری کرده است. نظم جهانی را برای همیشه تغییر داد. همه اینها در شرایطی است که امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز به تازگی و در پی توهینهای دونالد ترامپ، با اعلام اینکه نمیتوان ترامپ را جدی گرفت، چون او بارها اهداف خود را در جنگ با ایران تغییر داده است، گفته بود: «وقتی جدی هستیم، هر روز ضد حرفی که روز قبل زدهایم را نمیگوییم؛ شاید بهتر باشد آدم هر روز صحبت نکند.» آنچه در حال وقوع است، نه «افول امریکا»، که «پایان دوران تکقطبی» و آغاز «عصر قدرتهای میانی» است. ترکیه اسرائیل را تهدید میکند، کانادا از امریکا فاصله میگیرد، اسپانیا به چین پناه میبرد و کشورهای جنوب جهانی نظم مالی موازی میسازند. اینها نشانههای یک «بازآرایی بزرگ» است؛ نظمی که در آن قدرتهای میانی به جای «با ما یا علیه ما»، «مذاکره با همه و وابسته به هیچکس» را انتخاب کردهاند.
منافع کشورها در گرو امریکا نیست
در ۱۲ ماه اخیر، چهره جدیدی از نظام بینالملل در حال شکلگیری است؛ سیستمی که در آن «قدرتهای میانی» دیگر پیرو محض واشینگتن نیستند. این پدیده در تحلیلهای اندیشکدههایی مانند «شورای آتلانتیک» و «آسیا تایمز» با عنوان «عصر قدرتهای میانی یا چندمرکزی» مفهومسازی شده است. چندی پیش، آسیا تایمز نوشت که توهم پساجنگ سرد از یک جهان یکقطبی تحت هژمونی امریکا برای همیشه به پایان رسیده است. آنچه در حال ظهور است، یک نظام چندقطبی آشفته است که در آن قدرتهای میانی فضای مانور بیشتری از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۷۰ دارند. گلوبال تایمز نیز تحلیلی داشت و به جنبش جنوب جهانی اشاره کرده که در حال ساختن سیستمهای موازی، به چالش کشیدن هژمونی مالی و طلب چندجانبهگرایی واقعی است. این رسانه، بریکس را نماد این «بلوغ نهادی» معرفی میکند که از پنج عضو مؤسس به ۱۱ عضو کامل و ۱۳ کشور شریک رسیده و ۳۲ کشور دیگر نیز در صف عضویت هستند. این شواهد متعدد نشان میدهند که جهان به سرعت در حال گذار از یک سیستم «تکقطبی» به یک نظام «چندمرکزی» است. اصطلاحاتی مانند «جنوب جهانی» یا «قدرتهای میانی» برای توصیف این پدیده به کار میروند. کشورهای بیشتری به این نتیجه رسیدهاند که منافع ملیشان دیگر کاملاً با منافع ایالات متحده همسو نیست و برای تأمین امنیت و رفاه خود، باید شراکتهای متنوعتری را دنبال کنند. جنگ ایران، کاتالیزوری برای تسریع این روند تاریخی بوده است.