کد خبر: 1349940
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۰
 حسین فصیحی

در روز‌هایی که آمار‌ها از تخریب ده‌ها هزار خانه، آسیب به صد‌ها مدرسه و مراکز درمانی و از دست رفتن جان انسان‌های بی‌گناه خبر می‌دهند، روایت دیگری هم در دل شهر‌ها جریان دارد؛ روایتی آرام، اما عمیق از مردمی که زیر آتش، زندگی را زمین نگذاشتند.
جنگ، اگرچه با صدای انفجار و آمار خسارت‌ها شناخته می‌شود، اما حقیقت آن فقط در ویرانی خلاصه نمی‌شود. در دل همین روز‌هایی که بیش از ۸۵ هزار واحد غیرنظامی آسیب دیده و صد‌ها مرکز درمانی و مدرسه هدف قرار گرفته‌اند، زندگی همچنان جریان دارد؛ نه به شکل عادی، بلکه به شکل مقاوم.
در کوچه‌ای که دیوار یکی از خانه‌هایش ترک برداشته، مادری هنوز برای فرزندش غذا می‌پزد. شاید ساده‌تر، شاید با امکانات کمتر، اما همان آیین همیشگی پابرجاست. در خانه‌ای دیگر، پدری تلاش می‌کند درس‌های عقب‌افتاده فرزندش را مرور کند، آن هم در شرایطی که صدای انفجار، تمرکز را می‌شکند. اینها فقط تلاش برای ادامه زندگی نیست؛ اینها شکل‌های کوچک، اما عمیق «ایستادن» است.
جنگ، مدارس را هم نشانه رفته است؛ صد‌ها فضای آموزشی آسیب دیده و ده‌ها دانش‌آموز و معلم جان خود را از دست داده‌اند. اما آموزش متوقف نشده است. کلاس‌ها شاید از ساختمان‌های رسمی به خانه‌ها منتقل شده باشند، یا به شکل محدودتر و غیررسمی برگزار شوند، اما جریان یادگیری هنوز زنده است. گویی جامعه می‌خواهد به هر شکل ممکن، آینده را از زیر آوار بیرون بکشد.
در سوی دیگر، شهر به دست کسانی زنده مانده که شاید کمتر دیده می‌شوند. رانندگانی که در خیابان‌های نیمه‌ناامن رفت‌وآمد می‌کنند، نیرو‌های خدمات شهری که زباله‌ها را جمع‌آوری می‌کنند، کارگران و فروشندگانی که کرکره مغازه‌هایشان را بالا می‌کشند. باز بودن یک مغازه، در چنین شرایطی فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ نشانه‌ای است از اینکه «زندگی هنوز ادامه دارد».
کادر درمان، روایت دیگری از این ایستادگی است. در حالی که برخی مراکز درمانی آسیب دیده یا از چرخه خدمت خارج شده‌اند، بسیاری دیگر با تمام توان به کار ادامه می‌دهند. پزشکان و پرستارانی که میان کمبود‌ها و فشارها، همچنان بر بالین بیماران حاضر می‌شوند، در واقع ستون‌های نامرئی این جامعه هستند؛ ستون‌هایی که اجازه نمی‌دهند رنج، به فروپاشی تبدیل شود.
در همین میان، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تداوم حیات، جریان داشتن تأمین نیاز‌های اولیه است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ذخایر کالا‌های اساسی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه به‌طور مداوم در حال تأمین و تقویت است. این یعنی در دل بحران، سازوکار‌های پشتیبان زندگی همچنان فعال‌اند. صف خرید نان، سبد میوه، یا قفسه‌های پر فروشگاه‌ها، شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما در واقع خطوط مقدم «حفظ آرامش اجتماعی» هستند.
زندگی در زیر آتش، شکل دیگری از زیستن است؛ زیستنی که در آن، هر عمل روزمره معنا پیدا می‌کند. روشن بودن چراغ یک خانه، باز بودن یک داروخانه، یا حتی یک سلام ساده میان همسایه‌ها، دیگر اتفاقی عادی نیست؛ هر کدام نشانه‌ای از مقاومت است.
شاید جنگ بتواند ساختمان‌ها را ویران کند، مدارس را تخریب کند و حتی جان‌ها را بگیرد، اما آنچه در این روز‌ها بیش از هر چیز خود را نشان می‌دهد، اراده‌ای است که اجازه توقف نمی‌دهد. مردمی که فقط «قربانی» نیستند، بلکه «کنشگرِ بقا» هستند.
در نهایت، آنچه این روز‌ها در شهر‌ها جریان دارد، فقط ادامه زندگی نیست؛ بازتعریف آن است. زندگی‌ای که زیر آتش، آرام‌تر، اما عمیق‌تر پیش می‌رود و نشان می‌دهد حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌توان ایستاد، ادامه داد و نپاشید.

برچسب ها: مراکز درمانی ، جنگ ، آمار
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار