اربعین امام شهید، اربعینی حسینی بود؛ هم در قیام مردم، هم در معنا، هم در شکل و دستهجات پیادهرویها و هم در آغاز یک تاریخ و مبدأ پیروزی دیگری برای اسلام. اربعین امام شهید حماسهی اربعین حسینی خامنهای بود.
خون یحیی علیهالسلام جوشید و یهود قاتل را نابود کرد؛ خون حسین علیهالسلام جوشید و جز با آن شجرهی طیبهی اسلام روئیدن و ریشهدواندن نمیگرفت؛ خون فرزندش حسینی خامنهای نیز خواهد جوشید و آن درخت پاک را میوهای تازه به شاخ خواهد نشاند.
مردم دیروز و دیشب غمشان کهنه نبود، همچنان تازه بود، اما شعارشان قدیمی و سنتی بود: «میجنگیم، میمیرم، ذلت نمیپذیریم»؛ و «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با امریکا». منظورشان حقا که مخالفت با روند تصمیم آتشبس و مذاکره نبود که آنها همهی آمدوشدشان ولایی و از سر آن ایمانی بود که به حاکمیت ایران اسلامی دارند؛ ولی در حد خود برای آینده بیمامیدهایی هم داشتند و این نگرشها را باید ارج نهاد و بزرگ داشت.
اینبار مذاکرهکنندگان ایرانی همان جنگاوران چهل روز نبرد حماسی میهنی هستند و اگر در مذاکره از آن ده بند چند بند را دشمن ندهد ولی ما همان دستاوردهای نظامیان خود را حفظ کنیم که حفظ کردهایم یعنی تنگههرمز را و مواد هستهای را و قدرت بالنده موشکی را، این یک پیروزی کامل است؛ و فراموش نمیکنیم که دشمن آمده بود ما را با برباددادن تمامیتارضی کشور تجزیه کند و شاه دستنشاندهی خود را بگمارد و نفت را ببرد و خون اسلام را بریزد و اندیشه ایرانی اسلامی را بر باد دهد و اگر نتواند تمدن ایرانی را از روی نقشه محو کند!
مذاکرهکنندگان ایرانی هم بدانند وقتی امریکا ونس را که سرمایه جمهوریخواهان برای انتخابات آینده است به میز مذاکره میفرستند، یعنی میخواهند مذاکره را با یک متن تمام کنند و نه اینکه به جنگی که هیچچیز از آن به دست نیاوردند بازگردند. این را بدانید و محکم روی دستاوردهای ملت و جنگاوران خود بایستید.