جوان آنلاین: گاهی یک مستند، بیش از آنکه روایت زندگی یک هنرمند باشد، در پی حل معمایی تاریخی است. معمایی که پاسخ آن شاید برای همیشه در هالهای از ابهام باقی بماند. مستند «چمدان آبی» به کارگردانی عبدالستار کاکائی نیز از همین جنس آثار است. فیلمی که از زندگی و میراث هنری حسین بهزاد، نقاش و مینیاتوریست برجسته ایران، آغاز میشود، اما خیلی زود مخاطب را به جستوجوی سرنوشت چمدانی میبرد که گفته میشود بیش از صد اثر ارزشمند این هنرمند را در خود جای داده و سالها پیش بی رد و نشان ناپدید شده است.
همزمان با اکران آنلاین مستند «چمدان آبی» در پلتفرم هاشور، عبدالستار کاکائی، کارگردان این اثر، از شکلگیری یک مستند پرتره بر پایه پژوهش، جستوجوی بینتیجه برای یافتن چمدان مفقودشده آثار حسین بهزاد و ضرورت گسترش بسترهای نمایش آثار مستند سخن میگوید.
عبدالستار کاکائی، مستندساز، درباره ساخت مستند پرتره «چمدان آبی» به «جوان» گفت: یک مستند پرتره زمانی برای مخاطب جذاب میشود که از روایت صرف زندگی یک شخصیت فراتر برود. مگر اینکه خودِ شخصیت فراز و فرودهای بسیار چشمگیری در زندگیاش داشته باشد؛ در غیر این صورت، بسیاری از پرترهها به روایت یک زندگینامه محدود میشوند و کشش چندانی برای مخاطب ایجاد نمیکنند. در «چمدان آبی» محور فیلم فقط روایت زندگی حسین بهزاد نیست؛ داستان چمدان آبی نیز در کنار زندگی او پیش میرود. چمدانی که آثار بهزاد در آن قرار داشته و قرار بود توسط یکی از شخصیتهای دوره قاجار فروخته شود، اما مفقود میشود. از همانجا، جستوجوی سرنوشت این چمدان به گره اصلی روایت تبدیل میشود.
کاکائی افزود: در این فیلم، هم شخصیت و فراز و نشیبهای زندگی حسین بهزاد روایت میشود و هم مخاطب، سرنوشت چمدانی را دنبال میکند که بیش از صد اثر مینیاتور در آن بوده است؛ آثاری که اگر امروز در اختیار بود، ارزش بسیار بالایی داشت. این پرسش که آن آثار کجا رفتهاند و چه سرنوشتی پیدا کردهاند، به نظرم همان عنصری است که روایت را پیش میبرد و به فیلم کشش میدهد.
پژوهش، ستون اصلی مستند
این مستندساز درباره اهمیت پژوهش در ساخت آثار پرتره نیز گفت: بدون پژوهش اساساً نمیتوان مستند پرتره ساخت. اگر پژوهش صورت نگیرد، تصویری ناقص و حتی اشتباه از شخصیت خواهید داشت. زمانی که پژوهش درباره حسین بهزاد را آغاز کردم، حتی بعضی از هنرمندان اطلاعات دقیقی درباره او نداشتند و گاهی نام او را با افراد دیگری اشتباه میگرفتند. همیشه تلاش میکنم کار را از ریشه آغاز کنم؛ یعنی هر اتفاق، شخصیت یا مکانی را از ابتدا بررسی و اطلاعات آن را استخراج کنم و بعد این یافتهها را در دل روایت قرار دهم. در این مسیر، همه اطلاعات وارد فیلم نمیشود؛ آنچه به پیشبرد روایت کمک نمیکند حذف میشود و فقط اتفاقات و فرازهای مهم زندگی شخصیت در فیلم باقی میماند.
کاکائی با تأکید بر اینکه پرتره صرفاً به انسان محدود نمیشود، گفت: در واقع میتوان درباره یک شهر، یک بنا یا حتی یک کوه هم پرتره ساخت و برای آن وجوه انسانی یا اسطورهای قائل شد. مهم این است که فراز و فرودهای سوژه استخراج شود و بر اساس آن، روایت شکل بگیرد.
وقتی اسناد به پایان روایت نمیرسند
کاکائی درباره مهمترین چالش ساخت «چمدان آبی» گفت: شیوه روایت فیلم بر جستوجوی سرنوشت همان چمدان آبی استوار بود، اما مهمترین چالش ما این بود که هیچ سندی از سرنوشت آن پیدا نکردیم. در اسناد مختلف، از پلیس و دستگاه قضایی گرفته تا هر جایی که احتمال میدادیم ردی از این چمدان وجود داشته باشد، جستوجو کردیم، اما به نتیجه نرسیدیم.
وی ادامه داد: دسترسی نداشتن به برخی اسناد تاریخی در ایران موضوع تازهای نیست. ممکن است بخشی از اسناد از بین رفته، مفقود شده یا اساساً هیچگاه ثبت نشده باشند. از سوی دیگر، این احتمال هم وجود دارد که فردی که چمدان را سرقت کرده، آثار را تحویل نداده یا آنها را به فروش رسانده باشد؛ همانطور که در دورههای مختلف، بخشی از آثار حسین بهزاد در اختیار رجال آن زمان قرار گرفت.
این مستندساز افزود: از بیش از صد اثر مینیاتوری که گفته میشود در آن چمدان بوده، امروز هیچ اثری در دست نیست و هیچ سند معتبری هم درباره سرنوشت آنها پیدا نکردم. به همین دلیل، فیلم نیز با یک پایان قطعی به نتیجه نمیرسد و این پرسش همچنان برای مخاطب باقی میماند که سرنوشت آن آثار چه شده است.
اکران آنلاین، ظرفیتی که باید جدیتر گرفته شود
کاکائی با اشاره به اکران آنلاین آثار مستند گفت: اکران آنلاین، ظرفیت ارزشمندی برای دیده شدن مستندهاست، اما هنوز از این ظرفیت به شکل مطلوب استفاده نشده است. تعداد مخاطبان این نمایشها محدود است و اگر تبلیغات گستردهتری انجام شود، میتواند تأثیر فرهنگی بیشتری داشته باشد.
وی ادامه داد: امروز مستندها از نظر نمایش عمومی با محدودیتهای زیادی روبهرو هستند. نمایشهای خصوصی هم نمیتواند پاسخگوی نیاز این سینما باشد و در عمل، مهمترین فرصت دیده شدن بسیاری از آثار، جشنوارهها هستند؛ در حالی که بعد از پایان جشنواره، مسیر دسترسی مخاطب به فیلمها بسیار محدود میشود.
مستند تشنه مخاطب است
این مستندساز با تأکید بر نقش پلتفرمهای نمایش آنلاین افزود: باید روی حضور مستندها در پلتفرمهای پرمخاطب سرمایهگذاری بیشتری شود. اگر این بستر تقویت شود و تبلیغات مناسبی برای آثار مستند صورت بگیرد، مخاطبان بسیار بیشتری امکان تماشای این فیلمها را خواهند داشت.
عبدالستار کاکائی در پایان گفت: اکران آنلاین و نمایش در پلتفرمها جایگزین نمایش سینمایی نیست، اما در شرایط فعلی میتواند مهمترین مسیر ارتباط مستندها با مخاطبان باشد و به گسترش دایره تماشاگران این سینما کمک کند.