چهل روز از آن صبح سنگین می گذرد، چهل روز از روزی که دلهای بسیاری در سوگ فقدان مردی نشست که عمر خود را در راه ایمان، عزت و سربلندی امت سپری کرد. فقدان یک عالمِ مؤمن و استوار، تنها از دست دادن یک فرد نیست؛ گویی ستونی از ستونهای استقامت فرو میافتد. مردی که سالها با صلابت ایمان، با وقار علم، و با اقتدارِ برخاسته از باور، راه را نشان میداد و دلهای بسیاری را به امید و ایستادگی پیوند میزد.
او از تبار مردانی بود که در سختترین روزها خم به ابرو نمیآورند؛ عالمی که دانش را با تقوا آمیخته بود، و اقتدار را با تواضع و بندگی. نگاهش آرامش میبخشید و کلامش یادآور مسئولیتی بزرگ بود؛ مسئولیت حفظ ایمان، عزت و کرامت.
امروز، در چهلمین روز فراق، دلها بیش از همیشه سنگینی این فقدان را حس میکنند. گویی هنوز باور کردن نبودنش دشوار است؛ هنوز صدای استوارش در گوش تاریخ میپیچد و یاد صبر و پایداریاش در دلها زنده است.
چه کسی را از دست دادیم؟
مردی از جنس ایمان.
عالمی از تبار مجاهدت.
و رهبری که اقتدارش نه از قدرت ظاهری، که از ایمان عمیق و ارادهای استوار سرچشمه میگرفت.
یاد و نام او، در حافظه دلهای قدردان باقی خواهد ماند؛ چرا که مردان بزرگ اگرچه از میان ما میروند، اما راه و اندیشهشان خاموش نمیشود. زهرا قاسمی