کد خبر: 1350086
تاریخ انتشار: ۰۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۳
داستان غم‌انگیز یک عکس؛
پیراهن صورتی اکلیلی که هرگز پوشیده نشد شاید شما هم کوتاه‌ترین داستان غم‌انگیز جهان را که به تعبیری منتسب به ارنست همینگوی است را شنیده باشید، عبارتی که با رعایت اقتصاد کلامی، دنیای ادبیات را تکان داد؛ "baby shoes never worn" به معنی "کفش‌های نوزاد، پوشیده نشده" که در چند کلمه، برشی از زندگی زوج جوانی را توصیف می‌کند.
 جوان آنلاین: شاید شما هم کوتاه‌ترین داستان غم‌انگیز جهان را که به تعبیری منتسب به ارنست همینگوی است را شنیده باشید، عبارتی که با رعایت اقتصاد کلامی، دنیای ادبیات را تکان داد؛ "baby shoes never worn" به معنی "کفش‌های نوزاد، پوشیده نشده" که در چند کلمه، برشی از زندگی زوج جوانی را توصیف می‌کند.
 
این زوج، نوزادشان را بعد از تولد، از دست داده‌اند. اما؛ غم‌انگیزتر از این عبارت معروف ادبی، داستان پیراهن صورتی است که زهرا هرگز آن را نپوشید، چون شهید شد.
 
نیازی به بازی با کلمات و جمله‌های طولانی برای شرح عکس نیست و تصویر خود با جهان حرف می‌زند، این پنجره رو به ویرانی، خانه‌ زهرا است، دانش‌آموز کلاس ششم که ۱۱ سال بیشتر نداشت و اوج آرزویش، پوشیدن پیراهن صورتی بود که تازه خریده بود. امدادگران در آواربرداری از خانه ویران زهرا که حالا همراه با اعضای خانواده‌اش، به شهادت رسیده، دفترچه خاطراتی از او پیدا کرده‌اند که نشان می‌دهد موشک‌های دشمن در حمایت از مردم ایران، آرزوهای کودکانه را هدف قرار می‌دهد. از کاپشن صورتی تا پیراهن صورتی، انگار با رنگ‌ها هم مشکل دارند.
 
زهرا نوشته بود: "خیلی برای لباسم ذوق دارم، امروز با مامان رفتیم و لباس اکلیلی صورتی را برای تولدم خریدیم، مامان برایم کیک پخته بود، بابا قرار بود، دیر بیاید، به نبودنش عادت داریم. کاش می‌شد، همیشه کنار بابا بودم ...". زهرا هر چند نتوانست، یک دل سیر، پیراهن صورتی اکلیلی را تن کند، اما با شهادت در کنار پدر، می‌تواند تا همیشه کنار پدرش باشد، آغوشی تا ابد.
 
در میان تکه‌های منهدم شده یک خانه پر از امید که چیزی قابل تشخیص نیست، پیراهن صورتی اکلیلی، سندی از سقوط ارزش‌های انسانی است. کف خیابان خیس است، آسمان تبریز هم بر این مصیبت، گریه می‌کند، اما مدعیان حقوق بشر که جز ابراز نگرانی کاری ازشان برنمی‌آید، همچنان ساکتند.
 
اما این عکس، تنها داستان غم‌انگیز جنگ نابرابر تحمیل شده نیست، بچه‌های ایران در آینده با قصه‌های زیادی به خواب خواهند رفت، قصه حلمای یک و نیم ساله که دل سنگ را آب می‌کند، قصه معلمی که نوعروس بود و عاشق کلاس اولی‌هایش و قصه هزاران هزار قربانی بلندپروازی‌های کسانی که درک سیاست‌های کثیفشان از دنیای کودکان ما به اندازه چند صد کهکشان، دور است.
 
خبری از شهادت ۱۶۷ دانش‌آموز مینابی در مدرسه آن هم بعد از دو بار حمله هوایی، شهادت چند صد کودک و شهروند غیرنظامی و تخریب بیش از ۶۶ هزار واحد مسکونی در کانال‌های خبری آن ور آبی نیست، آیا هنوز هم فکر می‌کنید که این حملات، کمک به مردم ایران است؟!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار