کد خبر: 1351734
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
گزارش «جوان» از عملکرد تلویزیون در جنگ رمضان
شب‌هایی که تلویزیون میان خانه، خیابان و میدان پل زد در میانه جنگ تحمیلی اخیر، رسانه ملی با سرعت، دقت و صحت خبر و برنامه‌سازی فراگیر، آنتن را به سنگر تبدیل کرد
 روزبه فکور

جوان آنلاین: در میانه جنگ تحمیلی اخیر، رسانه ملی با سرعت، دقت و صحت خبر و برنامه‌سازی فراگیر، آنتن را به سنگر تبدیل کرد.
 
به گزارش «جوان»، این چند هفته، معنای رسانه برای من عوض شد. نه اینکه تازگی داشته باشد که تلویزیون در بحران‌ها پرتوان‌تر می‌شود، اما این‌بار، از لحظه‌ای که نخستین خبر‌های حمله رسید تا تثبیت آتش‌بس، دیدم چگونه «آنتن» بدل شد به سنگر عمومی و چطور صداوسیما به‌ویژه شبکه خبر مرجعیت خودش را در میدان اطلاع‌رسانی بازتعریف کرد. من در قامت مخاطبی که هم به خبر وسواس دارد و هم به برنامه‌سازی، روز‌های متوالی با شبکه‌ها همراه شدم؛ از زیرنویس‌های تند و نفس‌گیر تا گفت‌و‌گو‌های تخصصی و از مستند‌های روایت‌محور تا پوشش‌های برخطِ تجمعات مردمی. هر بار که کنترل را عوض می‌کردم، احساس می‌کردم یک پازل بزرگ‌تر دارد کامل می‌شود؛ روایتِ میدان، روایت مردم، روایت خدمت.
آغاز ماجرا با خبر بود؛ خبر‌هایی که باید سریع و دقیق می‌رسید، بی‌آنکه قربانی شتابزدگی شود. شبکه خبر در همان ساعات نخست نشان داد که هنوز بلد است «سه‌گانه طلایی» را رعایت کند؛ سرعت، دقت، صحت. نه از آن سرعت‌های بی‌محابا که بعد از تکذیب باید پخش کنی و نه از آن دقت‌های بی‌خاصیت که خبر را می‌خواباند. ترکیب سنجیده‌ای از گزارش‌های میدانی، ارتباط‌های زنده با مراکز استان‌ها، تحلیل‌های کارشناسانه از چهره‌های متنوع نظامی-رسانه‌ای و میز‌های جمع‌بندی که هم بلافاصله به سوال‌های لحظه پاسخ می‌داد و هم خط روایت کلان را حفظ می‌کرد. همین ترکیب بود که دوباره شبکه خبر را نشاند سر همان جایی که باید بنشیند؛ مرجعیت.
برای من مرجعیت فقط یعنی «اولین شنیده‌ها را از اینجا می‌گیرم» نیست؛ یعنی وقتی تردید می‌کنی، باز هم برمی‌گردی همین‌جا تا ببینی روایت اصلی چیست. وقتی خبر خام از گوشه‌وکنار می‌ریزد و خوش‌خبر‌های مجازی با داغ‌کردن ناگهانی، اضطراب می‌پراکنند، نیاز داری یک قاب ثابت داشته باشی؛ قابی که در آن خبر، تحلیل و جمع‌بندی کنار هم از همدیگر اعتبار بگیرند. 
شبکه خبر با تکیه بر میز‌های ترکیبی از «روایت جنگ» تا گفت‌و‌گو‌های تخصصی حوزه پدافند و راهبرد توانست این قاب را بسازد. این بار، حتی در لحظاتی که زیرساخت‌های ارتباطی فشار مضاعف را تجربه می‌کردند، آنتن جان نداد. به معنای واقعی کلمه، «زنده» بود.

 زنده نگهداشتن روحیه.
اما آنتن فقط خبر نیست؛ آنتن زنده باید روحیه را هم زنده نگه دارد. از همان روز‌های نخست، سلسله برنامه‌هایی با نام‌های دقیق و حساب‌شده روی آنتن آمد؛ روایت اقتدار، روایت همدلی، روایت خدمت، و روایت (به‌مثابه چتر). 
هر کدام‌شان یک ضلع از مربع جنگ رسانه‌ای را پر می‌کرد. «روایت اقتدار» تمرکز داشت بر نمایش ظرفیت‌های بازدارنده و دفاعی؛ تصویر‌هایی که دشمن نمی‌خواهد مردم ببینند؛ سامانه‌ها، آمادگی‌ها، انسجام عملیاتی. «روایت همدلی» دوربین را برد وسط مردم؛ صف‌های اهدای خون، گروه‌های جهادی، کسب‌وکار‌هایی که تا نیمه‌شب برای نیرو‌های خط مقدم بسته‌های پشتیبانی می‌فرستادند. «روایت خدمت» به دل بیمارستان‌ها و اتاق‌های عملیات امداد می‌رفت؛ به پرستارانی که با کمترین ادعا بیشترین کار را می‌کردند، به نیرو‌هایی که شبانه به بازسازی خطوط آسیب‌دیده همت می‌گماردند؛ و «روایت» به‌عنوان مادر همه اینها، نخ تسبیحی بود که اجزا را به هم پیوند می‌زد تا «تصویر بزرگ» گم نشود.
یک نقطه روشن دیگر، پیوستگی برنامه‌سازی در همه شبکه‌ها بود. یک‌بار که به‌طور تصادفی روی شبکه‌های عمومی چرخیدم، دیدم تقریباً هیچ‌جا آنتن خالی نمانده است؛ شبکه یک با میز‌های ویژه و زیرنویس‌های خبری هماهنگ، شبکه ۲ با میان‌برنامه‌های امیدآفرین و روایت‌های کوتاهِ میدانی، شبکه ۳ با ترکیب برنامه‌های جوان‌پسند و ارتباط‌های زنده از تجمعات و میدان، شبکه ۴ با عمق‌بخشی تحلیلی و گفت‌و‌گو‌های تخصصی‌- فنی، شبکه ۵ با محور‌های شهری و خدماتی، و شبکه‌های استانی که صحنه را از «ملی» به «محلی» ترجمه می‌کردند. این‌بار رسانه ملی از تکرار خسته‌کننده و موازی‌کاری عبور کرده‌بود؛ هر شبکه مأموریت خودش را می‌دانست و در قاب خودش «سنگ تمام می‌گذاشت.»
در همین رفت‌وآمدها، چند برنامه خاص بیش‌تر در ذهنم نشست. «من ایرانم» -با هر میزان از آشنایی مخاطب با آن-در قاب جدید روز‌های جنگ، مفهوم خودش را ارتقا داد. انگار برنامه، نه یک مستند صرف، که یک بیانیه دیداری بود؛ ایران فقط اسم یک جغرافیاست؟ نه؛ یک زیست‌جمعی است با ظرفیت‌هایی که شاید تا وقتی دشمن زیرساخت‌ها را نزند به چشم نیاید. همین خط روایتی در بسیاری از میان‌برنامه‌ها و مستند‌های میان‌قاب ادامه داشت: اینکه «زیرساخت» فقط کابل و دکل نیست، نیروی انسانی است، شبکه همیاری است، تجربه‌های اندوخته‌شده است و جالب اینجاست که سند تحول رسانه، از ابتدا همین را می‌گفت: روایت پیشرفت جزء لاینفک کار است. وقتی بمباران به زیرساخت فشار می‌آورد، روایت پیشرفت از حالت شعار درمی‌آید و به وضعیت «قابل لمس» می‌رسد: مردم می‌بینند که چند ساعت بعد، فلان مسیر ارتباطی برگشته، فلان سامانه جایگزین شده، فلان راهکار بومی وارد مدار شده‌است.

 پوشش خیابان‌های ایران
به پوشش خیابان‌ها که می‌رسیم، داستان جذاب‌تر می‌شود. در اوج تجمعات مردمی، تلویزیون به معنای دقیق کلمه «برخط» بود. نما‌های پهپادی و زمینی از حضور مردم، قاب‌های بسته از چهره‌هایی که در همهمه جمعیت حرف می‌زدند، روایت‌های لحظه‌ای از شعار‌هایی که محورشان حمایت از نیرو‌های مسلح و مطالبه امنیت بود، و در کنار همه اینها، رعایت استاندارد‌های فنی پخش در سطحی که بی‌اغراق، رقابت‌پذیر بود. 
یکی از نقاط قوت، همزمانی تولید و پخش بود: گزارشگر در میدان، تدوینگر در پشت‌صحنه، و خط پخش در حال اتصال قاب‌ها به هم. این همانجایی است که فهمیدم «زنده بودن» فقط به معنای یک چراغ قرمز روشن نیست؛ یعنی سیستمی که همه مفصل‌ها را به هم وصل کرده تا روایت نلغزد.
در جنگ رسانه‌ای، دشمن روی «وحشت» سرمایه‌گذاری می‌کند؛ رسانه ملی، مقابلش روی «اطمینان». شبکه خبر وقتی در اوج اضطراب، به جای هیجان‌زدگی، مسیر تحلیل را باز می‌گذارد، یک کارکرد امنیتی نرم تولید می‌کند؛ اضطراب را مهار می‌کند. وقتی مجری، سؤال سخت می‌پرسد و کارشناس با زبان ساده پاسخ می‌دهد، اعتماد تولید می‌شود. وقتی غلط‌های کوچک سریع اصلاح می‌شود و پیگیری خبر تا انتها ادامه دارد، «صحت» از یک شعار به یک رویه تبدیل می‌شود. من در چند نوبت، تصحیح‌های به موقع دیدم؛ جایی که ابتدا خبری اولیه روی آنتن رفت و بعد با اخذ اطلاعات تکمیلی، نسخه صحیح‌تر منتشر شد. این صداقت روش، از هر شعار ضدجنگ روانی، اثرگذارتر است.
در طرف برنامه‌سازی، اتفاق دیگری هم رخ داد: روایت به حاشیه زندگی مردم نرفت. برنامه‌سازانی که در ژانر خانواده و سرگرمی فعالیت می‌کنند، با افزودن پیوست‌های محتوایی از نریشن‌های کوتاه امیدبخش تا حضور کارشناسان اجتماعی میدان را ترک نکردند. فیلم‌ها و سریال‌ها قطع نشد، بلکه بازچینش شدند. در آن میان، پخش آثار مناسبتی و تولید آیتم‌های کوتاه میانی، ضرباهنگ مصرف رسانه‌ای خانواده‌ها را حفظ کرد. 
اگر بخواهم خیلی روشن بگویم، تلویزیون این بار یادش بود که مردم، حتی در جنگ، زندگی می‌کنند؛ باید بخندند، باید به آینده فکر کنند، باید شب‌ها را با قصه‌ای غیر از «ترس» بخوابند.
یکی از نقد‌های قدیمی به رسانه ملی، تمرکز بیش از حد بر «رسالت خبری» در بحران‌ها و واگذاری بقیه میدان به بعد بود. این‌بار، به نظرم، آزمون متفاوتی رخ داد؛ «خدمت‌رسانی رسانه‌ای» در کنار «خبررسانی». از اعلان شماره‌های اضطراری و مسیر‌های خدمات شهری گرفته تا راهنمایی‌های مصرف انرژی، نواحی امن عبور و مرور، وضعیت امداد بیمارستانی و حتی پیگیری‌های مردمی برای رفع اشکالات خدماتی محلی. 
«روایت خدمت» اگرچه عنوان یک برنامه بود، در عمل بدل شد به یک پروتکل رفتاری؛ هر خبر سخت، یک راهنمای عمل هم داشت. این همانجایی است که رسانه به معنای واقعی «خدمت عمومی» ارائه می‌کند. بدیهی است که همه چیز بی‌نقص نبود. پخش زنده در فشار فنی، گاهی با قطع و وصل‌های مقطعی همراه می‌شد؛ برخی میز‌های گفت‌و‌گو می‌توانستند چالش‌محورتر باشند و پوشش استان‌ها در لحظاتی نیاز به هماهنگی بهتری داشت. اما در مقایسه با حجم بحران و گستره مأموریت، خروجی نهایی قابل دفاع بود، چون خروجی نه فقط از «بالا» که از «پایین» هم می‌جوشید؛ گزارشگرانی که واقعاً در صحنه بودند، تصویربردارانی که قاب‌هایشان بی‌تکان و تماشایی بود، تدوینگرانی که نفس نفس، ولی دقیق می‌بریدند و می‌چسباندند. در این میان، گفتن از نقش شبکه‌های تخصصی هم لازم است. شبکه آموزش و شبکه مستند هر کدام به زبان خودشان، روایت جنگ را توضیح‌پذیرتر کردند: یکی با تولید بسته‌های سواد رسانه‌ای برای خانواده‌ها تا در دام شایعات نیفتند، دیگری با ساخت نماهنگ‌های کوتاه از پشت صحنه آمادگی‌های لجستیکی. 
شبکه ورزش نیز از فرصت استفاده کرد تا مفهوم «آمادگی» را در قالب‌های انگیزشی و گفت‌و‌گو با قهرمانان به نمایش بگذارد. این چندصدایی هم‌افزا، همان چیزی است که سال‌ها در اسناد بالادستی به عنوان «شبکه‌محوریِ مأموریت‌گرا» از آن یاد می‌شد و حالا، مصداق بیرونی پیدا کرده‌بود.
برگردم به همان خط روایتی که از ابتدا ذهنم را درگیر کرد: «دشمن زیرساخت‌ها را زده، اما بسیاری از ظرفیت‌های ما تازه شناخته شد.» این گزاره، اگر در آنتن دیده نمی‌شد، می‌توانست یک شعار باقی بماند. رسانه ملی با تصویرسازی از پشت‌صحنه‌های بازآفرینی، با قاب‌های نزدیک از چهره‌های بی‌ادعا مهندس مخابراتی که کابل پاره را وصله می‌زند، کارشناس شبکه‌ای که سوییچ جایگزین را در دل شب بالا می‌آورد، تیم امدادی که با کمترین امکانات، بیشترین سرعت را ثبت می‌کند به این گزاره جان داد. 

 تلاقی پیشرفت و تاب‌آوری
تلاقیِ «روایت پیشرفت» با «روایت تاب‌آوری»، همان پیامی بود که سند تحول از همان ابتدا دنبال می‌کرد: پیشرفت، فقط پروژه‌های بزرگ نیست؛ زیست روزمره‌ای است که در بحران هم روی پا می‌ایستد. از خیابان‌ها هم بگویم؛ خیابان‌هایی که پر شدند از آدم‌هایی که آمده بودند بگویند تنها نیستیم. حضور مردم، در قاب تلویزیون، تبدیل شد به آینه‌ای از همدلی. دوربین‌ها، نه با فاصله امنیتی بی‌روح، که با احترام و نزدیکی، روایت کردند. شعار‌ها از جنس هراس نبود؛ از جنس اطمینان بود و رسانه، کار اصلی‌اش را کرد؛ میان میدان و خانه، پلی ساخت که هر دو طرف را به هم مطمئن‌تر کرد. وقتی مادر خانواده در قاب تلویزیون می‌بیند پسرش در میان جمعیتی است که نظم دارد، امنیت دارد و مطالبه‌اش روشن است، دلش قرص‌تر می‌شود. این همان «آرامش اجتماعی» است که از دل تصویر درست بیرون می‌آید. در پایان، می‌خواهم از یک احساس شخصی بگویم؛ حس کردم رسانه ملی، پس از سال‌ها بحث و نقد و پیشنهاد، یک قدم مهم به سمت «زنده بودن» برداشت. زنده بودن یعنی فقط پخش زنده نیست؛ یعنی ضربان رسانه با ضربان جامعه یکی شود. در این چند هفته، از خبر تا برنامه و از مستند تا گفت‌و‌گو، ضربان‌ها نزدیک شدند. می‌دانم کار تمام نشده است؛ میدان روایت همیشه باز است و رقابت بیرحم‌تر از همیشه، اما همین که در سخت‌ترین لحظه‌ها، آنتن خالی نماند و روایت از دست نرفت، یعنی مسیر را درست آمده‌ایم. حالا که آتش‌بس برقرار است و کشور نفس تازه می‌کند، وظیفه رسانه حتی سنگین‌تر می‌شود. باید پیگیری کند، باید گزارش پساجنگ بدهد، باید روایت بازسازی را قاب بگیرد، باید مرجعیت خود را در تحلیل‌های دقیق‌تر تثبیت کند، باید سواد رسانه‌ای مردم را بالا ببرد تا در موج‌های بعدی، ایمن‌تر باشیم. 
جنگ، فقط یک فصل از کتاب است؛ فصل‌های بعدی را هم باید خوب نوشت؛ و من، به‌عنوان یک مخاطب، امروز بیش از همیشه امیدوارم که این آنتن، این سنگر عمومی همچنان روشن بماند؛ نه فقط روشن که گرم، دقیق و صادق.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار