شارهای سیاسی و اقتصادی واشنگتن برای تشکیل جبهه علیه ایران بینتیجه ماند و کشورهای کلیدی حاشیه خلیج فارس و ترکیه با تأکید بر راهکارهای سیاسی، درخواست رئیس جمهوری آمریکا برای جنگ را قاطعانه رد کردند. جوان آنلاین: جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر با تجاوز گسترده و هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه شده است؛ تجاوزی که تحلیلگران داخلی آن را «سومین جنگ تحمیلی» علیه ملت ایران مینامند.
این درگیری که با حملات مستقیم به خاک ایران آغاز شد و همچنان ادامه دارد، نقض آشکار حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور و بخشی از استراتژی استکبار برای تضعیف محور مقاومت به شمار میرود.
با وجود این، دو محور کلیدی تحولات اخیر، شکست استراتژی متجاوزان را آشکار کرده است: مقاومت دیپلماتیک قاطع کشورهای منطقه در برابر فشارهای واشنگتن و افزایش بیسابقه هزینههای جنگ که تابآوری اقتصادی متجاوزان را درهم شکسته است.
علیرغم فشارهای مستمر دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ برای کشاندن کشورهای عربی و ترکیه به درگیری مستقیم با ایران، اکثر دولتهای منطقه بر دیپلماسی و راهکارهای سیاسی پافشاری کردهاند. این کشورها با وجود تحریکات سیاسی، نظامی و اقتصادی واشنگتن، از همراهی با مطالبه جنگ پرهیز کرده و خواستار توقف فوری درگیریها و آغاز گفتوگوهای سیاسی شدهاند.
قطر به عنوان بازیگر کلیدی خلیج فارس، همچنان بر «مسیر دیپلماتیک» به عنوان تنها راهکار پایدار تأکید دارد. «ماجد الانصاری» سخنگوی وزارت خارجه این کشور اعلام کرد که دوحه با ایران و آمریکا در تماس مستقیم است و از هرگونه گفتوگو برای کاهش تنشها حمایت کامل میکند.
«محمد بن عبدالرحمان آل ثانی» وزیر خارجه قطر نیز تجاوز به ایران را محکوم و ضرورت تلاش برای کاهش تنش از طریق دیپلماسی را بارها تکرار کرده است.
عمان، با سابقه درخشان میانجیگری، بر «مذاکره مستقیم» اصرار ورزیده است. «بدر بن حمد البوسعیدی» وزیر خارجه این کشور پس از دورهای مذاکرات در مسقط و ژنو تأکید کرده که گفتوگوها «بسیار جدی و مفید» بوده و پیشرفتهای قابل توجهی حاصل شده است.
سلطاننشین عمان پیشنهادهای عملی برای کاهش فوری تنش ارائه کرده و نقش فعالی در تسهیل تماسهای غیرمستقیم ایران و آمریکا ایفا میکند.
ترکیه نیز به عنوان قدرت منطقهای، بر لزوم بازگشت به میز دیپلماسی پافشاری دارد. «رجب طیب اردوغان» رئیسجمهوری این کشور اعلام کرده که ترکیه «از عقل، گفتوگو و دیپلماسی حمایت میکند» و برای جلوگیری از تشدید تنش بین آمریکا و ایران، نهایت تلاش خود را به کار میگیرد.
«هاکان فیدان» وزیر خارجه ترکیه نیز در دیدارها و مشورتهای سیاسی با همتای ایرانی، بر تقویت ظرفیتهای دیپلماتیک برای مدیریت بحران منطقهای تأکید کرده است.
این مواضع محدود به این سه کشور نیست. بسیاری از دولتهای منطقه، از جمله عربستان و مصر، با وجود روابط نزدیک با واشنگتن، از درخواست صریح آمریکا برای ورود به ائتلاف ضدایرانی فاصله گرفتهاند.
آنها نه تنها پایگاههای خود را در اختیار عملیات علیه ایران قرار ندادهاند، بلکه در رایزنیهای علنی و خصوصی، ترامپ را از ادامه سیاست جنگطلبانه منصرف کردهاند.
این مقاومت جمعی نشان میدهد که کشورهای منطقه هزینههای بلندمدت جنگ را بسیار بالاتر از هر دستاورد کوتاهمدت ارزیابی میکنند و ترجیح میدهند از ظرفیتهای دیپلماتیک برای حفظ ثبات جمعی استفاده کنند.
در نتیجه، مطالبه ترامپ برای تشکیل جبهه واحد، با پاسخ منفی قاطع مواجه شده و انزوای سیاسی متجاوزان را دوچندان کرده است.
فشار اقتصادی یکی از مهمترین عوامل تضعیف موقعیت آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است. برآوردهای معتبر حاکی است که این درگیری، تابآوری مالی واشنگتن و تلآویو را به چالش جدی کشیده است.
هزینههای آمریکا در شانزدهمین روز تجاوز از ۲۱ میلیارد دلار فراتر رفته و برآوردهای اولیه نشان میدهد که در ۱۰ روز نخست، این رقم به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسیده است.
هزینه روزانه نیز به طور متوسط حدود ۸۹۱ میلیون تا یک میلیارد دلار تخمین زده میشود که بخش قابل توجهی از بودجه نظامی سالانه آمریکا را میبلعد.
برای رژیم صهیونیستی نیز هزینهها کمرشکن است. رهگیری هر پهپاد یا موشک ایرانی تا ۴ میلیون دلار آب میخورد و در یک شب عملیات، این رقم به یک میلیارد دلار رسیده است.
برآوردهای پیشین از جنگ احتمالی حدود ۱۰ میلیارد دلار بود، اما با ادامه درگیری و نیاز مداوم به رهگیری، فشار بر اقتصاد آسیبپذیر تلآویو چند برابر شده است. این هزینهها علاوه بر ابعاد نظامی، شامل اختلال در تجارت، افزایش قیمت انرژی و فشار بر بودجههای داخلی نیز میشود.
فشارهای چندجانبه نظامی، اقتصادی و افکار عمومی هم باعث شده متجاوزان احساس شکست عمیقی از تجاوز به خاک ایران داشته باشند. در داخل آمریکا، گزارشها از کمبود مهمات، فرسودگی نیروها و اعتراضات مردمی حکایت دارد.
نارضایتی عمومی از هزینههای سنگین در رژیم صهیونیستی نیز ، مشروعیت عملیات را زیر سؤال برده است. تحلیلگران از «بازدهی رو به کاهش» سخن میگویند؛ جایی که هر روز جنگ، میلیاردها دلار هزینه تحمیل میکند اما دستاوردهای میدانی بسیار محدود مانده است.
این وضعیت، متجاوزان را در موقعیتی قرار داده که نه توان تداوم جنگ را دارند و نه راه خروج آبرومندانهای یافتهاند.
سومین جنگ تحمیلی علیه ایران، نه تنها مقاومت ملت و نیروهای مسلح را به نمایش گذاشته، بلکه ثابت کرده سیاست تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی با شکست استراتژیک مواجه است.
آینده نشان خواهد داد که صبر استراتژیک و مقاومت هوشمندانه، چگونه معادلات را به نفع ملت ایران تغییر خواهد داد.